Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (14 milliseconds)
English
Persian
femora
استخوان ران
femur
استخوان ران
femurs
استخوان ران
thigh bone
استخوان ران
thighbone
استخوان ران
Search result with all words
strain
در رفتگی یاضرب عضو یا استخوان اسیب
strains
در رفتگی یاضرب عضو یا استخوان اسیب
crossbones
تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
structure
استخوان بندی
structures
استخوان بندی
structuring
استخوان بندی
whalebone
استخوان ارواره نهنگ عاج تمساح
framework
استخوان بندی
framework
استخوان بندی قالب چهار دیواری
frameworks
استخوان بندی
frameworks
استخوان بندی قالب چهار دیواری
marrow bone
استخوان مغز دار
marrow bones
استخوان مغز دار
patella
استخوان کشکک
patellae
استخوان کشکک
wishbone
استخوان جناق
wishbones
استخوان جناق
boney
استخوان دار
bony
استخوان دار
carcases
استخوان بندی
carcass
استخوان بندی
carcasses
استخوان بندی
stirrup
هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
stirrup
استخوان رکابی
stirrups
هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
stirrups
استخوان رکابی
bone marrow
مغز استخوان
marrow
مغز استخوان
marrows
مغز استخوان
fibula
استخوان نازک نی قصبه صغری
fibulae
استخوان نازک نی قصبه صغری
fibulas
استخوان نازک نی قصبه صغری
osteopath
متخصص بیماریهای استخوان
osteopaths
متخصص بیماریهای استخوان
kneecap
استخوان کشگک
kneecaps
استخوان کشگک
fracture
شکستگی استخوان
fractured
شکستگی استخوان
fractures
شکستگی استخوان
fracturing
شکستگی استخوان
jawbone
استخوان ارواره
jawbone
استخوان فک
jawbones
استخوان ارواره
jawbones
استخوان فک
invertebrate
بدون استخوان پشت
sterna
جناغ سینه استخوان جناغ
sternum
جناغ سینه استخوان جناغ
sternums
جناغ سینه استخوان جناغ
hammer
استخوان چکشی
hammered
استخوان چکشی
hammers
استخوان چکشی
ossification
تشکیل استخوان
ossification
مرحله تشکیل استخوان
anvil
روی سندان کوبیدن استخوان سندانی
anvil
استخوان سندانی
anvils
روی سندان کوبیدن استخوان سندانی
anvils
استخوان سندانی
bone
استخوان
bone
استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
boned
استخوان
boned
استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
bones
استخوان
bones
استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
boning
استخوان
boning
استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
hulking
درشت استخوان
gristle
غضروف نرمه استخوان
fleshier
بی استخوان
fleshiest
بی استخوان
fleshy
بی استخوان
caries
پوسیدگی استخوان
frame
استاتور استخوان بندی
rickety
نرم استخوان
skeletal
وابسته به استخوان بندی
skeletal
مربوط به استخوان بندی
skeleton
استخوان بندی ساختمان
skeleton
استخوان بندی
skeletons
استخوان بندی ساختمان
skeletons
استخوان بندی
splint
نوار یا تراشه ایکه برای بستن استخوان شکسته بکار میرود
humeri
استخوان بازو
humeri
استخوان عضله
humerus
استخوان بازو
humerus
استخوان عضله
humeruses
استخوان بازو
humeruses
استخوان عضله
shoulder blade
استخوان شانه
shoulder blades
استخوان شانه
cheekbone
استخوان گونه
cheekbones
استخوان گونه
ckeek bone
استخوان گونه
zygomatic bone
استخوان گونه
scapula
استخوان کتف
scapulas
استخوان کتف
blade
استخوان پهن
anatomies
ساختمان استخوان بندی
anatomy
ساختمان استخوان بندی
funny bone
استخوان ارنج
funny bones
استخوان ارنج
dislocation
دررفتگی استخوان
Other Matches
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick
شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy
برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
zygoma
استخوان قوس وجنه استخوان گونه
syynostosis
ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
astragalus
استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
periosteum
پوشش استخوان ضریع استخوان
ischium
استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
condyle
مهره استخوان- برامدگی استخوان
occiput
استخوان قمحدوه استخوان پس سر
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
natchbone
استخوان
ossicle
استخوان چه
osteotome
استخوان بر
tarsus
استخوان مچ پا
boneless
بی استخوان
orthopedics
جراحی استخوان
os pubis
استخوان شرمگاه
exostosis
برامدگی استخوان
ethmoid
استخوان پرویزنی
ossific
استخوان ساز
ethmoid
استخوان غربالی
osteal
شبیه استخوان
cannon bone
استخوان ساق پا
cariosity
پوسیدگی استخوان
carpale
استخوان مچ دست
osteogenesis
پیدایش استخوان
dengue
تب استخوان شکن
osteomalacia
نرمی استخوان
osteitis
اماس استخوان
innominate bone
استخوان بی نام
osteitis
ورم استخوان
epiphysis
شاخ استخوان
occipital bone
استخوان قمحدوه
navicular bone
استخوان زورقی
huckle bone
استخوان لگن
incus
استخوان سندانی
illium
استخوان حرقفی
ilium
استخوان حرقفی
humeeerus
استخوان بازو
hyperostosis
برامدگی استخوان
hyoid bone
استخوان لامی
the humeral bone
استخوان عضد
the humeral bone
استخوان بازو
huckle bone
استخوان چاربند
kneepan
استخوان کشگک
fish bone
استخوان ماهی
merrythought
استخوان جناغ
maxillary bone
استخوان ارواره
malleus
استخوان چکشی
malleolus
استخوان غوزک
malar bone
استخوان گونه
foot bone
خرده استخوان پا
luxation
در رفتگی استخوان
frontal bone
استخوان پیشانی
knucklebone
استخوان قوزک
humeeerus
استخوان عضد
bonemeal
آرد استخوان
bonemeal
استخوان کوبیده
bonemeal
گرد استخوان
zygomatic
استخوان گونه
ungual bone
استخوان ناخنی
temporal bone
استخوان گیجگاه
tarsometatarsus
استخوان مچ پاواستخوان کف پا
talus
استخوان قاپ
hollownes
پوکی استخوان
skull and crossbones
جمجمه و دو استخوان
To set a bone.
استخوان جا انداختن
shinbone
استخوان قلم پا
metacarpal
استخوان کف دست
carcass
استخوان بندی
carcse
استخوان بندی
stirrup bone ;stirrup bone
استخوان رکابی
stapes
استخوان رکابی
spillikin
ریزه استخوان
raspatory
استخوان تراش
pubis
استخوان شرمگاه
parietal
استخوان اهیانه
palating
استخوان کام
ostosis
استخوان سازی
osteomalacia
ملاست استخوان
osteoma
ورم استخوان
osteology
استخوان شناسی
osteologist
استخوان شناس
osteoid
استخوان وار
osteography
شرح استخوان ها
raspatory
استخوان ساب
reckets
نرمی استخوان
skelton
استخوان بندی
shacklebone
استخوان قاپ
shacklebone
استخوان مچ دست
scroll bone
استخوان فرفرهای
scaular
استخوان شانه
xyster
استخوان تراش
scalping iron
استخوان تراش
sacrum
استخوان خاجی
reckets
ملاست استخوان
reckets
استخوان نرمی
osteogenesis
تشکیل استخوان
calcaneum
استخوان پاشنه
breast bone
استخوان سینه
aitch bone
استخوان کفل
ankle bone
استخوان قوزک
anklebone
استخوان قوزک
anvil bone
استخوان سندانی
baleen
استخوان نهنگ
barebone
استخوان خالی
bone ache
استخوان درد
cartilage
نرمه استخوان
pith
مخ استخوان اهمیت
rickets
نرمی استخوان استخوان نرمی
joint of the foot
قوزک
[استخوان بندی]
ankle joint
قوزک پا
[استخوان بندی]
joint of the foot
قوزک پا
[استخوان بندی]
osteoporosis
