Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
lay
: غیر متخصص ناویژه کار
lays
: غیر متخصص ناویژه کار
Other Matches
fireworker
متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
tacticians
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tactician
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
grosser
ناویژه
grosses
ناویژه
grossest
ناویژه
grossing
ناویژه
gross
ناویژه
grossed
ناویژه
gross capacity
فرفیت ناویژه
gross weight
وزن ناویژه
margin
سود ناویژه
margins
سود ناویژه
nonsingular matrix
ماتریس ناویژه
layman
ناویژه کار
laymen
ناویژه کار
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
grossed
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grossing
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grosses
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grossest
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
gross
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grosser
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
skilled
متخصص
au fait
متخصص
specialist
متخصص
specialists
متخصص
rhinologist
متخصص
osteopathist
متخصص
stylist
متخصص مد
stylists
متخصص مد
adhoc
متخصص
geriatrician
متخصص
geriatrist
متخصص
expert
متخصص
experts
متخصص
computer professional
متخصص کامپیوتر
technician
متخصص فنی
ophlhalmologist
متخصص چشم
media specialist
متخصص رسانه ها
cost accountant
متخصص ارزیابی
aurist
متخصص گوش
artillerist
متخصص توپخانه
e. advice
نظر متخصص
cambist
متخصص ارز
financial e.
متخصص مالی
actuary
متخصص بیمه
actuaries
متخصص بیمه
electrician
متخصص برق
electricians
متخصص برق
ceramicist
متخصص سفالگری
ceramist
متخصص سفالگری
climatologist
متخصص اب وهوا
hygienist
متخصص بهداشت
hygeist
متخصص بهداشت
algebraist
متخصص جبرومقابله
clinicians
متخصص بالینی
clinician
متخصص بالینی
gas man
متخصص گاز
financiers
متخصص مالی
skilled
متخصص تخصصی
technicians
متخصص تکنیسین
hydropathist
متخصص اب درمانی
hydrologist
متخصص اب شناسی
toxicologist
متخصص زهرشناسی
an expert accountant
حسابدار متخصص
computer specialist
متخصص کامپیوتر
technician
متخصص تکنیسین
technicians
متخصص فنی
financier
متخصص مالی
theologians
متخصص الهیات
skilled workers
کارگران متخصص
specialist engineering
مهندس متخصص
proficient
حاذق متخصص
geophysicists
متخصص ژئوفیزیک
geophysicist
متخصص ژئوفیزیک
journeymen
کارگر متخصص
theolog
متخصص الهیات
experts
متخصص کارشناس
expert
متخصص کارشناس
theologian
متخصص الهیات
skilled witness
شاهد متخصص
journeyman
کارگر متخصص
anaesthetist
متخصص بیهوشی
outrebound
متخصص ریباند
economist
متخصص اقتصاد
economists
متخصص اقتصاد
pomologist
متخصص میوه
neurologist
متخصص اعصاب
data entry specialist
متخصص داده دهی
data base specialist
متخصص پایگاه داده
hardware specialist
متخصص سخت افزار
dermatologist
متخصص امراض پوست
geodesist
متخصص علم مساحی
gastronomist
متخصص غذای لذیذ
cutman
متخصص در جلوگیری ازخونریزی
cosmographer
متخصص کیهان شناسی
diagnostician
متخصص تشخیص مرض
exodontist
متخصص دندان کشی
etymologer
متخصص علم اشتقاق
etymologist
متخصص علم صرف
horticulturist
متخصص عمل باغبانی
syphilologist
طبیب متخصص کوفت
scientific manpower
نیروی انسانی متخصص
ideologist
متخصص علم تصور
internist
متخصص داروهای درونی
pyrotechnist
متخصص اتش بازی
metllurgist
متخصص ذوب فلزات
psychopathist
متخصص ناخوشیهای دماغی
political economist
متخصص علم ثروت
pisciculturist
متخصص ماهی پروری
