Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (7 milliseconds)
English
Persian
boundary effect
اثر مرزی
Search result with all words
border
خط مرزی
bordered
خط مرزی
bordering
خط مرزی
boundaries
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
boundaries
مرزی
boundary
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
boundary
مرزی
frontier
خط فاصل مرزی
overseas
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
borderline
مرزی
inland
درون مرزی داخله
mete
: خط مرزی
mete
سنگ مرزی
marginal
مرزی
outpost
پایگاه مرزی
outposts
پایگاه مرزی
barrier combat air patrol
گشتی مرزی هوایی
border land
زمین مرزی
border stone
سنگ مرزی
borderline mental deficiency
نقص عقلی مرزی
borderline mental retardation
عقب ماندگی ذهنی مرزی
borderline psychosis
روان پریشی مرزی
borderline schizophrenia
اسکیزوفرنی مرزی
borderline state
حالت مرزی
boundar trench
نهرچه مرزی
boundary conditions
شرایط مرزی
boundary layer
لایه مرزی
boundary surface
سطح مرزی
boundary trench
نهرچه مرزی
catchment
حوزه ابریز مرزی
cleavage plane
سطح مرزی
coastal frontier
نوار مرزی ساحلی
costal frontier
نوار مرزی ساحلی
critical frequency
فرکانس مرزی
drop shot
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
exterritorial
برون مرزی
exterritoriality
حقوق برون مرزی
extraterritorial
برون مرزی
extraterritoriality
برون مرزی
extraterritoriality
حقوق برون مرزی
frontalier
نیروهای مرزی
frontalier
یکان مرزی
frontalier
جزو یکان مرزی
frontier treaty
معاهده مرزی
high seas
ابهای برون مرزی
intercoastal
رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
laminar boundary layer
لایه مرزی خطی
limiting voltage
ولتاژ مرزی
limitrophe
مجاور مرزی مجاور
marchland
زمین مرزی
marginal check
مقابله مرزی
marginal check
برسی مرزی
marginal checking
بررسی مرزی
marginal consciousness
هشیاری مرزی
marginal test
ازمون مرزی
oversea
برون مرزی
oversea command
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
paralic
مرزی
reynolds stress
تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
rubicon
مرز خط مرزی
service line
حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
service line
خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
surface boundary layer
لایه مرزی سطح
terry
سربازمدافع مرزی انگلیس
touch in goal
محدوده بین خط دروازه و خط مرزی
touch in goal line
ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
This new frontier incident probably means war.
این رویداد مرزی جدید معنیش احتمالآ جنگ است
border installations
تاسیسات مرزی
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com