Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
Thank you for your understanding and your patience.
از شما برای درک و شکیبایی شما بسیار سپاسگزارم.
Other Matches
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
gramercy
سپاسگزارم
complexes
بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
complex
بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
advanced
بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
sufferance
شکیبایی
patience
شکیبایی
forbearance
شکیبایی
to have patience
شکیبایی داشتن
reliability
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
failure safety
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
fortitude
شهامت اخلاقی شکیبایی
impatient hours
ساعات نا شکیبایی یا بی صبری
the only remedy is patience
چاره ان شکیبایی است
These talks are crucial
[critical]
to the future of the peace process.
این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم
[حیاتی]
هستند.
underflow
نتیجه عملیات عددی که برای بیان با دقت کامپیوتر بسیار کوچک است
internal wrenching bolt
پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
the same shall succeed
انانی که شکیبایی دارندهمان ها کامیاب خواهند شد
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
greeked
نوع نوشتاری با نوک بسیار ریز برای نمایش دقیق که به صورت یک خط نشان داده میشود و نه حروف جدا
hand-held
کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
green phosphor
فسفری که برای پوشش صفحات تک رنگ بسیار استفاده میشود. که حروف سبز را روی پشت صفحه سیاه نشان میدهد
array
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
arrays
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
acrylic lacquer
لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
fielded
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fields
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
field
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
poisson distribution
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
awfully
بسیار
much
بسیار
rotten
<adj.>
بسیار بد
desperate
بسیار بد
longeval
بسیار زی
lashongs
بسیار
very little
بسیار کم
plenty
بسیار
clinking
بسیار
precious
بسیار
all-
بسیار
all
بسیار
sadly
بسیار بد
unco
بسیار
so mush
بسیار
far
بسیار
sopping
بسیار
numerous
بسیار
abundant
بسیار
awful
<adj.>
بسیار بد
lousy
<adj.>
بسیار بد
very
بسیار
overly
بسیار
out and a way
بسیار
sorely
بسیار
galore
بسیار
powerfully
بسیار
parlous
بسیار
multiplicity
بسیار
detestable
بسیار بد
oftentimes
بسیار
beastby
بسیار
an abundance of
بسیار
no end of
بسیار
immortally
بسیار
multiped
بسیار پا
terrible
<adj.>
بسیار بد
multifarious
بسیار
thousand and one
بسیار
by far
بسیار
seldom
بسیار کم
many
بسیار
mickle
بسیار
far and away
بسیار
mickle or muckle
بسیار
ever so
بسیار
muckle
بسیار
lot
بسیار
not a lettle
بسیار
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
d. stupid
بسیار کودن
low-rise
نه بسیار بلند
at railway speed
بسیار تند
ad nauseam
بسیار زننده
precisionist
بسیار دقیق
wedded
بسیار علاقمند
too expensive
<adj.>
بسیار گران
multi-millionaire
بسیار ثروتمند
cloying
بسیار احساساتی
ultramodern
بسیار تازه
primordiality
قدمت بسیار
dateless
بسیار قدیم
prepotent
بسیار توانا
multi-millionaire
بسیار پولدار
sizzler
بسیار گرم
at a great rat
بسیار تند
at a premium
بسیار مطلوب
at full lick
بسیار تند
prepotency
نفوذ بسیار
all-powerful
بسیار نیرومند
high-pitched
بسیار شیبدار
death trap
بسیار خطرناک
fine
بسیار اماده
whackings
بسیار عظیم
monstrosities
شرارت بسیار
main
بسیار مهم
monstrosity
شرارت بسیار
fined
بسیار اماده
bulimy
حرص بسیار
punctuality
دقت بسیار
overpriced
<adj.>
بسیار گران
herculean
بسیار دشوار
death traps
بسیار خطرناک
hunky dory
بسیار خوب
thoroughgoing
بسیار دقیق
primes
بسیار مهم
primed
بسیار مهم
prime
بسیار مهم
corking
بسیار عالی
finest
بسیار اماده
pleophagous
بسیار خوار
overweening
بسیار مغرور
heavy poll
ارا بسیار
overripe
بسیار رسیده
heart break
اندوه بسیار
overrefinement
تصفیه بسیار
well-to-do
<idiom>
بسیار ثروتمند
wary
بسیار محتاط
polygraphs
بسیار نویس
meticulosity
دقت بسیار
peracute
بسیار حاد
peracute
بسیار سخت
dozens of girls
ذختران بسیار
elongated
بسیار بلندولاغر
e. use ful
بسیار سودمند
pianissimo
بسیار اهسته
all right
<idiom>
بسیار خوب
frigid
بسیار سرد
perfervid
بسیار باحرارت
polygraph
بسیار نویس
superbly
بسیار خوب
superb
بسیار خوب
multocular
بسیار چشم
multivincular
بسیار پیوند
multitudinously
با گروه بسیار
multisonous
بسیار صدا
multisonant
بسیار صدا
multiform
بسیار شکل
multidentate
بسیار دندان
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
gelid
بسیار سرد
much rain
باران بسیار
much pleased
بسیار خوشتود
oliguresis
پیشاب بسیار کم
ogygian
بسیار کهنه
be unable to say boo to a goose
بسیار ترسو
regiments
گروه بسیار
of great importance
بسیار مهم
regiment
گروه بسیار
brilliant
بسیار درخشان
hairline rule
خط بسیار نازک
multangular
بسیار گوشه
colossal
بسیار بزرگ
clued-up
بسیار مطلع
daylights
بسیار ترسناک
v.l.f.
بسامد بسیار کم
polystome
جانور بسیار
polystomatous
جانور بسیار
polysemous
بسیار معنی
polysemia
بسیار معنایی
polyphonous
بسیار صدا
deluxe
بسیار زیبا
tinier
بسیار کوچک
tiniest
بسیار کوچک
precipitancy
تعجیل بسیار
excessive
بسیار یا بزرگ
precipitance
تعجیل بسیار
deep read
بسیار خوانده
desperate
بسیار سخت
delightsome
بسیار دلپسند
tiny
بسیار کوچک
polyphonic
بسیار صدا
polyphagous
بسیار غذا
diaphoresis
خوی بسیار
pointdovice
بسیار درست
dirt cheap
بسیار ارزان
high strung
بسیار حساس
polygon
بسیار پهلو
many books
کتابهای بسیار
many persons
مردمان بسیار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com