Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
new
اخیرا و نه قدیمی
new-
اخیرا و نه قدیمی
newer
اخیرا و نه قدیمی
newest
اخیرا و نه قدیمی
Other Matches
parallel
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallels
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelled
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
newest
اخیرا
new-
اخیرا
newer
اخیرا
of late
اخیرا
new
اخیرا
lately
اخیرا
not long ago
اخیرا
latterly
اخیرا"
recently
اخیرا"
recently-
اخیرا"
newly-
اخیرا
a short while ago
اخیرا
newly
اخیرا
late
تا دیر وقت اخیرا
It has come to my notice that…
اخیرا"متوجه شده ام که ...
new-
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
new
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
newest
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
newer
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
pos systems
فروشگاههای زنجیرهای وسوپرمارکتها که اخیرا " ازسیستمهای POS استفاده می کنند
old red sandstone
سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
olden
قدیمی
out of date
قدیمی
bygone
قدیمی
antiquated
قدیمی
old-timers
قدیمی
old-timer
قدیمی
old time
قدیمی
old timer
قدیمی
fogram
قدیمی
veteran
قدیمی
We old – fashioned people .
ما قدیمی ها
age old
قدیمی
age-old
قدیمی
dates
قدیمی
date
قدیمی
timeworn
قدیمی
veterans
قدیمی
stale cheque
چک قدیمی
seniors
قدیمی
senior
قدیمی
ancient
قدیمی
archaic
قدیمی
outdated
قدیمی
culverin
یکجورتوپ قدیمی
fuddy-duddy
قدیمی مسلک
old hat
قدیمی مسلک
old hat
هر چیز قدیمی
fuddy-duddies
قدیمی مسلک
codex
نسخه قدیمی
paleography
کتابت قدیمی
presentation copy
نسخه قدیمی
Old – time tunes .
آهنگهای قدیمی
protolanguage
زبان قدیمی
by gone
قدیمی گذشته ها
incunabulum
کتب قدیمی
arquebus
تفنگ قدیمی
square toed
قدیمی مسلک
oldest
دیرینه قدیمی
older
دیرینه قدیمی
old
دیرینه قدیمی
fogies
ادم قدیمی
fogeys
ادم قدیمی
fogey
ادم قدیمی
past masters
استاد قدیمی
past master
استاد قدیمی
fogy
ادم قدیمی
scholastic
متفکران قدیمی
ancient manuscript
نوشته قدیمی
ex
سابق قدیمی
(as) old as the hills
<idiom>
خیلی قدیمی
ex-
سابق قدیمی
unreconstructed
قدیمی مسلک
uptight
قدیمی مسلک
clapped-out
ماشینخرابو قدیمی
museum piece
قدیمی غیرعادی
prolonged
قدیمی مدید
primal
بسیار قدیمی
rebeck
کمانچه سه سیمه قدیمی
cataphract
نوعی زره قدیمی
shandrydan
درشکه تک اسبه قدیمی
rundlet
واحدگنجایش مایعات قدیمی
rebec
کمانچه سه سیمه قدیمی
shandradan
درشکه تک اسبه قدیمی
runlet
واحدگنجایش مایعات قدیمی
nine pins
نوعی بولینگ قدیمی
primitively
بطور قدیمی یا بدوی
inkhorn
دوات شاخی قدیمی
old-style
روش گاهشماری قدیمی
dodoes
آدم قدیمی مسلک
dodos
آدم قدیمی مسلک
old wives' tale
عقیدهی قدیمی و مردود
dodo
آدم قدیمی مسلک
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
sloop
کرجی یک دگلی قدیمی
slow coach
ادم قدیمی مسلک
Antiguated
آنتیک ،کهنه،قدیمی
dating rugs
[antique]
فرش عتیقه
[قدیمی]
to cling to the old ways
به رسوم قدیمی چسبیدن
viol
ویولن 5 یا 6 سیمهء قدیمی
old wives' tales
عقیدهی قدیمی و مردود
fud
ادم قدیمی مسلک
blunderbuss
نوعی تفنگ قدیمی
ducat
مسکوک طلای قدیمی
tod
واحد قدیمی وزن
falcon
باز توپ قدیمی
archaism
انشاء یا گفتاریااصطلاح قدیمی
raffles
نوعی بازی قدیمی
raffle
نوعی بازی قدیمی
flintlocks
تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
flintlock
تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
falcons
باز توپ قدیمی
clepsydra
ساعت ابی قدیمی
sequins
سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
sequin
سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
alpenstock
عصای قدیمی کوهنوردی
auditory
[نام قدیمی شبستان کلیسا]
viola da gamba
ویلون سل قدیمی 5 یا6 سیمه
stroud
پارچه یا پتوی صخیم قدیمی
back copy
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
back issue
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
fustiest
کفک زده قدیمی مسلک
fustier
کفک زده قدیمی مسلک
fusty
کفک زده قدیمی مسلک
ye
شکل قدیمی کلمه The شماها
spicery
انباری ادویه
[واژه قدیمی]
cithara
یکنوع الت موسیقی قدیمی
neoclassic
احیا کننده سبکهای قدیمی
father file
پشتیبان گونه قدیمی فایل
fogyish
مانع پیشرفت قدیمی مسلک
flying wedge
نوعی مانور تهاجمی قدیمی
carrack
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
