Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
euphemism
استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
euphemisms
استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
Other Matches
euphemize
استعمال کلمهء نیکو بجای کلمهء زشت
jussive
کلمهء امری
antonym
کلمهء متضاد
antonyms
کلمهء متضاد
apposition
کلمهء وصفی
adeni
کلمهء پیشوندی است که به معنی
aden
کلمهء پیشوندی است که به معنی
adreno
کلمهء پیشوندی است به معنی
adeno
کلمهء پیشوندی است که به معنی
adren
کلمهء پیشوندی است به معنی
acantho
کلمهء پیشوندی بمعنی خار وخادار میباشد
acaro
کلمهء پیشوندی است مشتق ازacarus به معنی
advert
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
adverts
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
alliterate
چند کلمهء نزدیک بهم را با یک حرف اغاز کردن
achromato
کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
achromat
کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
adversative
حرف نقض کلمهء نقض
red herrings
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herring
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
c
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
undesirability
نامطلوبی
dump
موادی که موقتا برای استعمال انبارمیشود
rule
نرم افزاری که قوانین و دانش خبره را در یک موضوع مشخص برای داده کاربر برای حل مشکل اعمال میکند
phonetician
متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
smoke
استعمال دود استعمال دخانیات
smokes
استعمال دود استعمال دخانیات
search
جستجو برای یک موضوع داده
searched
جستجو برای یک موضوع داده
searchingly
جستجو برای یک موضوع داده
searches
جستجو برای یک موضوع داده
delectability
دلپسندی مطلوبی
delectableness
دلپسندی مطلوبی
nicety
دلپذیری مطلوبی
niceties
دلپذیری مطلوبی
cai
استفاده از کامپیوتر برای آموزش یک موضوع
turn out
ازکاردرامدن بنتیجه مطلوبی رسیدن
role indicator
نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
usages
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
usage
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
researched
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researches
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researching
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
research
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
queueing
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access
فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
that is not the proposition
موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
disuse
عدم استعمال ترک کردن ترک استعمال
knowledge
وسایل و قوانین خبره را درباره یک موضوع مشخص اعمال میکند روی داده کاربر برای کمک به حل مشکل
seely
نیکو
good
نیکو
Good morning
بامدادان نیکو
of a good mould
نیکو سرشت
Good night
شامگاهان نیکو
rightteous
نیکو کار
righteous
نیکو کار
premium
پاداش نیکو
gospels
مژده نیکو
premiums
پاداش نیکو
upright
نیکو کار
gospel
مژده نیکو
good deeds
افکار نیکو
bracket
چاپ کروشه اطراف یک موضوع برای بیان اینکه نشان دهند همان کار را انجام میدهد و از بقیه متن جدا شود
to throw cold water on
نیکو ندانستن وناچیزشمردن
well doer
ادم نیکو کار
well conditioned
دارای اخلاق نیکو
Whatever comes from a friend is good .
<proverb>
هر چه از دوست رسد نیکو است .
well doing
نیکو کار درست کردار
G.
