English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (6 milliseconds)
English Persian
oblique fire اتش مورب
Search result with all words
skew مورب
skewing مورب
skews مورب
inclined مورب
diagonal مورب
skewed مورب
traverse حرکت عرضی یا مورب
traversed حرکت عرضی یا مورب
traverses حرکت عرضی یا مورب
traversing حرکت عرضی یا مورب
oblique حاده یا منفرجه مورب
oblique مورب
oblique عکس مورب
bar pattern ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
berm خاکریزی پله مانندی که در دو طرف کانال به صورت مورب ریخته میشود
bevel مورب
bevel gear دنده مورب
catercorner بطور مورب
catercornered بطور مورب
cornerways بطور اریب مورب
cornerwise بطور اریب مورب
crisscross مورب
diagonal flow جریان مورب
diagonal pass پاس مورب
diagonal perspective پرسپکتیو مورب
diagonalcut برش مورب
featherstitch کوک مورب و چپ و راست درحاشیه دوزی
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
image sharpness خطوط مورب تحت زاویه معین
inclined axis محور مورب
inclined plane سطح مورب
kitty corner مورب اریب
oblique compartment زمین مورب
oblique plane سطح مورب
oblique projection تصویر مورب
obliquely بشکل اریب بطور مورب
ramp sight دید مورب
range angle زاویه مربوط به برد مورب هدف
raster خطوط مورب تحت زاویه مخصوص بصورت هاشورترام
rectification تصویر کردن یک عکس مورب هوایی روی یک سطح افقی راست کردن عکس
scissor junction تقاطع مورب
slant range برد مورب هدف
skew throat گلوی مورب
worm gear دنده مورب
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
The main road bears to the right. این جاده اصلی به کمی راست [مورب در سمت راست] ادامه دارد.
inclined axis محور مورب
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com