English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 221 (3 milliseconds)
English Persian
grimace ادا و اصول
grimaced ادا و اصول
grimaces ادا و اصول
grimacing ادا و اصول
Search result with all words
sanitation مراعات اصول بهداشت بهسازی
hockey چوگان بازی با اصول فوتبال
ground بگل نشاندن اصول نخستین را یاددادن
ethics اصول اخلاقی اخلاقیات
trade unionism پیروی از اصول وروشهای اتحادیه اصناف
egoism یکی از اصول فلسفه ماکیاولی و عبارت است ازاعتقاد به خودپرستی وخودخواهی انسان که مبنای فلسفه او به نام اگوئیسم جهانی قرار گرفته است
unnatural بر خلاف اصول طبیعت
unnaturally بر خلاف اصول طبیعت
Protestantism اصول ایین پروتستانت
postulate هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulated هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulates هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulating هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
fascism اصول عقاید فاشیست
fascism نام حزبی است که موسولینی در فاصله دو جنگ عالمگیر در ایتالیا تاسیس کردو اصول عقاید و فلسفه ان رااز سیستمهای سیاسی مختلف اخذ و بر حسب احتیاج تحریف و تفسیر نمود
doctrinaire کسی که می خواهد نظریات و اصول خودرا بدون توجه به مقتضیات اجرا کند
doctrine اصول حکمت
doctrine اصول
doctrines اصول حکمت
doctrines اصول
modernism اصول امروزی
modernism اصول تجدد نوگرایی
teaching اصول
teachings اصول
system روش اصول
system اصول وجود
systems روش اصول
systems اصول وجود
tenet اصول مرام
tenet اصول
principled دارای اصول وعقاید
principled اصولی پای بند اصول
probity پیروی دقیق از اصول
principles اصول
dogma اصول عقاید
dogmas اصول عقاید
tenets اصول مسلم
liberalism اصول ازادی خواهی
root اصول
roots اصول
literacy فهمیدن اصول مقدماتی کامپیوتر
book اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
booked اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
books اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
technique اصول مهارت روش فنی
techniques اصول مهارت روش فنی
functional اصول مبادی
illiberal متعصب مخالف اصول ازادی
modernist هوا خواه اصول امروزی
modernists هوا خواه اصول امروزی
technological اصول فنی
technologically اصول فنی
communism اصول اشتراکی
accounting اصول حسابداری برسی اصل و فرع
feudalism سیستم اقطاعداری اصول ملوک الطوایفی
individualism اصول استقلال فردی
individualism اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
ethic غالبا بصورت جمع علم اخلاق بجث درامور اخلاقی اصول اخلاق
moralist معتقد به اصول اخلاق
moralists معتقد به اصول اخلاق
mouth ادا و اصول در اوردن
mouthed ادا و اصول در اوردن
mouthing ادا و اصول در اوردن
mouths ادا و اصول در اوردن
theories اصول نظری
theory اصول نظری
vigilantism پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
revivalism اصول بیداری مذهبی
rationale توضیح اصول عقاید
methodologies علم اصول
methodology علم اصول
politics اصول سیاسی
dummies متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
dummy متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
rationalization انطباق با اصول عقلانی عقلانی کردن
Catholicism اصول مذهب کاتولیکی
scientifically موافق اصول علمی
democratically بر طبق اصول حکومت ملی
spiritualist طرفدار اصول روحانیت ومعنویت
spiritualists طرفدار اصول روحانیت ومعنویت
unparliamentary برخلاف اصول پارلمانی
technically مطابق اصول فنی
naturalistic موافق با اصول طبیعی
gradualism رعایت اصول تدریج
musically مطابق اصول موسیقی
abolitionist اصول بردگی
accidence حادثه اصول صرف و نحو
accounting principles اصول حسابداری
analytical engine ماشین محاسب مکانیکی که توسط Babbage Charles ایجاد شد که اصول اولیه کامپیوترهای دیجیتالی چند منظوره ابتدایی را پیاده کرد
anglicanism اصول و انتقادات کلیسای انگلیس
anomie بی توجهی به اصول دین
anomy بی توجهی به اصول دین
anticonstitutional مخالف اصول مشروطیت
antinomian مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
antisocial مخالف اصول اجتماعی مخالف اجتماع
asceticism اصول ریاضت و مرتاضی
bakuninism اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
banking principles اصول بانکداری
building system اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
catechetics فن اموزش اصول دین بوسیله پرسش مسئله گویی
Other Matches
sanitize مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
ism اصول
nitty-gritty اصول
ism : اصول
technic اصول
relativity principles اصول نسبیت
rational principle اصول عقلیه
principles of economics اصول اقتصاد
principles of economy اصول اقتصاد
principles of religion اصول مذهب
prineipal parts اصول فعل
neodoxy اصول نوین
nazism اصول نازی
general principles اصول کلی
economic principles اصول اقتصادی
creationism اصول افرینش
chung shin اصول تکواندو
copernician system اصول کپرنیک
denial measures اصول ممانعت
kinesiology اصول مکانیزم
naziism اصول نازی
mutualism اصول همکاری
mormonism اصول mormon ها
monopolosm اصول انحصار
monopolism اصول انحصار
constitutionalism اصول مشروطیت
roots and branches اصول وفروع
technics اصول فنی
