Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (6 milliseconds)
English
Persian
carcer
آماجگاه رومی ها
Other Matches
romanesque
رومی وابسته به تمدن رومی
ogive
رومی
Romans
رومی
Roman
رومی
lovage
انجدان رومی
lyra
چنگ رومی
romish
رومی وار
lyrae
چنگ رومی
mastic
کندر رومی
mountian spinach
اسفناج رومی
romanic
زبان رومی
pimpernel
بادیان رومی
romanesque vault
طاق رومی
ogive
طاق رومی
romanesque
بسبک رومی
romanesque
ازنژاد رومی
oilstone
سنگ رومی
steelyard
قپان رومی
hart wort
انجدان رومی
acrus
طاق رومی
legion
سپاه رومی
legions
سپاه رومی
Latin cross
صلیب رومی
Roman numeral
اعداد رومی
excubitorium
خوابگاه رومی
Roman numerals
ارقام رومی
arm roll and grapevine
بغل رومی
cavy
ارنب رومی
celtic nard
سنبل رومی
domus
سرای رومی
colonia
خانه های رومی
Roman numeral
عدد رومی
[ریاضی]
romanic
متکلم بزبان رومی
castrum
[کمپ نیروهای رومی]
hollow square
[گچ بری هرمی رومی]
colonica
خانه های رومی
neo romanesque
رومی وار نوین
anise
بادیان رومی انیسون
false ogive
سپر رومی گلوله
popish
وابسته بکاتولیک رومی
greek catholic
عضوکلیسای کاتولیک رومی
leg ride and far leg hook
بغل رومی بااستفاده از پا
caldarium
گرمخانه در حمام رومی
neronian
وابسته به NEROامپراطورستمکار رومی
Romans
لاتین حروف رومی
Roman
لاتین حروف رومی
ogive arch
طاق رومی قوس جناغی
double cone
[ابزار بند رومی مخروطی شکل]
protasis
نخستین قسمت درام قدیم رومی
cavaedium
[پیش حیاط در خانه های رومی]
romih variation
واریاسیون رومی دردفاع شبه مران
hypaethrum
[پنجره نیم گرد کوچک رومی]
gregorian chant
سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
Frigi darium
[تزئینات زیبا و بزرگ در حمام های رومی]
Golden House
[سرای رومی ساخته شده توسط نرو]
Hirsau style
[نوعی معماری به سبک رومی در آلمان و استرالیا]
vesta
الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
knotted shaft
[ستون منحنی رومی وار شبیه قبه]
praetorian
وابسته به قدرت قضاوت مادون کنسولی رومی
aniseed
تخم بادیان رومی که بصورت ادویه بکار میرود
lavage
انجدان رومی شستشوی معده یازخم شستشو دادن
ides
روز پانزدهم مارس و مه وژوئیه و اکتبر وسیزدهم ماههای رومی
lararium
[اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
municipium
شهری که اهالی ان از حقوق شهر نشینان رومی بهره مند میشدند
ogive
طاق رومی
[این طرح در فرش های محرابی بیشتر بکار می رود.]
fasces
یک دسته میله که تبری در میان ان قرار داشته وپیشاپیش فرمانداران رومی می بردند و نشان قدرت بوده
Roman law
مجموعهی قوانین رومی که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا است
blocage
[بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
fasces
[نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
ogive
ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
papalize
پاپ ماب کردن رومی کردن
lattice design
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com