English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (1 milliseconds)
English Persian
previous اسبقی جلوتر
Other Matches
frontrunner جلوتر
farther جلوتر
forrader جلوتر
forrarder جلوتر
preengagement کار جلوتر
furthers دوتر جلوتر
furthering دوتر جلوتر
furthered دوتر جلوتر
further دوتر جلوتر
pole position جلوتر از همه در صف [مسابقه]
to go on جلوتر رفتن سلوک کردن
outdistance خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistanced خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistances خیلی جلوتر از دیگری افتادن
draw away جلوتر از دیگران حرکت کردن
outdistancing خیلی جلوتر از دیگری افتادن
upped جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
upping جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
Car no. 6 is leading. اتوموبیل شماره 6 ازهمه جلوتر حرکت می کند (درمسابقات )
up جلوتر از رقیب در مسابقه بودن به مقدار یک بخش یابیشتر
bow wave موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
precede جلوتر بودن از اسبق بودن بر
precedes جلوتر بودن از اسبق بودن بر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com