hierarchism اصول سلسله مراتب
hedonics اصول خوشی ولذت
counter current principle اصول جریان متقابل
economization رعایت اصول اقتصادی
fourteen points اصول چهارده گانه
democratism اصول حکومت ملی
ex post facto شامل اصول گذشته
household art اصول خانه داری
image shearing principle اصول برش تصویر
telephone switching technique اصول اتصالات تلفنی
psychologism پیروی از اصول روانی
to do v to one's principles برخلاف اصول خودرفتارکردن
principles of islamic economics اصول اقتصاد اسلامی
principles of economics اصول علم اقتصاد
principle of criminal procedure اصول محاکمات جزائی
principle of civil litigation اصول محاکمات مدنی
planning principles اصول برنامه ریزی
pauli اصول مذهبی پولس
Euclid's Elements اصول اقلیدس [ریاضی]
mutualist طرفدار اصول همدستی
to pull a wry face اداو اصول دراوردن
monarchism اصول سلطنت مستقل
manichaeanism اصول فلسفه مانی
Euclid's Elements اصول اقلیدس [ریاضی]
sail close to the wind اندکی از اصول تجاوزکردن
code of procedure قانون اصول محاکمات
civil procedure اصول محاکمات حقوقی
they are t of their doctrines اصول خودرامحکم نگاه می دارند
syndicalism پیروی از اصول اتحادیه صنفی
they are t of their doctrines موافب اصول خودمی باشند
moralism رعایت اصول اخلاق بطورطبیعی
the low of criminal procedure قانون اصول محاکمات جزایی
sansculottism پیروی از اصول انقلاب افراطی
rascalism اصول بی شرفی وحقه بازی
unmorality عدم مراعات اصول اخلاقی
revivalist movement جنبش اصول بیداری مذهبی
moral philosophy اصول اخلاق ایین رفتار
encyclopaedism اصول نویسندگان دایره المعارف
kinesiological principle اصول حرکت شناختی بدن
evolutionism اصول ترقی و تکامل تدریجی
feudalist طرفدار اصول ملوک الطوایف
independency اصول استقلال کلیساهای محلی
inartistic فاقد اصول هنری بی هنر
collectivist هواخواه اصول اجتماعی درزندگی
collectivism اجرای اصول اشتراکی درزندگی
insurrectionism اصول یاغی گری یا طرفداری ازشورش
convictism اصول گماشتن گناهکاران بکارهای سخت
idols of the theatre اوهام ناشی از اصول و قواعدمنطقی و فلسفی
prettyism اصول رعایت قشنگی درهنرهاو ادبیات
fusionist هواخواه اصول پیوستگی وسازش در سیاست
to preach moral principles اصول اخلاقی را وعظ و تلقین کردن
legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
presbyteral طرفدار اصول پرسبیتری وابسته به کشسش ها
essenism اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
toryism اصول وعقاید حزب محافظه کار
one of the [basic] fundamental tenets of democracy یکی از اصول پایه [اساسی] دموکراسی
physico theology حکمت الهی موافق اصول طبیعی
EBNF روش انعط اف پذیر بیان اصول زبان
feudality تصرف بشرط خدمت اصول ملوک الطوایفی
time the essence of the contract مدت در حالی که از اصول اساسی عقد باشد
ultimogeniture اصول رسیدن میراث به فرزند کهتر حق کهتری
truck system اصول دادن کالا به جای دستمزد به کارگران
methodize در اصول وعقاید دینی سخت گیری کردن
romanism اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
thermostatics اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
gymnosophy اصول وطرز زندگی فیلسوفان ومرتاضهای برهنه هندی
This is contray to all moral principles ( codes ) . این کار مخالف کلیه اصول وضوابط اخلاقی است
scholastically موافق اصول اموزشگاهها مطابق منطق قدیمی ها طلبه وار
neological ناشی از تجد د مذهبی وابسته به اصول نوین یاواژه سازی در زبان
phonetic system of spelling اصول املایی بموجب ان هرحرف نماینده همیشگی یک صدای معین میباشد
irrationlism اصول عقایدکسانی که رسیدن به مرحله یقین را از طریق اشراق والهام ممکن می دانستند
preferentialism اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
scientific socialism بررسی سوسیالیسم از طریق امار وارقام و شواهد و مدارک و برمبنای اصول اقتصاد و جامعه شناسی
machiavellism اصول عقایدماکیاولی فیلسوف وسیاستمدار ایتالیایی قرن 51که فلسفه استبداد جدید نیزنامیده میشود
Schedule+ برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
owenism اصول عقاید رابرت اون کارخانه دار انگلیس در قرن 91 که شاید بتوان منشاء سوسیالیزم نوینش دانست
legalism رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
to little up to one's principl اصول و مرام خود را اجراکردن موافق مرام خودزیستن
leninism اصول عقاید لنین مارکسیسم با تفسیر واستنباطی که لنین از ان به منظور انطباق با ایدئولوژی مذکور با وضع روسیه کرده است
custom of a trade عادت یک تجارت اصول متداول تجارت
law of procedure قانون اصول محاکمات قانون شکلی
unionism اصول تشکیلات اتحادیه اتحادیه گرایی
union shop یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
intuitivism اصولی که بموجب ان مبادی اخلاقی را حسی میدانند اصول اخلاقی حسی
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
perspectively ازروی علم منافرو مرایا مطابق اصول منافرو مرایا
hands of Fatima طرح دستان فاطمه [نوعی فرش محرابی که در آن دو نگاره کف دست استفاده می شود و جلوه ای از حالت سجود یک مسلمان و اشاره به اصول دین را نشان می دهد. این طرح بیشتر مربوط به قفقاز و شرق ترکیه بوده است.]
dogmatic marxism مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com