English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (1 milliseconds)
English Persian
silken ابریشم نماکردن
Other Matches
batten نشو و نماکردن
battens نشو و نماکردن
agatize عقیق نماکردن
kakemono تصویر یا نوشته روی ابریشم نقاشی روی ابریشم
silk ابریشم
silk tasseled گل ابریشم
silk نخ ابریشم
sleave ابریشم خامه
natural silk ابریشم طبیعی
floss silk ابریشم خام
organzine ابریشم تابیده
organzine ابریشم باقی
filoselle ابریشم پست
mimosa درخت گل ابریشم
raw silk ابریشم خام
silk cocoon پیله ابریشم
natural silk ابریشم طبیعی
coccon پیله ابریشم
caterpillar کرم ابریشم
sleave silk ابریشم نتابیده
sleave silk ابریشم خام
sericeous ابریشم نما
filature ابریشم پیچی
artifical silk ابریشم مصنوعی
silkworms کرم ابریشم
silky ابریشم نما
silkworm کرم ابریشم
silk worm کرم ابریشم
rayon ابریشم مصنوعی
actate silk ابریشم استاتی
aigrette کرک یا ابریشم
floss نخاله ابریشم
floss ابریشم خام
artificial silk ابریشم مصنوعی
tussah کرم ابریشم شرقی
silk accents فرش های گل ابریشم
silk covered سیم ابریشم پوش
cocoon پیله کرم ابریشم
cocoons پیله کرم ابریشم
silken ابریشم پوش حریری
slub ابریشم نیم تاب
tussore کرم ابریشم شرقی
spun rayon ابریشم مصنوعی تابیده
tusseh کرم ابریشم شرقی
caseworm نوعی کرم ابریشم
marabou نوعی ابریشم خام
silk نخ ابریشم مخصوص طراحی
gypsy moth کرم ابریشم ناجور
ser پرورش کرم ابریشم
flossy شبیه ابریشم خام
marabout نوعی ابریشم خام
kakemone [تصویر و نقاشی روی ابریشم]
sericulturist پرورش دهنده کرم ابریشم
degumming صمغ گیری [از پیله ابریشم]
fuji پارچه ابریشم طبیعی یا مصنوعی
sericultural وابسته به پرورش کرم ابریشم
serigraph استحکام سنج تار ابریشم
serigraphy ازمایش استحکام تار ابریشم
lansdowne یکجور پارچه پشم و ابریشم
fibroin جرم شیمیایی ابریشم وتارعنکبوت ومانندانها
protein fiber الیاف پروتئینی [مانند ابریشم و پشم]
tricolette پارچه ابریشم مصنوعی لباس زنانه
natural fiber الیاف طبیعی [مثل پشم، پنبه و ابریشم]
kapok الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
surah نوعی پارچه ابریشمی زنانه ابریشم مصنوعی
raw silk ابریشم خام [ابریشمی که صمغ آن گرفته نشده است.]
parramatta پارچه سبک وزن پشم و ابریشم لباسی زنانه
to reel off silk ابریشم را ازپیله کشیدن وبه نخ پیچ یا چرخک پیچیدن
paramatta پارچه سبک وزن پشم و ابریشم لباسی زنانه
tusser or sur orsore یکجور کرم ابریشم که ازدرخت بلوط تغذیه میکند
You cannot make a silk purse out of a sows ear . <proverb> هیچکس نمى تواند از گوش ماده خو,ابریشم خالص بگیرد .
pebrine یکجور ناخوشی درکرم ابریشم که نشان ان دانههای فلفلی سیاه است
processed silk ابریشم پخته [ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
denier دنیر [واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
filament الیاف [بلند و ممتد مثل ابریشم و یا الیاف مصنوعی]
waste silk ابریشم گجین [ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
ceiba درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
sericulture پرورش کرم ابریشم پرورش نوغان
log wood درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
goat hair موی بز [الیاف نازک و پشمی بز که بیشتر در قسمت های ظریف و تزئینی بافت بدلیل ظرافت آن بکار می رود. بهترین نوع آن مربوط به بز کشمیری هندوستان است که از لحاظ ظرافت و لطافت سبیه ابریشم است.]
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
vase structure بافت سه پوده گلدانی [در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com