Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 23 (3 milliseconds)
English
Persian
She is pregnant(expecting).
آبستن (باردار) است
Other Matches
xerographic printer
که جوهر باردار جذب میشود به محل تصویر باردار
She is nine months gone ( pegnant).
نه ماه آبستن است
The situation is fI'lled with impending troubles (incidents).
اوضاع آبستن حوادث است
furred
باردار
pergnant
باردار
pregnant
باردار
heavy
ابستن باردار
heaviest
ابستن باردار
heavies
ابستن باردار
anticipant
ابستن باردار
heavier
ابستن باردار
charged particle
ذره باردار
mobility of a charged particle
تحرک ذره باردار
fur
خز دوختن به باردار شدن
absorption of charged particles
جذب ذرات باردار
furs
خز دوختن به باردار شدن
Fruit -bearing (prlific) tree.
درخت باردار ( بارآور )
cyclotron
دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
inseminating
ابستن کردن باردار کردن
inseminates
ابستن کردن باردار کردن
inseminated
ابستن کردن باردار کردن
inseminate
ابستن کردن باردار کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com