Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
contractile
ادغام شونده هم کشی پذیر
Other Matches
precipitating
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitate
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
self reacting
بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
precipitated
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitates
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
mixable
امیزش پذیر امتزاج پذیر
ascendible
تفوق پذیر فراز پذیر
educatable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
ascendable
تفوق پذیر فراز پذیر
educable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
repairable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
reparable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
diphthongs
ادغام
ellipse
ادغام
diphthong
ادغام
ellipses
ادغام
elision
ادغام
crasis
ادغام
umlaut
ادغام
integeration
ادغام
condensation
ادغام
amalgametion
ادغام
pooling
ادغام
affrication
ادغام
synal
ادغام
merger
ادغام
affricate
ادغام
mergers
ادغام
mail merge
ادغام پستی
diphthongization
ادغام اصوات
affricate
ادغام صوتی
mail merging
ادغام پستی
contractions
ادغام همکشیدن
contraction
ادغام همکشیدن
elide
ادغام کردن
merge
ادغام کردن
merge
ادغام شدن
merge
ادغام شرکتها
vertical integration
ادغام عمودی
sectoral integation
ادغام بخشی
consolidation
ادغام کردن
vertical merger
ادغام عمودی
horizontal integration
ادغام افقی
consolidator
ادغام کننده
elided
ادغام کردن
elides
ادغام کردن
merges
ادغام شرکتها
merges
ادغام شدن
eliding
ادغام کردن
merges
ادغام کردن
umlaut
ادغام کردن
adaptable organism
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
coalesce
ادغام دو یا چند فایل
syn
ادغام هجائی یاصدایی
consolidate goods
کالاها را ادغام کردن
coalesced
ادغام دو یا چند فایل
coalesces
ادغام دو یا چند فایل
diphthongize
ادغام کردن اصوات
amalgamation
ادغام یا اختلاط شرکتها
consolidation
ادغام دو یا چند موسسه
sort merge
جور کردن و ادغام
consolidation
ادغام دو یاچند موسسه
merge sort
ادغام و جور کردن
coalescing
ادغام دو یا چند فایل
merges
غرق شدن ادغام کردن
merge
غرق شدن ادغام کردن
synaloepha
ادغام دو یا چندحرف صدا دار
ain't
صورت ادغام شدهء not areوnot is
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
business combination
ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
except
مکان دهی و ادغام شامل نیست
umlaut
ادغام حرف صداداردرحرف صدادار بعدی
synalepha
ادغام دویاچند حرف صدا دار
report generator
نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
word star
یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
collator
ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
optimal merge tree
نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
groupage
ادغام نمودن بارهای مختلف جهت حمل ترکیب در حمل
merges
برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند
merge
برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند
Mingle design
طرح تلفیقی
[ادغام کردن طرح ها با یکدیگر]
vimineous
خم شونده
step down
کم شونده
diminishing
کم شونده
deliquescent
اب شونده
folding
تا شونده
squashy
له شونده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
outgoing
صادر شونده
acidific
ترش شونده
explosive
منفجر شونده
accumulatively
بطورجمع شونده
payees
پرداخت شونده
accretive
زیاد شونده
friable
خرد شونده
accumulative
جمع شونده
conducive
منجر شونده
conducive
موجب شونده
riser
بلند شونده
tabescent
لاغر شونده
fly table
میز تا شونده
tensive
وخیم شونده
tilting board
صفحه کج شونده
metabolic
دگرگون شونده
congregative
جمع شونده
interviewee
مصاحبه شونده
interviewees
مصاحبه شونده
drying
خشک شونده
fulminating
محترق شونده
repressive
مانع شونده
deterrents
مانع شونده
deterrent
مانع شونده
payee
پرداخت شونده
acquiescent
راضی شونده
tensive
سفت شونده
soluble oil
روغن حل شونده
illative
منتج شونده
juvenescent
جوان شونده
latescent
پنهان شونده
liquescent
مایع شونده
locator
جایگزین شونده
metastatic
جابجا شونده
excurrent
جاری شونده
examinee
امتحان شونده
evanescent
محو شونده
migratory
جابجا شونده
eruptional
منفجر شونده
erubescent
سرخ شونده
emissive
خارج شونده
emanative
صادر شونده
napidescent
سنگ شونده
nigrescent
سیاه شونده
osculant
واقع شونده
displaceable
جابجا شونده
fill in
جانشین شونده
introgresseive
داخل شونده
inbound
وارد شونده
hardenable
سخت شونده
increscent
زیاد شونده
gray
سفید شونده
gelable
دلمه شونده
gelable
ژلاتینی شونده
fusible
ذوب شونده
frondescent
برگ شونده
ingoing
وارد شونده
foldaway
کوچک شونده
ingoing
داخل شونده
ingravescent
سخت تر شونده
ingressive
داخل شونده
inhibiter
مانع شونده
inhibitor
مانع شونده
intrant
داخل شونده
perfusive
پاشیده شونده
perfusive
پخش شونده
clastic
جدا شونده
retractive
جمع شونده
revulsive
جابجا شونده
rigescent
سفت شونده
rigescent
سخت شونده
changful
دگرگون شونده
changful
جوربجور شونده
causative
سبب شونده
rubescent
قرمز شونده
seceder
منتزع شونده
seconder
دوم شونده
base ejection
پرتاب شونده از ته
assimilatory
هم جنس شونده
analysand
تحلیل شونده
ameliorative
بهتر شونده
aggravative
بدتر شونده
adrenergic
فعال شونده
clastic
تقسیم شونده
restrainer
مانع شونده
dilatant
گشاد شونده
deviator
منحرف شونده
deteriorative
بدتر شونده
depreciable
مستهلک شونده
proliferous
تکثیر شونده
pulverulent
خرد شونده
rarefactive
رقیق شونده
recreant
تسلیم شونده
redintegrate
تجدید شونده
concretive
سفت شونده
concentrator
متمرکز شونده
comparand
قیاس شونده
remittent
سبک شونده
combinatory
ترکیب شونده
meliorative
بهتر شونده
coagulable
دلمه شونده
clotty
دلمه شونده
simultaneous with each other
با هم واقع شونده
clincher
متمسک شونده
entrant
وارد شونده
frequents
تکرار شونده
cumulative
جمع شونده
stretchy
گشاد شونده
decreasingly
بطورکم شونده
frequenting
تکرار شونده
menstruating
بی نماز شونده
frequented
تکرار شونده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com