English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
I am very glad to have made your acquaintance. از آشنایی با شما بسیار خوشوقت شدم
Other Matches
I've known her at least as long as you have. آشنایی من با او [زن] کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او [زن] است.
happiest شاد خوشوقت
happier شاد خوشوقت
to be pleased with خوشوقت شدن از
happy شاد خوشوقت
we have p to inform you that. از دادن این خبر خوشوقت است که
bowing acquaintance آشنایی کم
acquaintance آشنایی
acquaintanceship آشنایی
nodding acquaintance آشنایی مختصر
non acquaintance عدم آشنایی
bowing acquaintance آشنایی مختصر سلامی و بس
He is reserved and aloof . آدم دیر آشنایی است
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
Madrklmh that every human being is conscious knowledge مادرکلمه است که هر انسان اگاه به آن آشنایی کامل دارد
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
groupie دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
groupies دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
far بسیار
sorely بسیار
an abundance of بسیار
powerfully بسیار
abundant بسیار
numerous بسیار
parlous بسیار
awfully بسیار
galore بسیار
so mush بسیار
thousand and one بسیار
beastby بسیار
unco بسیار
very little بسیار کم
sopping بسیار
out and a way بسیار
by far بسیار
muckle بسیار
mickle or muckle بسیار
mickle بسیار
immortally بسیار
multiplicity بسیار
longeval بسیار زی
lashongs بسیار
multifarious بسیار
detestable بسیار بد
not a lettle بسیار
plenty بسیار
oftentimes بسیار
precious بسیار
ever so بسیار
many بسیار
no end of بسیار
multiped بسیار پا
far and away بسیار
very بسیار
much بسیار
all- بسیار
overly بسیار
all بسیار
rotten <adj.> بسیار بد
lousy <adj.> بسیار بد
clinking بسیار
terrible <adj.> بسیار بد
awful <adj.> بسیار بد
desperate بسیار بد
sadly بسیار بد
seldom بسیار کم
lot بسیار
multisonant بسیار صدا
many persons مردمان بسیار
many books کتابهای بسیار
well-to-do <idiom> بسیار ثروتمند
multiform بسیار شکل
infernality زشتی بسیار
be unable to say boo to a goose بسیار ترسو
much rain باران بسیار
meticulosity دقت بسیار
much pleased بسیار خوشتود
much was said بسیار چیزهاگفته شد
multangular بسیار گوشه
multidentate بسیار دندان
heart break اندوه بسیار
inappreciable نامحسوس بسیار کم
d. stupid بسیار کودن
corking بسیار عالی
bulimy حرص بسیار
overpriced <adj.> بسیار گران
too expensive <adj.> بسیار گران
at railway speed بسیار تند
at full lick بسیار تند
at a premium بسیار مطلوب
dateless بسیار قدیم
deep read بسیار خوانده
delightsome بسیار دلپسند
hunky dory بسیار خوب
high strung بسیار حساس
heavy poll ارا بسیار
dozens of girls ذختران بسیار
hairline rule خط بسیار نازک
gelid بسیار سرد
e. use ful بسیار سودمند
polysemous بسیار معنی
dirt cheap بسیار ارزان
diaphoresis خوی بسیار
deluxe بسیار زیبا
at a great rat بسیار تند
multisonous بسیار صدا
ad nauseam بسیار زننده
multi-millionaires بسیار ثروتمند
sizzler بسیار گرم
overly بسیار گرانه
squeaky clean بسیار تمیز
wedded بسیار علاقمند
cloying بسیار احساساتی
punctuality دقت بسیار
primordiality قدمت بسیار
prepotent بسیار توانا
prepotency نفوذ بسیار
precisionist بسیار دقیق
precipitancy تعجیل بسیار
precipitance تعجیل بسیار
polystome جانور بسیار
multi-millionaires بسیار پولدار
supereminent بسیار بلند
all-powerful بسیار نیرومند
death trap بسیار خطرناک
death traps بسیار خطرناک
high-pitched بسیار شیبدار
v.l.f. بسامد بسیار کم
ultramodern بسیار تازه
low-rise نه بسیار بلند
multi-millionaire بسیار پولدار
multi-millionaire بسیار ثروتمند
the d. is in him بسیار شروراست
thank you very much بسیار ممنونم
supersubtlety زرنگی بسیار
superheat بسیار گرم
superfine بسیار فریف
polystomatous جانور بسیار
clued-up بسیار مطلع
perfervid بسیار باحرارت
peracute بسیار سخت
peracute بسیار حاد
overripe بسیار رسیده
overrefinement تصفیه بسیار
elongated بسیار بلندولاغر
oliguresis پیشاب بسیار کم
ogygian بسیار کهنه
all right <idiom> بسیار خوب
of great importance بسیار مهم
multocular بسیار چشم
multivincular بسیار پیوند
pianissimo بسیار اهسته
pleophagous بسیار خوار
polysemia بسیار معنایی
polyphonous بسیار صدا
polyphonic بسیار صدا
daylights بسیار ترسناک
polyphagous بسیار غذا
polyhistor دانش بسیار
polyhistor بسیار دانی
polygram شکل بسیار خط
polygonal بسیار پهلو
polygonal بسیار گوشه
polychromic بسیار رنگ
polychromatic بسیار رنگ
pointdovice بسیار درست
point device بسیار درست
multitudinously با گروه بسیار
primes بسیار مهم
extras بسیار خیلی
manifold بسیار زیاد
polygon بسیار پهلو
polygons بسیار پهلو
nymphs زن بسیار زیبا
oft بسیار رخ دهنده
nymph زن بسیار زیبا
regiment گروه بسیار
heartbreak اندوه بسیار
extra- بسیار خیلی
extra بسیار خیلی
desperate بسیار سخت
damn فحش بسیار
brilliant بسیار درخشان
dammit فحش بسیار
primordial بسیار کهن
frigid بسیار سرد
fine بسیار اماده
fined بسیار اماده
finest بسیار اماده
thoroughgoing بسیار دقیق
prodigy بسیار زیرک
prodigies بسیار زیرک
overweening بسیار مغرور
terrible بسیار بد سهمناک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com