English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
gralloch احشای گوزن مرده
Other Matches
stillbirth زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirths زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillborn زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
keb میشی که بره مرده انداخته یابره اش مرده است
dog cheap مفت مسلم بقیمت سگ مرده یاصاحب مرده
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
stag گوزن
stags گوزن
brocket گوزن نر
fawns گوزن
fawn گوزن
fawned گوزن
roebuck گوزن نر
hart گوزن نر
red deer گوزن نر
buck گوزن نر
bucks گوزن نر
knobber گوزن نردوساله
buckskin پوست گوزن
buckskins پوست گوزن
deerlet گوزن کوچک
roe گوزن کوچک
doe گوزن ماده
elk گوزن شمالی
caribous گوزن کانادایی
caribou گوزن کانادایی
moose گوزن شمالی
elks گوزن شمالی
roe گوزن ماده
bucktail دم غزال یا گوزن نر
cariboo گوزن کانادایی
cervine شبیه گوزن
hind گوزن ماده
staggart گوزن نرچهارساله
staggard گوزن نرچهارساله
she deer گوزن ماده
antlers شاخ گوزن
gnus گوزن یالدار
gnu گوزن یالدار
antler شاخ گوزن
fallow deer گوزن زرد
venison گوشت گوزن
sorrel گوزن نر سه ساله
deerskin پوست گوزن
deer stalking شکار اهو و گوزن
deer stalker شکارکننده گوزن و اهو
pricket sister گوزن ماده دو ساله
cariboo گوزن امریکایی شمالی
caribou گوزن امریکایی شمالی
caribou گوزن امریکای شمالی
caribous گوزن امریکایی شمالی
caribous گوزن امریکای شمالی
doeskin پوست گوزن ماده
muntjak گوزن کوچک اسیا
muntjac گوزن کوچک اسیا
munjak گوزن کوچک اسیا
fallow deer گوزن یااهوی کوچک
hartshorn شاخ گوزن ماده
horned design طرح شاخدار [یا شاخ گوزن]
pricket گوزن راست شاخ نر دوساله
surroyal انشعاب شاخ گوزن چهارساله
pulka سورتمهای که گوزن انرامی کشد
deer stalker کلاه ویژه گوزن شکارکن ها
sambar گوزن یال دار بزرگ اسیا
wapiti گوزن سفید و شاخ بلندو بزرگ
chamois چرم بسیارنازک از پوست گوسفند و بز و گوزن
troche قرص مکیدنی شاخ سه شعبه گوزن
sambur گوزن یال دار بزرگ اسیا
troat نعره گوزن نرهنگام مستی یاشهوت
spreads فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
buckhorn استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمیبرند
spread فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
plantable lanceolata استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمی رود
actaeon اکتئون نام شکارگری که بدن لخت دیاناالههء شکار و جنگل را دیدوبشکل گوزن درامد
defunct مرده
one-man یک مرده
at rest مرده
exanimate مرده
six feet under <idiom> مرده
in the dust مرده
low spirited دل مرده
his heart sank دل مرده شد
one man یک مرده
vapid مرده
hearse مرده کش
lifeless مرده
low-spirited دل مرده
hearses مرده کش
dead مرده
extinct مرده
deceased مرده
reliquiae مرده ریگ
dead time زمان مرده
down with him مرده باد
dull finish کالیبر مرده
ground swell موج مرده
resurrection man مرده دزد
resurrectionist مرده دزد
death's head جمجمه مرده
dead volume حجم مرده
deadball توپ مرده
out of play توپ مرده
deadness حالت مرده
death day سال مرده
death feigning مرده نمایی
playing dead مرده نمایی
death watch پاسبان مرده
pah مرده شور
dull finish رخده مرده
exanimate دل مرده وبیروح
idle wire سیم مرده
murrain گوشت مرده
inhumationist مرده خاک کن
swell موج مرده
swelled موج مرده
idle turn کلاف مرده
necrolatry مرده پرستی
non productive time زمان مرده
necropsy مرده نگری
necrophobia مرده هراسی
necrophilia مرده گرایی
necrophagous مرده خوار
widower مرد زن مرده
necrophagous مرده خور
necromania مرده پرستی
lyke wake پاسبانی مرده در شب
dead storage حجم مرده
defunct مرده درگذشته
air slaked lime اهک مرده
stillbirths مرده زاد
swells موج مرده
morgue مرده خانه
blate روح مرده
time lags زمان مرده
dead as a doornail <idiom> کاملا مرده
cremation مرده سوزانی
cremations مرده سوزانی
death mask قیافه مرده
death masks قیافه مرده
autopsy تشریح مرده
widowers مرد زن مرده
parted درگذشته مرده
living corpse مرده متحرک
autopsies تشریح مرده
time lag زمان مرده
dead storage گنجایش مرده
dead load بار مرده
slaked lime اهک مرده اهک مرده
dead ball توپ مرده
dead band نوار مرده
saprophage مرده خوار
stillbirth مرده زاد
dead rise فاصله مرده
dead soils خاکهای مرده
still born مرده بدنیاامده
morgues مرده خانه
dead space فضای مرده
dead as a d. بکلی مرده
deep motif نگاره گوزن و غزال [که در فرش های حیوان دار و باغی ایران، هند و چین بکار می روند.]
dead-house مرده شوی خانه
sequestrum قسمت بافت مرده
necromimesis خود مرده انگاری
sloughy شبیه پوست مرده
still born مرده زاییده شده
protoxlead سنگ مرده مرتک
Speak well of the dead . <proverb> پشت سر مرده بد نگو.
departed مرده درگذشته مرحوم
plague on it مرده شورش ببرد
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
eloge ستایش شخص مرده
time lags فاصله زمانی مرده
autopsies تشریح نسج مرده
mortuary مرده شوی خانه
cirerar yurn فرف خاکستر مرده
d. paleness رنگ ارام مرده
mortuaries مرده شوی خانه
inheritance مرده ریگ وراثت
funeral home مرده شوی خانه
cadaveric دارای رنگ مرده
time lag فاصله زمانی مرده
back lash eliminator تعادل در مسیر مرده
autopsy تشریح نسج مرده
aeropause منطقه جوی مرده
balefire اتش مرده سوزانی
he seems to have died ازقرارمعلوم مرده است
death mask ماسک صورت مرده
death masks ماسک صورت مرده
blast it مرده شورش را ببرد
inheritances مرده ریگ وراثت
sciomantic غیبگو از روی سایه مرده
deathy مرگ نما مرده وار
heritage مرده ریگ سهم موروثی
To be crazy about agirl . کشته مرده دختری بودن
cadaverous دارای رنگ پریده و مرده
pall تابوت محتوی مرده حائل
prosector تشریح کننده بدن مرده
palling تابوت محتوی مرده حائل
natimortality امار مرده زاییده شدگان
palled تابوت محتوی مرده حائل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com