English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
series parallel connection اتصال زنجیری- موازی
Search result with all words
series parallel dimming اتصال زنجیری- موازی لامپها
Other Matches
series connection اتصال زنجیری
multiple series مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
parallel series مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
parallel connection اتصال موازی
branch extension اتصال موازی فرعی
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
series parallel connection اتصال سری- موازی
connect in parallel بطور موازی اتصال دادن
magnetic shunt اتصال شنت موازی فرعی مغناطیسی
parallel مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallels مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelled مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleling مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleled مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelling مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
scsi استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی
enhanced استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhances استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhance استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
small computer systems interface واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی
enhancing استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
piggybacks اتصال در مدار مجتمع به صورت موازی . یک روی دیگری برای حفظ فضا
piggyback اتصال در مدار مجتمع به صورت موازی . یک روی دیگری برای حفظ فضا
epp استانداردی که نحوه ارسال داده با سرعت بال روی اتصال پورت موازی را نشان میدهد
serial اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
serials اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
lpt در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
MIMD معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
shunts موازی موازی فرعی
shunted موازی موازی فرعی
shunt موازی موازی فرعی
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivelled اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
drawbar بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
concatenation هم زنجیری
cyclic زنجیری
andromedae زن زنجیری
catenarian زنجیری
bandog سگ زنجیری
chain bridge پل زنجیری
andromeda زن زنجیری
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
series turn دورهای زنجیری
chained files فایلهای زنجیری
series generator مولد زنجیری
sprocket hole سوراخ زنجیری
sprocket دندانهء زنجیری
sleeve link دکمه زنجیری
series circuits مدارهای زنجیری
series coil پیچک زنجیری
series conductor رسانای زنجیری
lockstitch کوک زنجیری
series field میدان زنجیری
synthetic polymer بسپار زنجیری
chain شبکه زنجیری
chain printer چاپگر زنجیری
chain banking بانکداری زنجیری
chain mail زره زنجیری
catenation زنجیری شدن
chain reactions واکنش زنجیری
motor converter تبدیلگر زنجیری
linkage effects اثرات زنجیری
addition polymerization بسپارش زنجیری
chain clamp گیره زنجیری
chain effects اثرات زنجیری
chain saw اره زنجیری
chain stitch بافت زنجیری
chain letters نامهی زنجیری
tape gauge اشل زنجیری
chain guage اشل زنجیری
chain letter نامهی زنجیری
chain saws اره زنجیری
chain growth polymerization بسپارش زنجیری
chain polymerization بسپارش زنجیری
chains شبکه زنجیری
cyclic item اقلام زنجیری
chain rule قانون زنجیری
chain stopper خفت زنجیری
chained list لیست زنجیری
cumulative ionization یونش زنجیری
cascade control تنظیم زنجیری
cascade converter تبدیلگر زنجیری
Lunatic. Raving mad. دیوانه زنجیری
chain reaction واکنش زنجیری
chain splice پیوند زنجیری
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
terminals محل اتصال پیچ اتصال
terminal محل اتصال پیچ اتصال
lead قطب اتصال سیم اتصال
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
leads قطب اتصال سیم اتصال
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection اتصال کاسکاد اتصال پلهای
chain winding سیم پیچ زنجیری
chain survey نقشه برداری زنجیری
streptobacillus باسیلهای زنجیری وپیوسته
chain shortening کوتاه کردن زنجیری
free radical chain reaction واکنش زنجیری رادیکالی
chatelain کمربند زنجیری زنانه
skirmisher صورت بندی زنجیری
series resonant circuit مدار همنوای زنجیری
chain rule قاعده زنجیری [ریاضی]
crawler loader لودر چرخ زنجیری
chain reaction واکنش زنجیری یاهستهای
lockstitch کوک زنجیری زدن
caterpillar gate دریچه چرخ زنجیری
chain reactions واکنش زنجیری یاهستهای
track layting tractor تراکتور چرخ زنجیری
series wound motor موتور با سیم پیچ زنجیری
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
catenulate دارای شکل زنجیری زنجیروار
concatenation motor control تنظیم زنجیری سرعت موتور
record رکورد داده در یک فایل زنجیری
chain رکود داده در یک فایل زنجیری
countermining distance فاصله ضد انفجار زنجیری مین
chains رکود داده در یک فایل زنجیری
chain react تحت واکنشهای زنجیری واقع شدن
countermining زنجیری کردن ترتیب انفجار مینها
caterpillar تراکتور زنجیری بشکل کرم صد پا حرکت کردن
caterpillars تراکتور زنجیری بشکل کرم صد پا حرکت کردن
search جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searched جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searches جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searchingly جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
chain stores فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
chain store فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
catena 1-تعداد اعضای یک لیست زنجیری 2-مجموعهای از حروف در یک کلمه
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
pusher tractor تراکتور چرخ زنجیری که اسکریپر را هنگام خاکبرداری به حرکت درمی اورد
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
paralleled موازی
parallel ruler خط کش موازی
paralleling موازی
parallel موازی
shunt موازی
coaxial موازی
parallels موازی
shunted موازی
two parallel lines دو خط موازی
shunts موازی
parallelled موازی
parallelling موازی
shunted مقاومت موازی
along موازی با طول
parallel printing چاپ موازی
shunts مقاومت موازی
parallel storage انباره موازی
parallel برابر خط موازی
parallel sheaf مروحه موازی
parallel processing پردازش موازی
centronics interface رابط موازی
antiparalle موازی ناهمسو
parallel reading خواندن موازی
axially parallel موازی محوری
parallel processor پردازنده موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel run اجرای موازی
collimator موازی ساز
shunt مقاومت موازی
parallel printer چاپگر موازی
paralleling برابر خط موازی
parallel operation عملکرد موازی
parallel conversion تبدیل موازی
parallel column ستونهای موازی
parallel operation عمل موازی
parallel feed خورد موازی
parallelling برابر خط موازی
parallel interface رابط موازی
parallel operation عملیات موازی
parallels برابر خط موازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com