English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (2 milliseconds)
English Persian
intuitively ازراه کشف
Search result with all words
professionally ازراه پیشه یاکسب
refutation اثبات اشتباه کسی ازراه استدلال
inquiringly ازراه بازجویی
inquiringly ازراه استفسار
long distance ازراه دور تلفن کردن
long-distance ازراه دور تلفن کردن
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
withdrawal تخلیه مواضع ازراه هوا
withdrawals تخلیه مواضع ازراه هوا
offensively ازراه تهاجم
philosophically ازراه حکمت دوستی
intuitively ازراه انتقال
intuitively ازراه برهانی
encouragingly ازراه تشویق
patronizingly ازروی بزرگ منشی ازراه تشویق
structuralism بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
bob ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
bobbing ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
bobs ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
air movements حرکت دادن ازراه هوا
algebraically ازراه جبر
basophobia هراس ازراه رفتن
by courtesy ازراه التفات
by ear ازراه گوش
by indirection ازراه تقلب
by sea ازراه دریا
catechetical مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
catechist ازراه پرسش
catechization ازراه سئوال وجواب
concretionary تشکیل شده ازراه تحجریاانجماد
conjugally ازراه زناشویی
controversially ازراه مباحثه
debaueh ازراه درکردن گمراه کردن
demonstratively ازراه اثبات
demonstratively با اقامه دلیل ازراه نشان دادن
diagnostically ازراه تشخیص
endermic ازراه پوستی از ورا پوست
exegetically ازراه تفسیر
foully ازراه خیانت
foully ازراه نادرستی بطورغیرعادلانه
gamogenesis زاد و ولد ازراه جفت گیری
glozingly ازراه عیب پوشی
gnosticize ازراه عرفان تشریح کردن
gymnastically ازراه ورزش
heretically ازراه رفض
hieroglyphically ازراه تصویرنگاری بطورمرموزیاغیرخوانا
impo کاریکه بدانش اموزان ازراه تنبیه میدهند
inferentially ازراه استنباط
inferentially ازراه نتیجه گیری
ingratiatingly ازراه خود شیرینی
interposingly ازراه مداخله
interrogatively ازراه پرسش
intriguingly با دوز و کلک ازراه عشقبازی نهانی
introspectively ازراه خودنگری
optophone الت تبدیل روشنایی بصدابدانگونه که کوران موادچاپی را ازراه به گوش بخواند
paraphrastically ازراه تفسیر
parasyntheton واژهای که ازراه اشتقاق وترکیب درست شود
parrotry بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
pervertible ازراه در رو
polemically ازراه مجادله یا سیتزه بطورمباحثه
posteriori ازراه استقرار
rje ورود برنامه ازراه دورEntry ob
sand crack ترکی که ازراه رفتن روی ریگ گرم درپای انسان پیداشود
telecommunications access method روش دستیابی ارتباطات ازراه دور
to break a way موانع را ازراه خودبرداشتن
break the bank <idiom> بانک زدن (ازراه شرط بندی به پول زیاد رسیدن)
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com