استاندارد در چند رسانهای و مستقیم مخابرات برای موضوع سیگنال صوتی با پهنای باند a کیلوهرتز که روی کانال ای با فرفیت a کیلوبایت در ثانیه ارسال میشود
CUG
ورودی محدود به پایگاه داده ها یا سیستم صفحه آگاهی درباره موضوع خاص برای کاربران مشخص و شناخته شده معمولاگ به وسیله کلمه رمز
reversing
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
waste silk
ابریشم گجین
[ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
well conditioned
نیکو خصال دارای صفات حسنه
misdirection
در CL منظوراشتباه قاضی است در موردتفهیم نکات قضایی موضوع برای اعضاء هیات منصفه پیش از انکه وارد شور شوندو این میتواند باعث تجدیدمحاکمه شود
Utopia
دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
Utopias
دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
circular
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
evangelical
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
evangelic
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
dense index
اندیس پایگاه داده حاوی آدرس یا ورودی برای هر موضوع یا ورودی در پایگاه داده
application
استعمال
applications
استعمال
use
استعمال
uses
استعمال
expenditure
استعمال
employment
استعمال
overuse
استعمال مفرط
tutoyer
استعمال کردن
riflery
استعمال تفنگ
applications
موارد استعمال
abusive
سوء استعمال
bilingualism
استعمال دوزبان
bilinguality
استعمال دوزبان
ill usage
سوء استعمال
value in use
ارزش استعمال
employ
استعمال کردن
usages
نحوه استعمال
employed
استعمال کردن
employing
استعمال کردن
employs
استعمال کردن
smoking
استعمال دخانیات
use value
ارزش استعمال
unworn
استعمال نشده
overkill
استعمال بیش از حد
ill use
بد استعمال کردن
user cost
هزینه استعمال
application
موارد استعمال
nicotian
دود استعمال کن
use
استعمال مصرف
usage
نحوه استعمال
usage
عرف استعمال
misapplication
سوء استعمال
abuse
سوء استعمال
exercise
استعمال کردن
abused
سوء استعمال
exercised
استعمال کردن
exercises
استعمال کردن
telescopy
فن استعمال دوربین
abuse
بد استعمال کردن
applies
استعمال کردن
apply
استعمال کردن
applying
استعمال کردن
uses
استعمال مصرف
maltreatment
سوء استعمال
cranage
استعمال جرثقیل
usages
عرف استعمال
abused
بد استعمال کردن
desuetude
عدم استعمال
graphics
فن استعمال نمودار
abusing
بد استعمال کردن
abusing
سوء استعمال
law of use
قانون استعمال
using
استعمال مصرف
misapplication
استعمال بیجا
disuse
عدم استعمال
misusage
سوء استعمال
abuses
سوء استعمال
abuses
بد استعمال کردن
vernacularism
استعمال زبان محلی
user
استعمال کننده کاربر
nicotian
استعمال کننده دخانیات
law of disuse
قانون عدم استعمال
users
استعمال کننده کاربر
catachresis
استعمال غلط کلمه
The habit of smoking.
عادت به استعمال دخانیات
outward application
استعمال برونی یا خارجی
mitring
استعمال تاج اسقفی
dosages
مقدار استعمال دارو
no smoking allowed
استعمال دخانیان ممنوع
dosage
مقدار استعمال دارو
mitering
استعمال تاج اسقفی
malapropism
سوء استعمال کلمات
practice makes perfect
کار نیکو کردن از پر کردن است
practice makes perfect
<proverb>
کار نیکو کردن از پر کردن است
instrumentation
تنظیم اهنگ استعمال الت
telescopist
متخصص استعمال دوربینهای نجومی
sesquipedalian
معتاد به استعمال لغات دراز
holophrastic
استعمال کننده کلمه قصار
purism
افراط در استعمال صحیح الفاظ
symbolization
استعمال علائم ونشانهای رمزی
abjectival use of a noun
استعمال اسمی به طور صفت
incompatible
غیر قابل استعمال با یکدیگر
periphrasis
استعمال واژه ها وعبارات زائد
neology
استعمال واژه یااصطلاح جدید
oxymoron
استعمال کلمات مرکب متضاد
oxymoron
استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
deverbative
بصورت مشتق استعمال شده
wear and tear
از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
abstemious
مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
junkie
استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
teetotaller
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
malapropism
استعمال غلط وعجیب وغریب لغات
teetotallers
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
junkies
استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
utilization
به کار بردن استعمال در دسترس قراردادن
to smoke oneself sick
از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
smoker
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smokers
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
abstinence
ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
teetotalism
پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
non abstainer
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
teetotaler
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
nicotinism
مسمویت از نیکتین در نتیجه استعمال زیاد تنباکو
joint
جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
purist
شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
purists
شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
abstainer
پرهیزگار کسیکه از استعمال مسکرات پرهیز دارد
zoomorphism
استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
I dont smoke at all.
اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
lupulin
خاکه تلخه که بعنوان داروی مسکن استعمال میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com