Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (4 milliseconds)
English
Persian
unconverti nal
ازادازقیود یا رسوم غیرقراردادی
Other Matches
uncoveranted
مشمول بیان نشده غیرقراردادی
mores
رسوم
etiquette
رسوم
manner
رسوم
their customs
رسوم ایشان
the old ways
رسوم قدیم
conventionalism
پیروی از رسوم
folklore
رسوم اجدادی
souithernism
رسوم واداب جنوب
to cling to the old ways
به رسوم قدیمی چسبیدن
unconventional
ازاد از قیود و رسوم
conventionalization
هم رنگی با ایین و رسوم
conventionalization
توافق با ایین و رسوم
conformity
پیروی از رسوم یاعقاید
anglicises
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicised
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
unconventionality
عدم رعایت اداب و رسوم
anglicize
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicising
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicizing
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicizes
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
judaize
اداب و رسوم یهودی را پذیرفتن
anglicized
باداب و رسوم انگلیسی درامدن
provinciality
لهجه یا عادات یا رسوم ولایتی
revivalist
طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
irishism
عبارت یا اصطلاح یا رسوم مشخص ایرلندی
italianism
پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
agriology
مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
to leave everything as it is
[not to change anything]
رسوم قدیمی را ثابت
[دست نخورده]
نگه داشتن
When in Rome, do as the Romans do!
<idiom>
خود را به آداب و رسوم کشور مهمان وفق بده.
relative income hypothesis
بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
tribial rugs
فرش های عشایری
[فرش های ایلی]
[اینگونه فرش ها ریشه در آداب و رسوم و فرهنگ هر منطقه داشته و تابلوئی از زندگی ایشان را به نقش می کشد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com