English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (3 milliseconds)
English Persian
successive ارثی
inherited ارثی
congenital ارثی
genetic ارثی
hereditary ارثی
heritable ارثی
patrimonial ارثی
Other Matches
coparcenery هم ارثی
genotype سنخ ارثی
genomotives انگیزههای ارثی
genetic endowment موهبت ارثی
geneticism ارثی نگری
geneticist ارثی نگر
geneticists ارثی نگر
hereditarianism ارثی نگری
be in one's blood <idiom> ارثی بودن
prerogatives امتیاز مخصوص حق ارثی
prerogative امتیاز مخصوص حق ارثی
diathesis بیماری پذیری ارثی
genetic endowment ساز و برگ ارثی
bequests ارثی که بنابوصیت رسیده
bequest ارثی که بنابوصیت رسیده
sex linked واقع در کروموزم جنسی ارثی
legitimism هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
amphiploid دارای حداقل کرموسوم ارثی
principals رئیس موسسه اثاثه ارثی
principal رئیس موسسه اثاثه ارثی
dysgenic مضر برای صفات وخصوصیات ارثی
Generosity runs in the family. سخاوت دراین خانواده ارثی است
legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
recapitulated صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulates صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulating صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulate صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recombinant موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
gene عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
genes عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com