Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (7 milliseconds)
English
Persian
cell reference
ارجاع سل
Search result with all words
reference
ارجاع
reference
ارجاع امر به داوری
reference
فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
references
ارجاع
references
ارجاع امر به داوری
references
فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
refer
ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
referred
ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
refers
ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
referee
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereed
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereeing
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referees
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
cross reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross reference
ارجاع متقابل
cross-reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-reference
ارجاع متقابل
cross-references
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-references
ارجاع متقابل
relegate
ارجاع کردن
relegated
ارجاع کردن
relegates
ارجاع کردن
relegating
ارجاع کردن
arbitrate
به داوری ارجاع کردن
arbitrated
به داوری ارجاع کردن
arbitrates
به داوری ارجاع کردن
arbitrating
به داوری ارجاع کردن
submission
موضوعی رابه داوری ارجاع کردن
linkage
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
linkages
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
assign
ارجاع کردن تعیین کردن
assigned
ارجاع کردن تعیین کردن
assigning
ارجاع کردن تعیین کردن
assigns
ارجاع کردن تعیین کردن
referral
ارجاع
referrals
ارجاع
backward reference
ارجاع به عقب
call by reference
فراخوانی با ارجاع
circular reference
ارجاع چرخشی
cross reference table
جدول ارجاع متقابل
duty assignment
ارجاع شغل
explicit address
آدرسی در دوبخش است . یکی نقط ه ارجاع دیگری جابجایی یا مقدار اندیس
external reference
ارجاع خارجی
external reperence
ارجاع خارجی
forward reference
ارجاع به جلو
global reference
ارجاع سراسری
mixed cell refernce
ارجاع سل ترکیبی
open system interconnection reference
مدل ارجاع ارتباط سیستم باز
procedendo
حکم ارجاع مجدد دعوی از محکم عالی به دادگاه تالی
recommit
دوباره به کیمسیون ارجاع کردن
recommitment
ارجاع بکمیسیون پارلمانی
recommittal
ارجاع بکمیسیون پارلمانی
relative cell reference
ارجاع سل رابطهای
self reference
خود ارجاع
typecast
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasting
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasts
ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
assignation
[of something]
[to something]
ارجاع
[به چیزی]
[از چیزی]
assignment
[of something]
[to something]
ارجاع
[به چیزی]
[از چیزی]
dereference
پس ارجاع کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com