Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
lain
اختفاء در لباس عوضی
Other Matches
personate
در لباس عوضی رل نمایش را بازی کردن
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
covers
اختفاء
concealment
اختفاء
cover
اختفاء
privacy
اختفاء
coverings
اختفاء
dismounted defilade
اختفاء کامل
cover and concealment
پوشش و اختفاء
subterfuges
طفره زنی اختفاء
subterfuge
طفره زنی اختفاء
To crouch .
قوز کردن ( از روی ترس یا بمنظور اختفاء )
substitutional
عوضی
to run riot
رد عوضی
motley
مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
elf child
بچه عوضی
misdeal
برگ عوضی
mistook
عوضی گرفتن
mishears
عوضی شنیدن
misnomer
نام عوضی
mishear
عوضی شنیدن
misheard
عوضی شنیدن
mishearing
عوضی شنیدن
misnomers
نام عوضی
hang out
پهن کردن لباس
[روی بند لباس]
misplace
درجای عوضی گذاشتن
incog
پوشیده بانام عوضی
parostosis
پیدایش استحوان در جای عوضی
substitvtionary
عوضی جای چیزدیگرگذاشته شده
wrongshipped
محمولهای که عوضی ارسال شده
misplacement
وضع چیزی در جای عوضی
You gave me the wrong key .
کلیدی که به من دادی عوضی بود
life jacket
لباس نجات لباس چوب پنبهای
She mistook me for somebody else .
مرا با یکی دیگر عوضی گرفت
belies
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belie
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belying
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belied
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
I often confuse the twin brothers .
من این دوقلوها رااغلب باهم عوضی می گیرم
paranomia
اشفتگی دماغی که نشانه ان عوضی نامیدن چیزها است
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
attire
لباس
evining dress
لباس شب
flannels
لباس
flannel
لباس
garb
لباس
dressings
لباس
dressing
لباس
costume
لباس
nightgowns
لباس شب
nightgown
لباس شب
clothing
لباس
rosette
گل لباس
clobbers
لباس
frou frou
خش خش لباس
bibandtucker
لباس
bathhouse
لباس کن
acoutrement
لباس
accouterments
لباس
out fit
لباس
outwall
لباس تن
clobbering
لباس
accouterment
لباس
costumes
لباس
clobbered
لباس
clobber
لباس
rosettes
گل لباس
untented
بی لباس
donkey jacket
لباس
vesture
لباس
costume
لباس
oilskins
لباس ضد اب
vestment
لباس
costumes
لباس ها
costume
لباس محلی
academic costume
لباس دانشگاهی
zippers
زیب لباس
zipper
زیب لباس
academicals
لباس دانشگاهی
garderobe
اشکاف لباس
disguisedly
با لباس مبدل
clothier
لباس فروش
clothes tree
چنگک لباس
braw
جوش لباس
plainer
لباس غیرنظامی
battle dress
لباس ضدگلوله
antiblackout suit
لباس ضد فشار اب
knitwear
لباس کشباف
wet suit
لباس غواصی
dry suit
لباس غواصی
undergarments
لباس بزیر
undergarment
لباس بزیر
tog
لباس پوشیدن
fancy dress
لباس بالماسکه
gowns
روپوش لباس شب
gown
روپوش لباس شب
wet suits
لباس غواصی
tether
لباس ردیاب
skirts
دامن لباس
skirted
دامن لباس
skirt
دامن لباس
costumes
لباس محلی
uniform of the day
لباس فصل
ankle monitor
لباس ردیاب
silk
لباس ابریشمی
ankle bracelet
لباس ردیاب
electronic tag
لباس ردیاب
tuxedos
لباس رسمی
tuxedo
لباس رسمی
asbestos kit
لباس نسوز
vestment
لباس رسمی
robe de chambre
لباس خانه
rainwear
لباس بارانی
print dress
لباس چیتی
woolie
لباس پشمی
wooly
لباس پشمی
playsuit
لباس ورزش
menswear
لباس مردانه
neckline
گردن لباس
necklines
گردن لباس
spacesuit
لباس فضایی
spacesuits
لباس فضایی
pajama
لباس خواب
sportswear
لباس ورزش
ski suit
لباس اسکی
slack suit
لباس راحتی
underclothing
لباس زیر
tux
لباس رسمی
tunicle
لباس کوتاه
tou book
لباس تکواندو
toggery
لباس فروشی
to dress up
لباس پوشیدن
to a onself
لباس زیباپوشیدن
the long robe
لباس قضائی
survival suit
لباس نجات
water suit
لباس ضد فشار اب
wearer
پوشنده لباس
smoking jacket
لباس اسموکینگ
slopwork
لباس دوخته
sportswear
لباس راحت
night robe
لباس خواب
sportswear
لباس خودمانی
flight gear
لباس پرواز
flashproof
لباس ضد شعله
finical
خوش لباس
fearnought suit
لباس نسوز
exposure suit
لباس محافظ
driss uniform
لباس رسمی
dressed in white
لباس سفیدپوشیده
dress suit
لباس رسمی شب
gaberdine
لباس پوشش
gratuitous issue
لباس پیشکش
Clinging clothes. Tight-fitting dress.
لباس چسب تن
mab
لباس ژولیده
Full dress. Formal dress.
لباس رسمی
laundress
لباس شوی زن
launderer
لباس شوی
knock about clothes
لباس کار
kiyi
برس لباس
put on
<idiom>
لباس پوشیدن
haute couturer
طراح لباس
habilitate
لباس پوشیده
habiliments
لباس مخصوص
habiliment
لباس زیبا
dreadnought
لباس بارانی
nightdress
لباس خواب
seams
درز لباس
wooliest
: لباس پشمی
rig
لوازم لباس
gashing
خوش لباس
gashes
خوش لباس
gashed
خوش لباس
gash
خوش لباس
disguising
لباس مبدل
disguises
لباس مبدل
disguised
لباس مبدل
disguise
لباس مبدل
doffs
لباس کندن
rigged
لوازم لباس
rigs
لوازم لباس
nightdresses
لباس خواب
nightclothes
لباس خواب
lap
دامن لباس
dresses
لباس پوشیدن
woolliest
: لباس پشمی
lapped
دامن لباس
housecoat
لباس خانه
housecoats
لباس خانه
woollies
: لباس پشمی
dress
لباس پوشیدن
woollier
: لباس پشمی
seam
درز لباس
doffing
لباس کندن
doffed
لباس کندن
undresses
لباس کندن
liveries
لباس مستخدم
uniforms
لباس یک شکل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com