English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (3 milliseconds)
English Persian
from among ازمیان
Other Matches
from the dead ازمیان مردگان
across ازمیان ازوسط
surmounts ازمیان برداشتن
surmounting ازمیان برداشتن
surmounted ازمیان برداشتن
surmount ازمیان برداشتن
to pass off ازمیان رفتن
to sweep away ازمیان برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate . ازمیان برداشتن
abolish ازمیان بردن
wiping ازمیان بردن
wipes ازمیان بردن
wiped ازمیان بردن
wipe ازمیان بردن
To be lost . To disappear . ازمیان بر افتادن
abrogate ازمیان بردن
to get anything out of the way کاری را ازمیان برداشتن
abrogates ملغی ازمیان بردن
chiasma امیزش ازمیان یا از پهنا
abolishes ازمیان بردن منسوخ کردن
abolishing ازمیان بردن منسوخ کردن
to wriggle one's way بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
embryoctony ازمیان بردن یافاسدکردن جنین درزهدان
slewing rate نرخ عبور یک کاغذ سفید ازمیان چاپگر
demoratize بی جرات کردن ازمیان بردن حس شهامت وانتظامات ارتش
hard-up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
hard up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
to walk the chalk بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
e f t a (european free trade association فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
logogriph نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com