Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (6 milliseconds)
English
Persian
archbishop
اسقف اعظم
archbishops
اسقف اعظم
Search result with all words
prelate
اسقف اعظم کشیش ارشد
prelates
اسقف اعظم کشیش ارشد
archdiocesan
وابسته بقلمرو اسقف اعظم
archdiocese
قلمرو مذهبی اسقف اعظم
exarch
نایب السطنه اسقف اعظم
prelature
قلمرو اسقف اعظم
Other Matches
Prime Ministers
صدر اعظم
high priest
کشیش اعظم
major
بیشتر اعظم
michael
فرشته اعظم
Chief Justice
قاضی اعظم
Prime Minister
صدر اعظم
high priest
کاهن اعظم
majored
بیشتر اعظم
majoring
بیشتر اعظم
the greater lumen
نیر اعظم
Chief Justices
قاضی اعظم
Pope
خلیفه اعظم
Popes
خلیفه اعظم
pegasus
فرس اعظم
pegasi
فرس اعظم
archduchess
همسر دوک اعظم
primeminister
رئیس الوزرا صدر اعظم
bishop
اسقف
metropolitan bishop
سر اسقف
bishops
اسقف
archdiocese
ناحیهء کلیسایی زیر نفوذاسقف اعظم
diocese
قلمرو اسقف
archdeacons
معاون اسقف
miter
تاج اسقف
mitre
تاج اسقف
miters
تاج اسقف
prelatess
زن اسقف یا متران
primate of england
سر اسقف YORK
prince bishop
شاهزاده اسقف
provisor
اسقف نافرخرج
prelature
اسقف نشین
mitres
تاج اسقف
archdeacon
معاون اسقف
dioceses
اسقف نشین
dioceses
قلمرو اسقف
archbshop
اسقف بزرگ
diocese
اسقف نشین
Chancellor
صدر اعظم نخست وزیر رئیس اداره
the sovereign
پاپ اعظم کشیش بخش درکلیسای خاور
Chancellors
صدر اعظم نخست وزیر رئیس اداره
vestment
لباس رسمی اسقف
archbishopric
مقام یا قلمرو اسقف
cathedra
[صندلی اسقف در کلیسا]
archiepiscopal
متعلق به اسقف بزرگ
miyred
مانند کلاه اسقف
mitriform
مانند کلاه اسقف
hierarch
سرکشیش اسقف بزرگ
diocesan
وابسته به قلمرو اسقف
vicariate
قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
vicarate
قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
patriarchate
مقام بطریق یا اسقف بزرگ
lyddite
ماده منفجره نیرومندی که قسمت اعظم ان مرکب از اسیدپیکریک میباشد
prelatic
وابسته به اسقف بزرگ متران وار
pontifical
وابسته به پاپ یا اسقف جامه اسقفی
gremial
پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
deacons
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
deacon
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
surrogate
نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
surrogates
نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com