English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
English Persian
adaptive disorder اختلالات سازگاری [روانشاسی]
adjustment disorder اختلالات سازگاری [روانشاسی]
Other Matches
irregularities اختلالات
psychopathy اختلالات روانی
psychopathy اختلالات فکری وروانی
neuropath دچار اختلالات عصبی
sex therapy درمان اختلالات جنسی
orthopsychiatry تداوی روحی اختلالات فکری وروحی اطفال
aeroneurosis اختلالات عصبی فضانوردان در اثر تحریک وهیجان
aeromedicine قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
consistency سازگاری
fitness سازگاری
adaptability سازگاری
agreeability سازگاری
agreeableness سازگاری
consentaneity سازگاری
pc compatibility سازگاری با PC
salubrity سازگاری
salucrity سازگاری
incompatibility نا سازگاری
maladjustments کژ سازگاری
adjustments سازگاری
compatibility سازگاری
adjustment سازگاری
amenity سازگاری
accord سازگاری
amenities سازگاری
accorded :سازگاری
accords :سازگاری
maladjustment کژ سازگاری
readjustments سازگاری مجدد
unity سازش سازگاری
upward compatibility سازگاری بالاگرا
vocational adjustment سازگاری شغلی
readjustment سازگاری مجدد
social adjustment سازگاری اجتماعی
compatibility سازگاری دمسازی
mutual consistency سازگاری متقابل
adaptability توافق سازگاری
consistency توافق سازگاری
second wind سازگاری ثانوی
accompt سازگاری توافق
adaptableness قوه سازگاری
adjustment inventory پرسشنامه سازگاری
adjustment mechanism مکانیسم سازگاری
rapport مناسبت سازگاری
harmony of interests سازگاری منافع
downward compatibility سازگاری بزیر
consistency check بررسی سازگاری
bell adjustment inventory پرسشنامه سازگاری بل
internal consistency سازگاری داخلی
consistence توافق سازگاری
software compatible سازگاری نرم افزاری
software compatability سازگاری نرم افزاری
upwards compatible طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
upward compatible طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
conventions استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
convention استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
upward compatible اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com