English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (7 milliseconds)
English Persian
philistine ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
philistines ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
philistia ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
Other Matches
onomasticon فرهنگ نامهای خاص فرهنگ اسامی مردم
hyperphysical خارق العاده مافوق قوه بدنی ومادی
lexicon فرهنگ
culture فرهنگ
cultures فرهنگ
kultur فرهنگ
lexicons فرهنگ
culturing فرهنگ
lowbrow بی فرهنگ
dictionary فرهنگ
dictionaries فرهنگ
iranism فرهنگ ایرانی
ministry of education وزارت فرهنگ
graecism فرهنگ یونانی
gradus فرهنگ عروضی
class culture فرهنگ طبقهای
data dictionary فرهنگ داده ها
deculturation فرهنگ زدایی
deculturation فرهنگ باختگی
enculturation فرهنگ اموزی
encyclopaedia فرهنگ جامع
etymologicon فرهنگ مشتقات
gazetteer فرهنگ جغرافیایی
national culture فرهنگ ملی
glossary فرهنگ لغات
dictionary فرهنگ لغات
word book فرهنگ لغات
urbiculture شهر فرهنگ
rhyming dictionary فرهنگ قوافی
wordbook فرهنگ لغات
walking dictionary فرهنگ متحرک
lexicon [dictionary] فرهنگ لغات
armenian فرهنگ ارمنی
lexicography فرهنگ نویسی
abclution فرهنگ ناپذیری
dictionaries فرهنگ لغات
dictionary فرهنگ لغات
folklore فرهنگ قومی
subcultures فرهنگ فرعی
subcultures خرده فرهنگ
subculture فرهنگ فرعی
subculture خرده فرهنگ
vocabulary فرهنگ لغات
Arabic فرهنگ عربی
thesauruses فرهنگ جامع
an a to a dictionary ضمیمه فرهنگ
thesaurus فرهنگ جامع
vocabularies فرهنگ لغات
ministry education وزارت فرهنگ
acculturation فرهنگ پذیری
acculturate فرهنگ پذیرفتن
educative فرهنگ بخش
culture free tests ازمونهای فرهنگ- نابسته
glossary فرهنگ لغات دشوار
glossaries فرهنگ لغات دشوار
lexical وابسته به فرهنگ لغات
chung shin sooyak فرهنگ اخلاقی تکواندو
culture bound tests ازمونهای فرهنگ- بسته
culture fair tests ازمونهای فرهنگ- نابسته
dictionary program برنامه فرهنگ لغات
eeglish persian dictionary فرهنگ انگلیسی به فارسی
lexical وابسته به فرهنگ نویسی
an a to a dictionary ذیل یاملحقات فرهنگ
hellenist متخصص فرهنگ یونان
Brahmins آدم با فرهنگ از طبقات بالا
Brahmin آدم با فرهنگ از طبقات بالا
vocabular مربوط به فرهنگ لغات زبان
lexicography فرهنگ نویسی واژه نگاری
germanist دانشمند فرهنگ و زبان المانی
it is ministerial to culture وسیله ترقی فرهنگ است
glossary فرهنگ لغات فنی سفرنگ
americanist متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
glossaries فرهنگ لغات فنی سفرنگ
occidentalism پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
slavist محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
slavicist محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
intercultural وابسته به فرهنگ دو کشور بین فرهنگی
culturist فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
A dictionary tell you what words mean . فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
Indian style [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
Don't touch me!; Don't you touch me! به من خیلی نزدیک نشو ! [یک متر در فرهنگ باختر]
acculturate نقل و انتقال دادن فرهنگ یک جامعه به جامعهء دیگر
humanism مسلک نوع پرستی و انسان دوستی ادبیات و فرهنگ
Don't touch me!; Don't you touch me! وارد منطقه شخصی من نشو ! [یک متر در فرهنگ باختر]
This dictionary has many examples of how idioms are used . این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
This dictionary is published(printed) in three volumes. این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
occidentalist کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
gradus فرهنگ نظم ونثر لاتین و یونانی که سابقادر انگلستان تدریس میشده
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
synonymize الفاظ مترادف بکار بردن فرهنگ لغات هم معنی راتالیف کردن
homestay خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
sinologue چین شناس ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین
sinologist چین شناس ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین
Japonaiserie [از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
grecism طرز یونانی فرهنگ یونانی
tribial rugs فرش های عشایری [فرش های ایلی] [اینگونه فرش ها ریشه در آداب و رسوم و فرهنگ هر منطقه داشته و تابلوئی از زندگی ایشان را به نقش می کشد.]
atlas فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlases فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
floral design طرح گل و بته [قدیمی ترین فرش بافته شده با این طرح مربوط به قرن هجدهم میلادی در منطقه قفقاز روسیه می باشد. این طرح به گونه های مختلف بافته شده و ریشه در فرهنگ کشور دارد مثل گل لاله در فرش ترکیه.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com