Give me those old cars any day . I miss those old cars .
قربان آن اتو مبیل های قدیمی
revivalist
طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
bawdry
زنا
[دین]
[حقوق]
[واژه قدیمی]
driving iron
نام قدیمی چوب شماره 1 گلف
touchhole
سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی
bad
زمان ماضی قدیمی فعل bid
bireme
یکنوع قایق کوچک قدیمی دوپارویی
vulgate
نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
cubit
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
dog-ear
[واژ ی قدیمی پا پیکره ی بالا سنتوری]
tumbling verse
شعر بی قاعده وبی وزن قدیمی
graphophone
نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
skald
شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
stomacher
پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه
hierologist
متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
Hey, old chap!
<idiom>
چطوری رفیق قدیمی!
[اصطلاح روزمره]
carack
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
latium
ناحیه قدیمی مرکزایتالیا واقع درجنوب شهرروم
You look ridiculous in that old hat .
با این کلاه قدیمی قیافه ات مسخره شده
upgrading
به روز رسانی
[معاوضه قسمتهای قدیمی]
[مهندسی]
I want to look at old coins.
من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
superseding
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
bibliopole
کتاب فروش فرشنده کتب قدیمی وکمیاب
supersede
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
superseded
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
hutch
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
supersedes
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
He's back to his usual self.
او
[مرد ]
دوباره برگشت به رفتار قدیمی خودش.
She's not the Laleh I used to know.
او
[زن]
دیگر لاله قدیمی
[از نظر رفتار]
نیست.
This is the oldest Persian script in existence.
این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
hutches
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
purge
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
revivalist movement
جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
drop
[تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
purges
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
to leave everything as it is
[not to change anything]
رسوم قدیمی را ثابت
[دست نخورده]
نگه داشتن
purged
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
your reverence
عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
veteran
سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
veterans
سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
travois
ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان امریکا
rehashed
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
rehashes
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
rehash
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
trump card
<idiom>
استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
mauling
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
antique wash
دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
Z0
بیتی ساخت Zilog که در کامپیوترهای خیلی قدیمی تر به کار می رفت
scholastically
موافق اصول اموزشگاهها مطابق منطق قدیمی ها طلبه وار
mauls
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
maul
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauled
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
his reverence
جناب اقای- عنوان کشیشان که برابراست باعناوین قدیمی ایران
godroon
اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
monochrome
استاندارد آداپتور ویدیو در سیستمهای PC قدیمی که متن را در خط هایی از ستون ها نمایش میدهد
Are there any antiquities here?
آیا اینجا آثار باستانی
[اشیا عتیقه و جاهای قدیمی]
وجود دارد؟
core
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
cores
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
circular carpet
قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد
archive
فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
linstock
چوب نوک تیزی که برای اتش زدن فتیله توپهای قدیمی بکار میرفته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com