English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (4 milliseconds)
English Persian
to ask somebody a question از کسی سئوالی پرسیدن
Other Matches
to pose a question to any one ازکسی سئوالی
i asked him a question سئوالی از اوپرسیدم
to ask somebody a question ازکسی سئوالی کردن
to have a question for somebody از کسی سئوالی داشتن
interrogations ال پرسیدن
targe پرسیدن
queried پرسیدن
to pose a question to any one پرسیدن
interrogation ال پرسیدن
asks پرسیدن
queries پرسیدن
query پرسیدن
querying پرسیدن
ask پرسیدن
asked پرسیدن
asking پرسیدن
Asking the way پرسیدن راه
(the) third degree <idiom> بتفصیل پرسیدن
through the grapevine <idiom> از اشخاص دیگری پرسیدن
to ask somebody's name از کسی نامش را پرسیدن
question پرسیدن تحقیق کردن
questioned پرسیدن تحقیق کردن
questions پرسیدن تحقیق کردن
toa a person about a thing چیزی را ازکسی پرسیدن
toa one the time ساعت راازکسی پرسیدن
to ask پرسیدن [جویا شدن] [طلبیدن] [خواستن ]
inquiries ال پرسیدن . 2-دستیابی به دادن درون سیستم کامپیوتری
inquiry ال پرسیدن . 2-دستیابی به دادن درون سیستم کامپیوتری
to ask somebody out از کسی پرسیدن که آیا مایل است [با شما] بیرون برود [جامعه شناسی]
querying پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
query پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
queries پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
queried پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
To ask after someone [someones health] حال کسی را پرسیدن. [جویای احوال کسی شدن.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com