English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (10 milliseconds)
English Persian
therein ازان حیث
Search result with all words
thereafter بعد ازان
next نزدیک ترین پس ازان
castle میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castles میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
mulch که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
mulches که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
away پس ازان
thence پس ازان
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
ballast وزنه یاباری که جهت تعادل کشتی یاهواپیما ازان استفاده میشود
afterwards پس ازان
muslin یکجور پارچه پشت نما که ازان جامههای زنانه و پرده درست میکنند
calibrated orifice سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
chock قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
cycle stealing ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
dead line خطی که تجاوز ازان زندانیان نظامی رامحکوم به تیرباران فوری میکند
dice box پیالهای که طاس را ازان میریزند
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
dye wood چوبی که ازان رنگ میگیرند
edge detection اشکارسازی لبه ها الگوریتمی که با استفاده ازان یک کامپیوتر یا ادم مصنوعی میتواند بفهمد که چه اشیایی را می بیند
eftsoon اندکی پس ازان
feed door دری که ازان سوخت درکوره میریزند
fitch موی راسویاقلم مویی که ازان بسازند
floating fender زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
fly agaric یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
fly amanita یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
fly bane یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
fustic یکجورچوب زردکه رنگ پستهای ازان میگیرند
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
giants stride تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
gopher wood چوبی که کشتی نوح ازان ساخته شدوحدس میزنندسرویاکاج باشد
grey matter بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
he is not of that stamp ازان جنس نیست
he is not of that type ازان قبیل اشخاص نیست
helmcloud ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
i am impatient for it ازان بابت بیطاقت هستم
i gave up the idea ازان خیال صرف نظر کردم
id مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
it came to my knowledge من ازان اگاهی یافتم مرامعلوم گردید
it is all greek to me ازان سودرنمیاورم
it is not d. نمیتوان ازان صرف نظر کرد
it is not t. برای این نیست که من این یکی را ازان بیشتردوست دارم
it is pervious to light روشنایی ازان می گذرد
it savours of revenge بوی انتقام یاکینه جویی ازان می اید
logogram چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
logograph چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
long a مدتهاپس ازان
mofette دهانهای که ازان دمه بد بو بیرون اید
one's pet aversion چیزی که شخص مخصوصا ازان بیزار است
pete cock شیر کوچک که ازان هوا یابخار بیرون می اید
pliantly polonica یکجور ناخوشی که ازان موی سر کرک شده بهم گره میخوردناخوشی لهستانی است
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
rain box صندوق یا اسباب بازی دیگری که درتماشاخانه صدای باران ازان درمی اورند
redan استحکامات دوپهلو که گوشه برجستهای ازان بیرون می ایستد
reentrant subroutine زیرروالی که فقط یک نسخه ازان در حافظه اصلی قرار می گیرد و تگسط چندین برنامه دیگر به طور مشترک استفاده میشود
secernent اندامی که چیزی ازان تراوش کند
soever واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
special vertict رایی که وقوع قضیهای راثابت میکندولی نتیجهای ازان نمیگیرد
subsequent to that event پس ازان رویداد
ten yard خط شکسته در طرفین خط نیمه به فاصله 01 یارد ازان
therefter پس ازان
therefter ازان پس
thereof=of that ازان
this is better than that این ازان بهتراست
this is inferior to that این ازان
to gut a book مواداصلی کتابیرا ازان دراوردن
to say grace دعای سپاسگزاری کردن پیش ازخوراک یاپس ازان
to slit hide into thongs پوستی را بریده تسمههای باریک ازان دراوردن
wellŠwhat of it? چه نتیجهای ازان بدست می اید
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com