pediatrician
پزشک متخصص اطفال
otologist
متخصص امراض گوش
histologist
متخصص بافت شناسی
herpetologist
متخصص خزنده شناسی
gerontologist
متخصص امراض پیری
municipalist
متخصص درامور شهرداری
neuropathist
متخصص ناخوشیهای عصبانی
unskilled worker
کارگر غیر متخصص
tp perfect oneself in an art
در فنی متخصص شدن
therapeutist
متخصص درمان شناسی
gynecologist
متخصص بیماریهای زنان
taxonomist
متخصص طبقه بندی
hellenist
متخصص فرهنگ یونان
notionalist
متخصص علوم نظری
cosmetologist
متخصص ارایش وزیبایی
beauticians
متخصص ارایش وزیبایی
acoustician
متخصص علم شنوایی
statistician
امارگر متخصص فن احصائیه
statisticians
امارگر متخصص فن احصائیه
osteopaths
متخصص بیماریهای استخوان
metallurgists
متخصص ذوب اهن
metallurgist
متخصص ذوب اهن
grammarian
متخصص دستور زبان
grammarians
متخصص دستور زبان
botanists
متخصص گیاه شناسی
botanist
متخصص گیاه شناسی
jurists
متخصص حقوق خصوصی
jurist
متخصص حقوق خصوصی
obstetrician
متخصص زایمان قابله
obstetricians
متخصص زایمان قابله
obstetricians
پزشک متخصص زایمان
gynaecologist
متخصص امراض زنانه
obstetrician
پزشک متخصص زایمان
beautician
متخصص ارایش وزیبایی
criminologist
متخصص جرم شناسی
linguists
متخصص زبان شناسی
osteopath
متخصص بیماریهای استخوان
majoring
مهاد متخصص شدن
majored
مهاد متخصص شدن
anatomist
متخصص علم تشریح
educationist
متخصص اموزش و پرورش
major
مهاد متخصص شدن
linguist
متخصص زبان شناسی
educationists
متخصص اموزش و پرورش
competent
فنی متخصص کاردان
astrophysicist
متخصص فیزیک نجومی
branch qualified officer
افسر متخصص رستهای
phonographer
متخصص تندنویسی ازروی صدا
tacticians
با تدبیر متخصص فنون جنگی
chiropodists
متخصص درمان وحفافت پاها
tactician
با تدبیر متخصص فنون جنگی
decorator
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
decorators
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
mesmerist
متخصص علم هیپنوتیزم خواب کن
chiropodist
متخصص درمان وحفافت پاها
torpedoman's mate
درجه دار متخصص اژدر
theorist
متخصص علوم نظری نگرشگر
telescopist
متخصص استعمال دوربینهای نجومی
telecommunications specialist
متخصص ارتباطات راه دور
special pleader
متخصص تهیه لوایح دفاعی
rebounder
متخصص در گرفتن توپهای حلقه
americanist
متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
image interpreter
متخصص خواندن عکس هوایی
bacteriologist
متخصص شناسایی انواع باکتریها
hydraulician
متخصص علم استفاده از فشاراب
exegetist
متخصص تفسیرو شرح متون
metallurgist
متخصص قال کردن فلزات
anesthetist
پزشک متخصص بیهوشی و بی حسی
anglicist
متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
technician
شخص متخصص در امور صفتی
apocalyptist
متخصص درتفسیر مکاشفات یوحنا
demographer
متخصص امار گیری مردم
metallurgists
متخصص قال کردن فلزات
theorists
متخصص علوم نظری نگرشگر
juicer
متخصص نور در تلویزیون وتاتر
an economist of time
متخصص در صرفه جویی وقت
airmanship
متخصص در خلبانی و هدایت هواپیما
technicians
شخص متخصص در امور صفتی
aviation ordnance , man
متخصص جنگ افزار هواپیما
gastroenterologist
متخصص بیماریهای معده وروده
gynecologist
متخصص علم ناخوشیهای زنانه
stevedore
متخصص چیدن بسته ها وصندوقها در کشتی
bureaus
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
theologue
متخصص الهیات دانشمند علم دین
unskilled labor
نیروی کارغیر ماهر غیر متخصص
anthologist
متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
cognoscente
متخصص در اثار هنری عتیقه شناس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com