English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (7 milliseconds)
English Persian
feebly از روی ضعف و ناتوانی
impotently از روی ضعف و ناتوانی
Search result with all words
muff ناتوانی در گرفتن توپ
muffed ناتوانی در گرفتن توپ
muffing ناتوانی در گرفتن توپ
muffs ناتوانی در گرفتن توپ
blow ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
blow ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
blows ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
blows ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
insolvency ناتوانی درپرداخت دین
disabilities ناتوانی
disability ناتوانی
failure ناتوانی
failures ناتوانی
count حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counting حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counts حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
debility ضعف و ناتوانی
impotence ناتوانی
impotence ناتوانی جنسی
intolerance تعصب ناتوانی
inability ناتوانی
insufficiency ناتوانی
disablement ناتوانی
acalculia ناتوانی در حساب
acatamathesia ناتوانی ادراکی
acraturesis ناتوانی در دفع ادرار
amusia ناتوانی موسیقایی
anaphia ناتوانی بساوشی
asemasia ناتوانی نمادی
asemia ناتوانی نمادی
asthenia ناتوانی
decrepitude حالت ضعف و ناتوانی فرتوتی
decropitude ناتوانی
enfeeblement ناتوانی
faintness ناتوانی
flivver ناتوانی
impotency ناتوانی
incapability ناتوانی
incapacitation ناتوانی
insufficience ناتوانی
intolerancy تعصب ناتوانی
locked in ناتوانی موج سوار در خروج از موج
market failure ناتوانی بازار
mismatch ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
perceptual handicap ناتوانی ذهنی
pick a cherry ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
prosternation ناتوانی
reading disability ناتوانی در خواندن
scatter arm ناتوانی در پرتاب یا پاس
sickliness ناتوانی
to invalid a soldier home سربازیرا بواسطه ناتوانی ازخدمت رها کردن
undersexed دارای ناتوانی جنسی
don't give up the day job <idiom> [در مورد کاری خبره نبودن و ناتوانی انجام آن با مهارت]
nervous breakdown ناتوانی روانی [پزشکی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com