Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
area assessment
ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
Other Matches
terrain appreciation
ارزیابی و بررسی وضع زمین منطقه از نظر نظامی
control and reporting center
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
counterintelligence survey
بررسی ضد اطلاعاتی تحقیقات ضد اطلاعاتی
launching area
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
status
یک بیت در کلمه که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت و نتیجه یک عملیات است
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
drop zone
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
damage area
منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
area of operation
منطقه عملیات
air surface zone
منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
aerospace projection operations
بالای منطقه عملیات
staging area
منطقه شروع عملیات
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
area security
تامین منطقه عملیات
zone of action
منطقه عملیات یکان
air area operations
عملیات منطقه هوایی
sanctuary
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuaries
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
area of military significant fallout
منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
service area
منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
landing area
منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
run up area
منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
airspace reservation
منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
staging area
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
leave area
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
haven submarine
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
polynia
منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
grid zone
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
aerospace
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
area coordination group
گروه هماهنگ کننده عملیات منطقه
proportional clothing
لباس هماهنگ یا همرنگ زمین یا منطقه عملیات
assault area diagram
نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
area oriented
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
concentration area
منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
skid row
<idiom>
منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
pert
Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
transfer area
در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
remote
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remotest
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
crossing area
منطقه گذار منطقه پایاب
sectors
منطقه عمل منطقه مسئولیت
sector
منطقه عمل منطقه مسئولیت
kill area
منطقه خطر منطقه تلفات
remoter
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
combat zone
منطقه رزمی منطقه نبرد
zone of fire
منطقه اتش منطقه تیراندازی
tropopause
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
ranging
تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
motif
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
civil damage assessment
ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
line crosser
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
clandestine assembly area
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
axial route
مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
demolition target
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
charge and discharge statements
حساب قیومیت صورت و نحوه ارزیابی و عملیات مالی ارث حساب ارث
information system
سیستم اطلاعاتی
information service
خدمت اطلاعاتی
information routing
مسیریابی اطلاعاتی
intelligence annex
پیوست اطلاعاتی
agent net
شبکه اطلاعاتی
information service
سرویس اطلاعاتی
information networks
شبکههای اطلاعاتی
intelligence cycle
مدار اطلاعاتی
information bits
بیتهای اطلاعاتی
agent
عامل اطلاعاتی
agents
عامل اطلاعاتی
bulletins
نشریه اطلاعاتی
bulletin
نشریه اطلاعاتی
knowledge work
کار اطلاعاتی
data banks
بانک اطلاعاتی
knowledge industries
صنایع اطلاعاتی
data bank
بانک اطلاعاتی
information banks
بانکهای اطلاعاتی
intelligence summary
خلاصه اطلاعاتی
demolition guard
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
demilitarization
تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
separation zone
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
airspace prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
defense coastal area
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
island bases
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
periodic intelligence report
گزارش نوبهای اطلاعاتی
on line information service
سرویس اطلاعاتی مستقیم
cumpuserve
سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
automated intelligence file
پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
dual agent
عامل اطلاعاتی دو جانبه
double agents
عامل اطلاعاتی دو جانبه
in on
<idiom>
اطلاعاتی داشتن درمورد
intelligence summary
خلاصه وضعیت اطلاعاتی
double agent
عامل اطلاعاتی دو جانبه
helpdesk
میز کمک
[اطلاعاتی]
help desk
میز کمک
[اطلاعاتی]
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
officers call
نشریه اطلاعاتی مخصوص افسران
aisp
انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
association in information systems
انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
shannon
اندازه محتوای اطلاعاتی یک ارسال
have something on someone
<idiom>
اطلاعاتی درموردکار خطای شخص داشتن
inside information
اطلاعاتی که بمردمان بیرون داده میشود
irm
Resourese Informationمدیر منابع اطلاعاتی anager
shirt-tails
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
shirt-tail
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
list
چاپ یا نمایش دادن موضوعات اطلاعاتی خاص
islands
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
island
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
compuserve
یکی از مهمترین سرویسهای اطلاعاتی line-on وابسته به آمریکا
We would appreciate it if you could provide us with some information about ...
ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
the source
خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
qube
تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
header
پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه
headers
پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه
ip
شرکت یا کاربری که اطلاعاتی درباره استفاده سیستم ویدیویی است
cirvis
دستورات مخابراتی که برای گزارش مشاهدات اطلاعاتی تهیه می شوند
reveals
نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
revealed
نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
reveal
نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
status
ثباتی که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
status
کلمهای حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
intersectional service
قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
transient forces
نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
master
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
mastered
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
aspects
کارتی که حاوی اطلاعاتی درباره متن ها در سیستم بازیابی اطلاعات است
aspect
کارتی که حاوی اطلاعاتی درباره متن ها در سیستم بازیابی اطلاعات است
masters
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
secondary landing
منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
device
کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
approved data
سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
providers
شرکت یا کاربری که منبع اطلاعاتی برای استفاده در سیستم ویدیویی فراهم میکند.
provider
شرکت یا کاربری که منبع اطلاعاتی برای استفاده در سیستم ویدیویی فراهم میکند.
devices
کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
CDs
وسیله مکانیکی که با استفاده از اشعه لیزر باریک اطلاعاتی را از روی سطح دیسک می خواند
CD
وسیله مکانیکی که با استفاده از اشعه لیزر باریک اطلاعاتی را از روی سطح دیسک می خواند
assessment
ارزیابی
indiction
ارزیابی
appraisement
ارزیابی
attack assessment
ارزیابی تک
assessments
ارزیابی
it was valued at rials 000
ارزیابی شد
appraisal
ارزیابی
appraisals
ارزیابی
valuation
ارزیابی
estimate
ارزیابی
evaluations
ارزیابی
evaluation
ارزیابی
valuations
ارزیابی
estimating
ارزیابی
estimates
ارزیابی
evalution
ارزیابی
cost accounting
ارزیابی
estimated
ارزیابی
header
بسته داده که پیش از ارسال فرستاده میشود تا اطلاعاتی درباره قصد و مسیر تامین کند
headers
بسته داده که پیش از ارسال فرستاده میشود تا اطلاعاتی درباره قصد و مسیر تامین کند
air defense action area
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
area of operational interest
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
analyse
[British]
ارزیابی کردن
estimate
ارزیابی تخمین
appraises
ارزیابی کردن
estimated
ارزیابی تخمین
estimates
ارزیابی تخمین
reappraisal
ارزیابی تازه
ratable
قابل ارزیابی
project evaluation
ارزیابی طرح
estimating
ارزیابی تخمین
assess
ارزیابی کردن
stock valuation
ارزیابی موجودی
reappraisals
ارزیابی تازه
summative evaluation
ارزیابی تلخیصی
supplier evaluation
ارزیابی فروشنده
rated
ارزیابی شده
appraise
ارزیابی کردن
appraised
ارزیابی کردن
valued
ارزیابی شده
appraising
ارزیابی کردن
personality assessment
ارزیابی شخصیت
assessed
ارزیابی کردن
validation
تصدیق ارزیابی
evaluating
ارزیابی کردن
evaluates
ارزیابی کردن
evaluated
ارزیابی کردن
evaluate
ارزیابی کردن
assessing
ارزیابی کردن
assesses
ارزیابی کردن
valuation of stock
ارزیابی موجودی
evaluate
ارزیابی کردن
study
ارزیابی کردن
dissect
[analyse]
ارزیابی کردن
assay
ارزیابی کردن
analyze
[American]
ارزیابی کردن
unaudited
<adj.>
ارزیابی نشده
survey
ارزیابی کردن
attack assessment
ارزیابی نتایج تک
bolt
[examine]
ارزیابی کردن
check
ارزیابی کردن
survey
ارزیابی کردن
revaluation
ارزیابی مجدد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com