Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
misjoinder
اتحاد ناصحیح وتبانی اصحاب دعوی
Other Matches
litigants
اصحاب دعوی
parties of dispute
اصحاب دعوی
parties
اصحاب دعوی
claimants
اصحاب دعوی
parties to a dispute
اصحاب دعوی
pre audience
ترتیب تقدم صحبت اصحاب دعوی در محکمه
peremptory challenge
رد عضو هیات منصفه به وسیله یکی از اصحاب دعوی بدون ذکر دلیل خاص
exparte
قراری که دادگاه به درخواست یکی از اصحاب دعوی و بدون توجه به تمایل دیگری صادر میکند
companions of the prophet
اصحاب پیامبر
unsound
ناصحیح
out of line
<idiom>
ناصحیح
wrongs
ناصحیح
wronging
ناصحیح
wrong
ناصحیح
wrongful
ناصحیح
peccant
غلط ناصحیح
improperly
بطور ناصحیح
inexactly
بطور ناصحیح
bad
ناصحیح بی اعتبار
unjust
ناروا ناصحیح
restitution of conjugal rights
دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
inaccuracies
چیز ناصحیح و غلط
inaccuracy
چیز ناصحیح و غلط
misdo
ناصحیح انجام دادن
unorthodox
دارای عقیده ناصحیح یا غیر معمول
pretends
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretending
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretend
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
residual
نرخ داده در یافتی ناصحیح وکل داده ارسالی
confederation
اتحاد
accretion
اتحاد
union
اتحاد
confederations
اتحاد
unions
اتحاد
league
اتحاد
alliance
اتحاد
alliances
اتحاد
federative
اتحاد
consolidation
اتحاد
conferderation
اتحاد
leagues
اتحاد
integrity
اتحاد
injunctions
اتحاد
injunction
اتحاد
unity
اتحاد
federal
اتحاد
solidarity
اتحاد
identities
اتحاد
incorporation
اتحاد
togetherness
اتحاد
identity
اتحاد
syneresis
اتحاد دو حرف
confederacies
اتحاد پیوند
sodality
اتحاد یگانگی
monetary convention
اتحاد ارزی
diphthongs
اتحاد دو صوت
military convention
اتحاد نظامی
unison
اتحاد اتفاق
tie
اتحاد وابستگی
monetary convention
اتحاد پولی
ties
اتحاد وابستگی
consolidation
ترکیب اتحاد
defensive league
اتحاد دفاعی
diphthong
اتحاد دو صوت
mathematical identity
اتحاد ریاضی
unions
اتحاد واتفاق
unions
اتحاد اتحادیه
coalition
اتحاد موقتی
marriages
یگانگی اتحاد
Soviet Union
اتحاد شوروی
unions
اتحاد سازش
associations
معاشرت اتحاد
association
معاشرت اتحاد
disunity
عدم اتحاد
union
اتحاد سازش
marriage
یگانگی اتحاد
coalitions
اتحاد موقتی
union
اتحاد اتحادیه
unifiable
قابل اتحاد
union
اتحاد واتفاق
unitive
موجد اتحاد
confederacy
اتحاد پیوند
leagues
اتحاد متحد کردن
misalliance
اتحاد وائتلاف نامناسب
spirit de corps
روح یگانگی و اتحاد
solidarity
بهم پیوستگی
[اتحاد]
pentarchy
اتحاد پنج حکومت
league
اتحاد متحد کردن
slurs
خط اتحاد لکه ننگ
unionists
هواخواه اتحاد و یگانگی
unionist
هواخواه اتحاد و یگانگی
slurring
خط اتحاد لکه ننگ
slurred
خط اتحاد لکه ننگ
slur
خط اتحاد لکه ننگ
bands
دستهء موسیقی اتحاد
band
دستهء موسیقی اتحاد
synoeky
اتحاد واتفاق الحاق
synoecy
اتحاد واتفاق الحاق
triumvir
عضو اتحاد سه گانه
pentarchy
اتحاد پنج نیرو یاپنج حس
pan americanism
طرفداری از اتحاد کشورهای امریکایی
post union
اتحاد پستی بین المللی
Soviet
هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
Soviets
هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
integration
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
blocks
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocked
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
pleadings
افهارات طرفین دعوی صورت افهارات طرفین دعوی
bloc
جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
blocs
جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
fabianism
نحله سوسیالیستی معتدل که به سال 4881 درانگلستان تشکیل شد و در واقع پایه حزب کارگر محسوب میشود . اصحاب این مسلک باعقاید مارکس در زمینه لزوم کشمکش طبقاتی و نیز انقلاب و شدت عمل جهت وصول به اهداف سوسیالیزم موافقت ندارند
lawsuit
دعوی
claiming
دعوی
claimed
دعوی
lawsuits
دعوی
profession
دعوی
professions
دعوی
strife
دعوی
pretensions
دعوی
pretension
دعوی
claim
دعوی
claims
دعوی
cases
دعوی
quarrels
دعوی
quarrel
دعوی
quarrelling
دعوی
suit at law
دعوی
quarreled
دعوی
quarrelled
دعوی
quarreling
دعوی
case
دعوی
initiating proceedings
اقامه دعوی
claim for restitution
دعوی استرداد
retraxit
استرداد دعوی
s.c
همان دعوی
set up claim to
دعوی کردن
withdrawal of a case
استرداد دعوی
set off
دعوی متقابل
cause of claim
منشاء دعوی
right of action
حق اقامه دعوی
subject of debate
موضوع دعوی
civil action
دعوی مدنی
waiving a claim
اسقاط دعوی
acquittance
ترک دعوی
vexatious action
دعوی ایذائی
the litigants
طرفین دعوی
splitting a cause of action
تجزیه دعوی
substituted service
اوراق دعوی
acquittance
سندترک دعوی
admissible case
دعوی مسموع
ancillary suit
دعوی طاری
bringing an action
اقامه دعوی
counter claim
دعوی متقابل
restitution of conjugal rights
دعوی تمکین
personal action
دعوی شخصی
desistement
ترک دعوی
personal action
دعوی منقول
party to a suit
طرف دعوی
object of claim
خواسته دعوی
nullity proceeding
دعوی بطلان
hypothetical case
دعوی فرضی
mertis of the case
ماهیت دعوی
lis mota
شروع دعوی
jactitation
دعوی دروغ
jactation
دعوی دروغ
possessory action
دعوی مالکیت
desistement
انصراف از دعوی
remedy sought by plaintiff
خواسته دعوی
relinquishment of a claim
اسقاط دعوی
relinquishment of a claim
ترک دعوی
counterclaim
دعوی متقابل
quitclaim
ترک دعوی
criminal action
دعوی جزایی
prime impression
دعوی ابتدایی
prime impression
دعوی بدوی
cross action
دعوی متقابل
post litem motam
پس از طرح دعوی
proceeding for damage
دعوی خسارت
quarreled
دعوی کردن
hearing
استماع دعوی
quarrels
دعوی کردن
opponent
طرف دعوی
sue
دعوی کردن
suits
خواستگاری دعوی
sued
دعوی کردن
quarrelling
دعوی کردن
sues
دعوی کردن
pretensions
دعوی خودفروشی
suing
دعوی کردن
litigation
ترافع دعوی
pretension
دعوی خودفروشی
quarrelled
دعوی کردن
pleas
پاسخ دعوی
litigation
دعوی قضایی
quarreling
دعوی کردن
quarrel
دعوی کردن
disclaimer
ترک دعوی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com