English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
bedlam اشتباه شدید
Other Matches
range error اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
fervour حرارت شدید اشتیاق شدید
fervor حرارت شدید اشتیاق شدید
glitches یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place <idiom> درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
I consider that a mistake. [I regard that as a mistake.] این به نظر من اشتباه است. [این را من اشتباه بحساب می آورم.]
datum error اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
severest شدید
vehement شدید
extensive شدید
incontrollable شدید
grievous شدید
hyperpyrexia تب شدید
severer شدید
stalwarts شدید
slashing شدید
stalwart شدید
strenuous شدید
towering شدید
sopping شدید
inclement شدید
rugged شدید
vigorous شدید
drastic شدید
drastically شدید
sweltering شدید
two fisted شدید
raging شدید
acute شدید
diametrical شدید
diametric شدید
vehemently شدید
toughest شدید
forcible شدید
tougher شدید
tough شدید
draconic شدید
intensive شدید
intense شدید
keenest شدید
keen شدید
climacteric <adj.> شدید
high wrought شدید
rigorous شدید
severe شدید
boisterous شدید
violent شدید
heavier شدید پرزور
workouts ورزش شدید
rain cats and dogs <idiom> باران شدید
heaviest شدید پرزور
heavies شدید پرزور
heavy شدید پرزور
workouts کار شدید
clavus سردرد شدید
workouts تمرین شدید
slat ضربه شدید
rain shower باران شدید
slats ضربه شدید
boom رونق شدید
hypersensitivity حساسیت شدید
rush حرکت شدید
rushing حرکت شدید
hyperinflation تورم شدید
high rate discharge تخلیه شدید
high order detonation انفجار شدید
penchant میل شدید
high explosive سوختار شدید
galloping inflation تورم شدید
an intensive particle ادات شدید
aggravator شدید کننده
advertising blitz تبلیغات شدید
passion تعصب شدید
chronic شدید گرانرو
revulsion تنفر شدید
boomed رونق شدید
booming رونق شدید
booms رونق شدید
rushed حرکت شدید
workout تمرین شدید
sthenic شدید نیرومند
workout کار شدید
workout ورزش شدید
violent wind باد شدید
schwarmerei احساسات شدید
rumbustious سخت شدید
pash باران شدید
actude conditions شرایط شدید
hard مشکل شدید
impetuous تند و شدید
vehemence غضب شدید
salvoes افهاراحساسات شدید
salvo افهاراحساسات شدید
gird ضربه شدید
exquisite شدید سخت
harder مشکل شدید
hardest مشکل شدید
paroxysmal طغیانی سخت شدید
going-over عیب جویی شدید
goings-over عیب جویی شدید
groundswell طغیان شدید دریا
hardball رقابت شدید و بیرحمانه
nymphomania میل شدید زن بجماع
nosedive نزول شدید یا ناگهانی
zing جیغ شدید وتند
mass casualties تلفات و ضایعات شدید
strong jump جهش ابی شدید
escalating شدید کردن یا شدن
hyperirritable دارای حساسیت شدید
fanatical دارای احساسات شدید
violent pain درد سخت یا شدید
impacts اصابت اثر شدید
yerk حرکت سریع و شدید
hyperdeflation انقباض پولی شدید
escalate شدید کردن یا شدن
escalated شدید کردن یا شدن
severely retarded عقب مانده شدید
impact اصابت اثر شدید
escalates شدید کردن یا شدن
nosedive نزول شدید کردن
nosedived نزول شدید یا ناگهانی
nosedived نزول شدید کردن
did you hurt your self a ایاهیچ اذیت شدید
nosediving نزول شدید یا ناگهانی
sternest سخت و محکم شدید
fanatic دارای احساسات شدید
burst advertising شروع تبلیغات شدید
fanatics دارای احساسات شدید
sterns سخت و محکم شدید
sterner سخت و محکم شدید
pathetic دارای احساسات شدید
die پارو زدن شدید
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
nosedives نزول شدید یا ناگهانی
nosedives نزول شدید کردن
nosediving نزول شدید کردن
high explosive shell گلوله محترقه شدید
stern سخت و محکم شدید
yen تمایل رغبت شدید
high explosive ماده منفجره شدید
maelstrom طوفان یا گرداب شدید
hunger for data میل شدید به داده ها
heightened شدید کردن بسط دادن
heightening شدید کردن بسط دادن
torrent جریان شدید سیل وار
hysteric دارای هیجان شدید یاهیستری
heightens شدید کردن بسط دادن
torrents جریان شدید سیل وار
heady عجول شدید مست کننده
ground swell طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
high explosive plastic گلوله پلاستیکی سوختار شدید
candescent دارای تشعشع یاگرمای شدید
big push theory of development نظریه فشار شدید توسعه
hyperaesthesia حخساسیت شدید در یک ناحیه بدن
basophil میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
hyperesthesia حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
anasarca ورم تقریبا شدید پشام
ammonal نوعی ماده منفجره شدید
high explosive antitank گلوله سوختار شدید ضد تانک
give someone a good run for her money <idiom> رقابت شدید به وجود آوردن
jars اعمال شوک شدید به یک وسیله
earnest سنگین علاقه شدید به چیزی
snifter طوفان شدید وزش سخت
upthrow بطرف بالاانداختن تحول شدید
hobby-horse کار مورد علاقهی شدید
hobby-horses کار مورد علاقهی شدید
fury هیجان شدید وتند خشم
jarred اعمال شوک شدید به یک وسیله
jar اعمال شوک شدید به یک وسیله
heighten شدید کردن بسط دادن
surge تموج سریع برق نوسان شدید
jet خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
surges تموج سریع برق نوسان شدید
electric حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
A sharp note(reply). نامه (جواب ) تند ( شدید اللحن )
jets خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetting خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetted خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
(the) creeps <idiom> احساس تنفر ویا ترس شدید
backlash عکس العمل سیاسی واکنش شدید
surged تموج سریع برق نوسان شدید
I had a very bad headache, a fever, and my whole body was shaking. من سردرد شدید و تب داشتم و تمام بدنم می لرزید.
passion اشتیاق وعلاقه شدید احساسات تند وشدید
fortis دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
blown out رانده شدن تخته موج سواری با باد شدید
thermal shock تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
tantalus تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
Hypergraphia [حالتی رفتاری مشخص شده با اشتیاق شدید برای نوشتن]
alley shot ضربه شدید کم ارتفاع به دیوار مقابل که بعد به دیوارکناری می خورد
embattle حاضر بجنگ شدن تحت فشار شدید قرار دادن
sailing گردش ناخواسته رتورهای هلیکوپتر یا ملخ هواپیما درباد شدید
nympholepsy جنون و علاقه شدید برای دسترسی به چیزهای غیرقابل حصول
paranoia جنون ایجاد سوء ذن شدید و هذیان گویی و فقدان بصیرت
small craft warning پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
stenotherm موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
fiend دارای احساسات شدید [دیوانه وار مشتاق یا علاقه مند]
mistakes اشتباه
mistaking اشتباه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com