English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
stateroom اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
Other Matches
suites اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
suite اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
Could you put a cot in the room? آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
smoking room اتاق ویژه سیگار کشیدن
dose rate نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
idiosyncrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
dosage مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
plushier مجلل
celebrated مجلل
royalty مجلل
royalties مجلل
plushiest مجلل
plushy مجلل
glorified مجلل
gorgeous مجلل
luxurious مجلل
palatial مجلل
illustrious مجلل
de luxe مجلل
slap-up مجلل
costliness مجلل
stately مجلل
sumptuous مجلل
magnificent مجلل
grandest مجلل
grander مجلل
grand مجلل
splendorous مجلل
taffeta مجلل
luxuriant مجلل
glorious مجلل
compartmentalises اتاق اتاق کردن
compartmentalizing اتاق اتاق کردن
compartmentalizes اتاق اتاق کردن
compartmentalized اتاق اتاق کردن
compartmentalize اتاق اتاق کردن
compartmentalising اتاق اتاق کردن
compartmentalised اتاق اتاق کردن
gloriously بطور مجلل
plush مجلل باشکوه
pageants مراسم مجلل
deluxe مجلل گران
imperial مجلل همایون
pageant مراسم مجلل
splendrous باشکوه مجلل
sumptuously بطور مجلل یا پرخرج
galas جشن و سرور مجلل
gala جشن و سرور مجلل
princeliness زندگی مجلل اسراف
pageants نمایش مجلل وتاریخی
pageant نمایش مجلل وتاریخی
bedstead تختخواب
bedsteads تختخواب
cribbing تختخواب بچه
waterbed تختخواب آبی
Bed and Breakfast [B&B] تختخواب و صبحانه
crib تختخواب بچه
footboard پایه تختخواب
cribbed تختخواب بچه
bedstead چهارچوب تختخواب
waterbeds تختخواب آبی
bedspreads روپوش تختخواب
cribs تختخواب بچه
bedsteads چهارچوب تختخواب
twin beds تختخواب یکنفره
twin bed تختخواب یکنفره
bedstand چهارچوب تختخواب
bedspring فنر تختخواب
bedroll تختخواب سفری
hammock تختخواب سفری
hammocks تختخواب سفری
cot تختخواب سفری
cots تختخواب سفری
bedding تختخواب و ملافه ان
hay تختخواب پاداش
bedspread روپوش تختخواب
sleigh bed تختخواب سورتمهای
counterpane روپوش تختخواب
counterpanes روپوش تختخواب
palating مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
cot تختخواب سفری نظامی
sleeping carriage واگن تختخواب دار
sleepers واگن تختخواب دار
charpoy تختخواب سبک هندی
coverlet لحاف روپوش تختخواب
coverlets لحاف روپوش تختخواب
sleeper واگن تختخواب دار
cots تختخواب سفری نظامی
bunk covers روکش نسوز تختخواب
bunk bed تختخواب چند طبقه
bunks هرگونه تختخواب تاشو
bunk هرگونه تختخواب تاشو
box spring فنر مارپیچ تختخواب
bunk beds تختخواب چند طبقه
bedpost پایه یا ستون تختخواب
couchettes نیمکت قابل تبدیل به تختخواب
sofa-bed نیمکت که تبدیل به تختخواب میشود
sofa-beds نیمکت که تبدیل به تختخواب میشود
couchette نیمکت قابل تبدیل به تختخواب
bunk تختخواب نفرات در کشتی رختخواب بندی
sleeping cars واگن تختخواب دار راه اهن
sleeping car واگن تختخواب دار راه اهن
bunks تختخواب نفرات در کشتی رختخواب بندی
for full board برای تختخواب و تمام وعده های غذا
for half board برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
trundle bed تختخواب چرخکدار کوتاهی که زیرتختخواب بزرگتری جا بگیرد
convalescent center یکان بهداری که فرفیت 0051 تختخواب را داشته باشد
drugged دارو
drug دارو
materia medica دارو
medicinally با دارو
drugging دارو
cured دارو
pills حب دارو
medications دارو
medication دارو
pill حب دارو
cures دارو
cure دارو
pharmaceutical دارو
pharmaceuticals دارو
remedy دارو
medics دارو
medicaments دارو
puisne judge دارو جز
remedied دارو
remedies دارو
remedying دارو
pharmaceutic دارو
drugs دارو
medicine دارو
medicines دارو
natural philosophy دارو
medicament دارو
alkahest نوش دارو
dose مقدار دارو
dosed یک خوراک دارو
doses مقدار دارو
dosing مقدار دارو
dosing یک خوراک دارو
calomel کرم دارو
dosed مقدار دارو
chemic دارو فروش
dosages یک خوراک دارو
cure all نوش دارو
dosage یک خوراک دارو
philtre مهر دارو
pouch kit جای دارو
doses یک خوراک دارو
lungwort سینه دارو
substance withdrawal ترک دارو
male fern کیل دارو
philter مهر دارو
pouch kit جعبه دارو
muller دارو ساز
troche قرص دارو
withdrawal ترک دارو
dose یک خوراک دارو
withdrawals ترک دارو
hyssop اشنان دارو
drugs of every description [of all descriptions] همه نوع دارو
resolutive دارو یا عامل گدازنده
medications دارو [به طور کلی ]
drug abuse سوء استفاده از دارو
vial شیشه کوچک دارو
drug holiday ترک موقت دارو
pillboxes قوطی حب دارو وغیره
drugs دارو [به طور کلی ]
diatessaron ترکیبی ازچهار دارو
pillbox قوطی حب دارو وغیره
dozes دوز یک خوراک دارو
withdrawal symptoms نشانههای ترک دارو
doze دوز یک خوراک دارو
dozed دوز یک خوراک دارو
hocus نوشابه دارو زده
orthopathy معالجه بدون دارو
withdrawal syndrome نشانگان ترک دارو
miyhridate زهر دارو پادزهر
dosages مقدار استعمال دارو
dozing دوز یک خوراک دارو
seasoning دارو زنی بچوب
dosage مقدار استعمال دارو
drugged دارو خوراندن تخدیر کردن
drugging دارو خوراندن تخدیر کردن
drug دارو خوراندن تخدیر کردن
nauseant دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
dozes مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozed مقدار کافی از یک دارو خوراک
doze مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozing مقدار کافی از یک دارو خوراک
drugs دارو خوراندن تخدیر کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com