Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
figure eight fake
ارایش کردن طنابهای ناو به صورت چلیپایی
Other Matches
cross pointing
ارایش طنابهای اطراف ناو یااستنچی
risers
انشعابات عمومی چتر نجات ستونها یا طنابهای عمودی ناو طنابهای شانهای چترنجات
ca
Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
criss-cross
چلیپایی کردن
criss-crossing
چلیپایی کردن
criss-crosses
چلیپایی کردن
criss-crossed
چلیپایی کردن
criss-crossing
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crossed
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crosses
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-cross
دارای نقش چلیپایی کردن
wire ropes
طنابهای سیمی
standing rigging
طنابهای ثابت
cordage
مجموع طنابهای کشتی
antiparachute ropes
طنابهای پایین بالون
rigging
طنابهای نگهدارنده دکل
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
sparred
تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
spar
تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
spars
تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
crossover
چلیپایی
cruciferous
چلیپایی
crutched
چلیپایی
crossed
چلیپایی
trigonous
چلیپایی
manicure
ارایش کردن
manicured
ارایش کردن
manicuring
ارایش کردن
attire
ارایش کردن
embellishes
ارایش کردن
manicures
ارایش کردن
embellish
ارایش کردن
decoration
ارایش کردن
embellished
ارایش کردن
decorations
ارایش کردن
disembellish
بی ارایش کردن
embellishing
ارایش کردن
boatswains
افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
boatswain
افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
cross wise
چلیپایی ضربدری
crucifer
گیاه چلیپایی
t square
خطکش چلیپایی
weaving
همبری چلیپایی
cruciate
رنجیده چلیپایی
cross aisal
راهروی چلیپایی
cross country mill
نورد چلیپایی
cross peaks
پیکهای چلیپایی
to make one's toilet
ارایش یا بزک کردن
bedecks
ارایش کردن اراستن
bedeck
ارایش کردن اراستن
bedecking
ارایش کردن اراستن
bedecked
ارایش کردن اراستن
pectoral cross
چلیپایی روی سینه
cross country mobility
قابلیت حرکت چلیپایی
adorns
قشنگ کردن ارایش دادن
off diagonal cross peaks
پیکهای چلیپایی خارج از قطر
st.g's cross
چلیپایی که ازدوخطقرمزدرست شده باشد
ox frame
قابی که گوشههای چلیپایی دارد
organising
مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizing
مرتب کردن ارایش دادن موضع
to paint the lily
چیز زیبارا ارایش مصنوعی کردن
organize
مرتب کردن ارایش دادن موضع
organises
مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizes
مرتب کردن ارایش دادن موضع
pompadour
طرز ارایش موی سر بطورپف کردن
gammadion
چلیپایی که برانتهای هریک ازچهارخطان ازطرف حرکت عقربه ساعت رس
hawse
سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
invoiced
صورت کردن
invoice
صورت کردن
list
صورت کردن
invoices
صورت کردن
invoicing
صورت کردن
rosters
وارد صورت کردن
roster
وارد صورت کردن
to strike off the rolls
از صورت حذف کردن
schedules
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
mine action
عمل کردن به صورت مین
strike off the rolls
از صورت وکلا خارج کردن
scheduled
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedule
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
skew
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
To take an invevtory.
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
skews
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
take something to heart
<idiom>
به صورت جدی تصمیم گیری کردن
skewing
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
to e. figures upon astone
صورت هایی بر سنگ نقش کردن
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
administrative landing
پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
to stare at person in the face
توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
hasty sling
حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
denationalizing
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
mercury delay line
روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
to marshal one's creditors
صورت بستانکاران خود را ازلحاظ تقدم و تاخر منظم کردن
to save ones face
ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
arrangements
ارایش
arramgement
ارایش
mustered
ارایش صف
arrangment
ارایش
make up
ارایش
muster
ارایش صف
syndiotactic
هم ارایش
composition
ارایش
mustering
ارایش صف
hairdressing
ارایش مو
arrangement
ارایش
flower piece
ارایش گل
coiffure
ارایش مو
coiffures
ارایش مو
musters
ارایش صف
fleuron
ارایش گل
compositions
ارایش
atactic
بی ارایش
mounting
ارایش
embellishment
ارایش
inornate
بی ارایش
toilette
ارایش
toilets
ارایش
toilet
ارایش
head tire
ارایش مو
head piece
ارایش
parergon
ارایش
embellishments
ارایش
habiliment
ارایش
ornamentation
ارایش
grooming
ارایش
adorning
ارایش
attack pattern
ارایش تک
attire
ارایش
decor
ارایش
toiletry
ارایش
scissoring
ارایش
garnishment
ارایش
inflorescence
ارایش
isotatic
تک ارایش
formation
ارایش
headdress
ارایش سر
head-dresses
ارایش سر
headdresses
ارایش سر
layouts
ارایش
dressings
ارایش
finery
ارایش
layout
ارایش
dressing
ارایش
mountings
ارایش
check register
بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
lotions
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotion
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
polychasium
ارایش خوشهای
ornament
اراستن ارایش
arborization
ارایش درختی
cosmetic
فن ارایش وتزئین
basketlike arrangemment
ارایش سبدی
tactical formation
ارایش تاکتیکی
stack the defence
ارایش دفاعی
cosmetic
وسیله ارایش
isotactic polymer
بسپار تک ارایش
lard vt
ارایش دادن
deeorative
ارایش بخش
preparation
تهیه و ارایش
umbel
ارایش چتری
preparations
تهیه و ارایش
rearrangment
باز ارایش
decker
ارایش دهنده
to set off
ارایش دادن
spadix
ارایش غلاقی
garnished
ارایش دادن
formation
ارایش جنگی
panicle
ارایش افشان
cosmetics
وسیله ارایش
diamond formation
ارایش لوزی
head-dresses
پوشاک سر ارایش مو
syndiotactic polymer
بسپار هم ارایش
arrays
ارایش ارایه
dresser
میز ارایش
headdress
پوشاک سر ارایش مو
array
ارایش ارایه
cosmetics
فن ارایش وتزئین
electron configuration
ارایش الکترونی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com