English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (6 milliseconds)
English Persian
norseman اسکاندیناوی باستانی
northman اسکاندیناوی باستانی
Other Matches
classicist دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
classics ادبیات باستانی یونان و روم باستانی
classic ادبیات باستانی یونان و روم باستانی
classicists دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
Scandinavia اسکاندیناوی
Scandinavians اسکاندیناوی
Scandinavian اسکاندیناوی
norse مربوط به اسکاندیناوی
Viking جنگجوی اسکاندیناوی
Vikings جنگجوی اسکاندیناوی
norse اهل اسکاندیناوی
lapponian درشمال اسکاندیناوی
praam کرجی یا پارویی اسکاندیناوی
kraken اژدهای دریایی افسانهای اسکاندیناوی
sea king دزد دریایی اسکاندیناوی درقرنهای میانه
laplander اهل در شمال اسکاندیناوی زبان لایلاندی
skald شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
nordic council شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
nordic council فنلاند و نروژ که هدف ان بسط همکاریهای کشورهای اسکاندیناوی درشئون مختلف است
dragon style [سبک دراگون که سبک هنری وایکینگ های اسکاندیناوی بوده است.]
antiquarian باستانی
traditionary باستانی
gray باستانی
ancient باستانی
antiquaries باستانی
classically باستانی
antique باستانی
age old باستانی
age-old باستانی
relic باستانی
antiques باستانی
old باستانی
older باستانی
oldest باستانی
relics باستانی
antiquary باستانی
archaic <adj.> باستانی
classicism سبک باستانی
primers باستانی ابتدایی
primer باستانی ابتدایی
in ancient times در روزگار باستانی
ancient relics اثار باستانی
aramaean زبان باستانی
paleograph نسخه خطی باستانی
Monumental design طرح آثار باستانی
Antiquity جهان باستانی [تاریخ]
in ancient times در اوقات جهان باستانی
the Classical World [the Ancient World] جهان باستانی [تاریخ]
classical وابسته به ادبیات باستانی
paleographic وابسته بخطوط باستانی
classical پیرو سبکهای باستانی
primeval بسیار کهن باستانی
avestan زبان باستانی ایران
diplomatics شناسایی خطوط باستانی
classicize درزمره ادبیات باستانی
ethiopic زبان باستانی حبشه
agonistical وابسته به مسابقههای باستانی یونان
classicalism پیروی سبکهاوانشاهاوادبیات وصنایع باستانی
agonistic وابسته به مسابقات باستانی یونان
veda کتاب مقدس باستانی هند
traditional مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
classicality مطابقت با ادبیات وصنایع باستانی
pelta سپر یونانیان ورومیان باستانی
gaul اهل کشور باستانی گل فرانسوی
dorian وابسته به DORISیکی ازشهرهای باستانی یونانnightjar
traditionalism سنت پرستی اعتقاد برسوم باستانی
classicize ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
reliquaries فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
dithyramb سرود درهم برهم ووحشیانه یونانیان باستانی
doge لقب رئیس جمهوردرجمهوریهای باستانی venice aoneg
reliquary فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
persepolis شهر باستانی که بعداشهر استخر بجای ان ساخته شد
corinthian اهل قرنت یکی ازشهرهای باستانی یونان
mithra نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
phygian فریژی وابسته به یکی ازکشورهای باستانی اسیای صغیر
catastasis بخش سوم داستانهای باستانی که اوج مطلب دران بود
humanist دانشجوی رشته انسانیت یا ادبیات و اثار باستانی یونان و روم
Greek Revival [سبک احیای معماری یونانی که دقیقا کپی از نقش و نگارهای باستانی بود.]
delphine classics چاپ ادبیات باستانی لاتین که برای پسر مهتر لوئی چهاردهم درست شد
Are there any antiquities here? آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
Ouroboros نمادی باستانی که در بسیاری از فرهنگها موجود میباشد و بصورت اژدها یا ماریست که دم خود را می جود.
Ancient Greece یونان باستانی [یونان جهان باستان]
purgation روش باستانی دادرسی در CL که به موجب ان متهم بایستی دوازده تن ازهمسایگان را به بیگناهی خود به شهادت می گرفت ویااز طریق رفتن در اب جوش یا اب یخ یا اتش بیگناهی خودرا ثابت می کرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com