English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
instruction mix اختلاط دستورالعمل
Other Matches
shift instruction دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
briefing direction دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
statitizing فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
arithmetic instruction دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
pause instruction دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
glomeration اختلاط
alloy اختلاط
mixtures اختلاط
alloys اختلاط
commixture اختلاط
colligation اختلاط
consolidation اختلاط
medley اختلاط
medleys اختلاط
mix اختلاط
mixes اختلاط
brewed اختلاط
brew اختلاط
mixture اختلاط
conglomerates اختلاط
conglomerate اختلاط
welter اختلاط
alloyage اختلاط
intermixture اختلاط
liquation اختلاط
brews اختلاط
merger اختلاط
mergers اختلاط
melange اختلاط
macedoine اختلاط
mixedness اختلاط
mixing coefficient ضریب اختلاط
mixing in place اختلاط غر سر کار
mixing valve دریچه اختلاط
mixture temperature دمای اختلاط
insalivation اختلاط با بزاق
conglomerations اختلاط شرکتها
syntheses هم گذاری اختلاط
synthesis هم گذاری اختلاط
conglomeration اختلاط شرکتها
plant mixing اختلاط در کارخانه
mix design طرح اختلاط
immixture اختلاط و امتزاج
consolute اختلاط پذیری
immiscibility غیرقابلیت اختلاط
etherization اختلاط با اتر
glomerate اختلاط کلوخه شده
alligation قائده اختلاط و امتزاج
amalgamation ادغام یا اختلاط شرکتها
miscible قابل اختلاط حل پذیر
central mixing plant مرکز اختلاط بتن
mix design تعیین نسبتهای اختلاط
dissonance اختلاط اصوات و اهنگهای ناموزون
collage اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
collages اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
integrating یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
integrates یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
integrate یکی کردن تابعه اولیه چیزی را گرفتن اختلاط
miscibility قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
directions دستورالعمل
instruction دستورالعمل
recipes دستورالعمل
recipe دستورالعمل
functioned دستورالعمل
function دستورالعمل
ground rule دستورالعمل
order دستورالعمل
procedure دستورالعمل
instructions دستورالعمل
functions دستورالعمل
perscription دستورالعمل
operating manual دستورالعمل
instruction cycle چرخه دستورالعمل
instruction foramt قالب دستورالعمل
instruction length طول دستورالعمل
ship husbandary manual دستورالعمل جرثقیل ها
repetition instruction دستورالعمل تکرار
instruction repertoire موجودی دستورالعمل
instruction set مجموعه دستورالعمل
entry instruction دستورالعمل دخول
instruction register ثبات دستورالعمل
stop instruction دستورالعمل توقف
halt instruction دستورالعمل توقف
instruction code رمز دستورالعمل
direction دستورالعمل جهت
flight manual دستورالعمل پرواز
field order دستورالعمل رزمی
instruction time زمان دستورالعمل
quasi instruction شبه دستورالعمل
instruction word کلمه دستورالعمل
microcode ریز دستورالعمل
privileged instruction دستورالعمل ممتاز
guidance دستورالعمل راهنما
push instruction دستورالعمل نشاندن
no op instruction دستورالعمل بی اثر
nonexecutable statement دستورالعمل اجراناپذیر
one address instruction دستورالعمل یک ادرسه
null instruction دستورالعمل پوچ
pseudo code شبه دستورالعمل
code برنامه دستورالعمل ها
ir ثبات دستورالعمل
micro instruction ریز دستورالعمل
pull instruction دستورالعمل بازیابی
logic instruction دستورالعمل منطقی
machine instruction دستورالعمل ماشین
pseudo instruction شبه دستورالعمل
macro instruction درشت دستورالعمل
object code دستورالعمل مقصود
prescriptions تجویز دستورالعمل
current instruction دستورالعمل جاری
command processing پردازش دستورالعمل
order دستورالعمل دستور
branch instruction دستورالعمل انشعاب
conditional instruction دستورالعمل شرطی
computer instruction دستورالعمل کامپیوتر
call instruction دستورالعمل فراخوانی
prescription تجویز دستورالعمل
arithmetic instruction دستورالعمل حسابی
decision instruction دستورالعمل تصمیمی
decision instruction دستورالعمل تصمیم
logical instruction دستورالعمل منطقی
action statement دستورالعمل اقدام
dummy instruction دستورالعمل ساختگی
looping instruction دستورالعمل حلقه زنی
effective date تاریخ شروداجرای دستورالعمل
pop instruction دستورالعمل بازیابی از پشته
variable instruction length دستورالعمل با طول متغیر
letter of instruction دستورالعمل انجام کار
verbs دستورالعمل انجام عملی
budget directive دستورالعمل تهیه بودجه
kips هزار دستورالعمل درثانیه
machine instruction set مجموعه دستورالعمل ماشین
