English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
electric horsepower اسب بخار الکتریکی
Other Matches
precipitation of moisture انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
electrostatic ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
electrical and otherwise الکتریکی و غیر الکتریکی
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
gas electric generating set مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
vaporer بخار زا
steams بخار اب
vaporific بخار زا
vaporific بخار شو
water vapor بخار اب
fuming بخار
vapor بخار
vapo بخار
brume بخار
halitus بخار
aqueous vapor بخار اب
miasmas بخار بد بو
miasma بخار بد بو
vapour بخار اب
vapour بخار
reeks بخار
reeking بخار
reeked بخار
reek بخار
steams بخار
haze بخار
steam بخار اب
gas بخار
gases بخار
steamed بخار
steam بخار
fume بخار
fumed بخار
gasses بخار
gassed بخار
steamed بخار اب
fumes بخار
steaming بخار اب
steaming بخار
vaporising بخار شدن
fumes بخار شدن
fumes دود بخار
vaporize بخار شدن
turbines توربین بخار
turbine توربین بخار
vaporized بخار شدن
vaporizes بخار شدن
vaporizing بخار شدن
reeks بخار دهان
flues لوله بخار
vapory بخار وار
cheval vapor اسب بخار
hooter سوت بخار
hooters سوت بخار
bucket of steam سطل بخار
atmology علم بخار اب
fume بخار شدن
fume دود بخار
fumed بخار شدن
colic بخار یاگازمعده
vaporises بخار شدن
vaporised بخار شدن
steamier شبیه بخار
steamy شبیه بخار
steamy پر حرارت پر بخار
boiler دیگ بخار
fuming بخار شدن
boilers دیگ بخار
boiler مولد بخار
boilers مولد بخار
steamers ماشین بخار
reeking بخار دهان
reeked بخار دهان
fuming دود بخار
reek بخار دهان
vaporization تبدیل به بخار
vaporization بخار سازی
steamier پر حرارت پر بخار
steamiest شبیه بخار
steamers کشتی بخار
steamer ماشین بخار
steamer کشتی بخار
fumed دود بخار
vaporizable بخار شدنی
vaporizer بخار کننده
vaporizer مولدهای بخار
vaporous بخار دار
vaporous مانند بخار
vapory بخار مانند
vapory شبیه بخار
vaporing بخار دادن
vaporer بخار دار
sudatorium حمام بخار
superheated steam بخار داغ
sweating bath حمام بخار
vapor pressure فشار بخار
vapor trail لولههای بخار
vaporable بخار شدنی
vaporarium حمام بخار
vapour bath حمام بخار
vapory بخار الود
vapour pressure فشار بخار اب
volatilize بخار شدن
HP اسب بخار
stream turbine توربین بخار
steamship کشتی بخار
mofette بخار بدبو
pet cock شیر بخار
pulsimeter تلمبه بخار
pulsometer تلمبه بخار
saturated body بخار مشبع
steam bath حمام بخار
steam boat کرجی بخار
steam boat کشتی بخار
mercury vaper بخار جیوه
live steam بخار زنده
flue boiler دیگ بخار
flue dust بخار گاز
fumatorium اطاق بخار
furnace dust بخار کوره
gas tank بخار بنزین
gasiform بخار مانند
gland steam بخار دورزبانه
horse power اسب بخار
steam boiler دیگ بخار
steam generator دیگ بخار
steam hammer چکش بخار
steam ship کشتی بخار
steam trap تله بخار
steam turbine توربین بخار
steam valve دریچه بخار
steam whistle سوت بخار
steamboat کشتی بخار
vaporimeter بخار سنج
steam gauge بخار سنج
steam distillation تقطیر با بخار اب
steam stripping تقطیر با بخار اب
steam engine موتور بخار
steam engine ماشین بخار
steam fog مه حاصل از بخار اب
steam gas بخار دواتشه
exhaust steam بخار خروجی
steaming بخار کردن
steamiest پر حرارت پر بخار
Turkish bath گرمابه بخار
steamed بخار کردن
engine ماشین بخار
steam بخار کردن
steams بخار کردن
horsepower اسب بخار
flue لوله بخار
Turkish baths گرمابه بخار
steam heating ایجاد حرارت با بخار
vapor trail مسیر عبور بخار
boiler room اطاق دیگ بخار
boiler maker سازنده دیگ بخار
margine boiler دیگ بخار کشتی
boiler maker متصدی دیگ بخار
vapor deposition رسوب سازی با بخار
boilermaker سازنده دیگ بخار
bottom blow شیر ته دیگ بخار
high pressure steam بخار فشار قوی
superheated vapor بخار ابر گرم
steam fitter تعمیر کارلوله بخار
gland steam بخار دور اب بند
dry pipe لوله بخار خشک
blasts جریان هوایا بخار
blast جریان هوایا بخار
saunas حمام بخار فنلاندی
steam tight مانع خروج بخار
ammonia محلول یا بخار امونیاک
fumes غضب بخار دادن
mercury vapor rectifier یکسوساز بخار جیوه
metric horsepower اسب بخار متریک
fumed غضب بخار دادن
saturated vapour بخار سیر شده
fume غضب بخار دادن
fuming غضب بخار دادن
mercury arc lamp لامپ بخار جیوه
equilibrium vapor pressure فشار بخار تعادل
steamy دارای بخار مه الود
vaporous مانند بخار پوچ
steamiest دارای بخار مه الود
rainmaker وسیله متبلورکننده بخار اب
electric boiler دیگ بخار برقی
steamier دارای بخار مه الود
sauna حمام بخار فنلاندی
purled حاشیه حلقه دود یا بخار
purl حاشیه حلقه دود یا بخار
reeks بخار ازدهان خارج کردن
reeking بخار ازدهان خارج کردن
purls حاشیه حلقه دود یا بخار
reeked بخار ازدهان خارج کردن
throttling دریچه کنترل بخار یابنزین
reek بخار ازدهان خارج کردن
throttles دریچه کنترل بخار یابنزین
throttled دریچه کنترل بخار یابنزین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com