English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (6 milliseconds)
English Persian
fixed ground water اب زیرزمینی ماندگار
Other Matches
cut out وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
clandestine سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
settler ماندگار
inherent ماندگار
persistent ماندگار
immanent ماندگار
settlers ماندگار
perdurable ماندگار
of long continvance ماندگار
inherent stability پایداری ماندگار
inherently بطور ماندگار
steady flow جریان ماندگار
monumentally بطور ماندگار
hard and fast rule <idiom> نتیجه ماندگار
settlers ماندگار خوش نشین
ineffaceable محو نشدنی ماندگار
settler ماندگار خوش نشین
settlor ماندگار خوش نشین
inherent [in] <adj.> درونی [ماندگار] [ذاتی]
indelible محو نشدنی ماندگار
indissoluble منحل نشدنی ماندگار
underground زیرزمینی
cellars زیرزمینی
cellar زیرزمینی
subterranean زیرزمینی
ground water اب زیرزمینی
subsurface ice یخ زیرزمینی
subsurface water اب زیرزمینی
underground water اب زیرزمینی
ground water basin حوزه اب زیرزمینی
under ground survey برداشت زیرزمینی
ground water ابهای زیرزمینی
ground water table سفره اب زیرزمینی
underdrain زهکش زیرزمینی
ground water storage اب انباشت زیرزمینی
ground water table سطح اب زیرزمینی
subsoil drainage زهکشی زیرزمینی
subsoil irrigation ابیاری زیرزمینی
subbing ابیاری زیرزمینی
mattamore انبار زیرزمینی
kobold غول زیرزمینی
under ground mining استخراج زیرزمینی
under ground working استخراج زیرزمینی
ground water trench بریدگی اب زیرزمینی
mined راه زیرزمینی
tunnels دالان زیرزمینی
tunnelled دالان زیرزمینی
tunneling دالان زیرزمینی
tunneled دالان زیرزمینی
tunnel دالان زیرزمینی
caverns حفره زیرزمینی
cavern حفره زیرزمینی
burrows سوراخ زیرزمینی
burrowing سوراخ زیرزمینی
burrowed سوراخ زیرزمینی
burrow سوراخ زیرزمینی
mines راه زیرزمینی
mine راه زیرزمینی
grotto غار زیرزمینی
camouflet حفره زیرزمینی
ground water runoff جریان زیرزمینی
underground cable کابل زیرزمینی
dug out پناهگاه زیرزمینی
underground mine معدم زیرزمینی
underground شبکه زیرزمینی
grottos غار زیرزمینی
grottoes غار زیرزمینی
earth house خانه زیرزمینی
underground furnace کوره زیرزمینی
underground railway راه اهن زیرزمینی
metros راه آهن زیرزمینی
under ground راه اهن زیرزمینی
metro راه آهن زیرزمینی
rhizmatous دارای ساقه زیرزمینی
hydrogeology بررسی ابهای زیرزمینی
hypogeum قسمت زیرزمینی بنا
actual velocity of ground water سرعت واقعی اب زیرزمینی
atomic underground burst ترکش زیرزمینی اتمی
fluctutaion of water table نوسان سفره اب زیرزمینی
underground راه اهن زیرزمینی
kanat کانالهای زه کشی زیرزمینی
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
silo مخزن زیرزمینی غلات و غیره
culverts لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
culvert لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
rhizomatous دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
magazine space زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
intrapermafrost water ابهای زیرزمینی واقع در لایه منجمد زمین
apparatus شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
dowse پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
molehill توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
molehills توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
keyth rope system شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
junction well چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
suprapermafrost ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
observation pipe لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
inhere جبلی بودن ماندگار بودن
mole hill توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
earths حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earth حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com