assembly language instruction دستورالعمل زبان اسمبلی
verb دستورالعمل انجام عملی
microcode دستورالعمل های ریز
airworthiness directive دستورالعمل صلاحیت پرواز
million instructions per second میلیون دستورالعمل در ثانیه
mips یک میلیون دستورالعمل درثانیه
multiple address instruction دستورالعمل چند ادرسه
conditional jump instruction دستورالعمل پرش شرطی
damage control bills دستورالعمل کنترل خسارات
instruction cycle سیکل یاچرخش دستورالعمل
instruction control unit واحد کنترل دستورالعمل
instruction lookahead پیش بینی دستورالعمل
computer instruction set مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
four address instruction نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
programmed instruction دستورالعمل برنامه ریزی شده
directives راهنمای انجام کار دستورالعمل
directive راهنمای انجام کار دستورالعمل
initiating directive دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
macroprogramming برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
manual دستورالعمل راهنمای انجام کار
formats داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
format داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
bumf اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
instructions راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
commander's guidance دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
component change order دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
instruction راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
boot اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
areas دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
pointers متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
user دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
users دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
area دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
booting اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
pointer متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
boot up اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
jump instruction موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
authors CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
fetch ahead فرایند واکشی یک دستورالعمل قبل از انکه اخرین دستوراجرای ان تمام شود
prescriptions دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescription دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
function key یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
arithmetic دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
programs نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
roadmix اختلاط در سر راه امیختن در راه
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
traced روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traces روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
trace روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
declarative language زبان برنامه سازی در برنامههای کاربردی پایگاه داده ها که آنچه می خواهید بدست آورید وارد می کنید و نه دستورالعمل را
four address instruction دستوری که حاوی محل چهار ثبات و محل دستورالعمل بعدی است
driver یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
drivers یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
push pop stack ثباتی که اطلاعات را ازشمارنده برنامه گرفته ومکانهای ادرس دستورالعمل را بر مبنای "انکه اول رفته اخر خارج شود" ذخیره میکند
addressing روش آدرس دهی که آدرس محل ذخیره سازی در دستورالعمل محلی است که باید استفاده شود
coroutine دستورالعمل اتصال مجموعهای از ورودی ها به مجموعهای از خروجی ها
embarkation order دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
microprogramming نوشتن ریز کد با استفاده از ریز دستورالعمل
communication operation instructions (co دستور کار مخابرات دستورالعمل مخابرات
addressing روش آدرس دهی به داده که در آن اولین دستورالعمل به آدرس اشاره میکند که حاوی آدرس دوم است
cpu پیشرفت کامپیوتر که محدود به تعدادی دستورالعمل است که CPU میتواند اجرا کند حافظه و وسایل ورودی / خروجی می توانند داده را سریع تر از تولید CPU ارسال کنند
chains 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chain 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
sealed orders پاکات لاک و مهر شده دستورالعمل هایی که لاک ومهر شده ارسال می شوند
arithmetic expression عبارت حسابی دستورالعمل حسابی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com