پوکی استخوان
[پزشکی]
pertrosal bone
استخوان سنگی یاحجری
phalange
استخوان انگشت یاپنجه
splint bone
استخوان ساق نازک نی
pisiform
استخوان نخودی مچ دست
scapular
استخوان سرشانه کتف
charnel-house
[انبار استخوان مردگان]
submaxilla
وابسته به استخوان فک پایین
tubercle
برجستگی روی استخوان
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
ankle joint
قوزک
[استخوان بندی]
tarsal
مچ پایی استخوان قوزک پا
short ribs
گوشت با استخوان دنده
zygomatic
استخوان قوس وجنه
knucklebone
استخوان بند انگشت
osprey
همای استخوان خوار
ossein
ماده اصلی استخوان
hipbone
استخوان لگن خاصره
herring bone
استخوان شاه ماهی
ossifrage
مرغ استخوان خوار
exo skeleton
استخوان بندی برونی
huckle bone
استخوان قوزک کعب
navicular
زورقی استخوان ناوی
luxation
در رفتگی مفصل استخوان
involucrum
تشکیل استخوان جدید
lachrymal
استخوان اشکی چشم
metatarsus
استخوان میان کف پا پشت پا
myelogenic
وابسته بمغز استخوان
hyperostosis
کلفت شدگی استخوان
myeloid
مانند مغز استخوان
hurl bone
استخوان ران اسب
phalanges
استخوان انگشت گروه
frontomalar bone
استخوان پیشانی وگونه
fractural
مربوط به شکستگی استخوان
exoskeleton
استخوان بندی خارجی
enostosis
اماس درونی استخوان
eagle fisher
مرغ استخوان خوار
chondroid
مانند نرمه استخوان
corallite
استخوان بندی مرجانی
osteoid
استخوان مانند استخوانی
compound f.
شکستگی استخوان بازخم
condyloid
مانند مهره استخوان
osteologic
وابسته به استخوان شناسی
bladebone
استخوان کتف یا دوش
force structure
استخوان بندی یکان
ivory black
گرد سوخته استخوان
ostelolgy
علم استخوان شناسی
fish hawk
مرغ استخوان خوار
osteoblast
یاخته استخوان ساز
osteal
دارای صدای استخوان
iliac
وابسته به استخوان لگن خاصره
carcase
استخوان بندی اسکلت ساختمان
chicken breast
برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
hyperostosis
رویش غیر طبیعی استخوان
acromion
زائدهء اخرمی استخوان کتف
incus
[anvil]
سندانی
[استخوان در گوش]
[پزشکی]
exsection
عمل بریدن یا دراوردن استخوان
decalcification
کم شدن مواد اهکی استخوان
ilial
وابسته به استخوان لگن خاصره
sacrosciatic
وابسته به استخوان خاجی وچاربند
periostitis
اماس پوشش یا ضریع استخوان
phalangeal
وابسته به استخوان انگشت یاپنجه
spavin
ورم استخوان پای اسب
skeletonize
بشکل استخوان بندی دراوردن
periosteal
واقع در اطراف ضریع استخوان
osteomyelitis
التهاب موضعی و مخرب استخوان
nasoethmoidal
وابسته به بینی و استخوان غربالی
parosteitis
اماس بافتهای پیرامون استخوان
ricketiness
دچاری به نرمی استخوان لغزندگی
endoskeleton
استخوان بندی درونی حیوان
hip joint
مفصل استخوان خاصره وران
subscapular
واقع در زیر استخوان شانه
pterygoid process
زائده نازله استخوان شب پرهای
structural joints
درزهای استخوان بندی ساختمان
ring bone
استخوان زیادی در بخولق اسب
gristliness
شباهت به نرمه استخوان حالت غضروفی
bone-house
[جایی برای نگهداری استخوان مردگان]
ossuary
محل امانت گذاری استخوان مرده
osteoplastic
وابسته به روش جراحی ترمیمی استخوان
polyzoarium
کلنی مرجانی یا استخوان بندی حافظ ان
trochanter
برامدگی در بالای تنه استخوان ران
t bone
گوشت و استخوان گاو بشکل حرف T
A bone has stuck in my throat .
یک استخوان توی گلویم گیر کرده
myeloma
تومور بدخیم سلولهای مغز استخوان
chondrify
تبدیل به غضروف یانرمه استخوان کرد
teethridge
برجستگی استخوان فک که حفرههای دندانها بر ان قراردارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com