English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (5 milliseconds)
English Persian
flamboyance اشتعال لرزشی
flamboyancy اشتعال لرزشی
Other Matches
degressive burning اشتعال طولانی اشتعال تدریجی خرج
vibrating rectifier یکسوکننده لرزشی
dry bound macadam ماکادام خشک لرزشی
burning اشتعال
combustion اشتعال
deflagration اشتعال
firing اشتعال
ignition اشتعال
flash point نقطه اشتعال
flare up اشتعال ناگهانی
inflammability اشتعال پذیری
flammability اشتعال پذیری
flammability قابلیت اشتعال
uninflammable اشتعال ناپذیر
flaming of arc اشتعال جرقه
ignitability قابلیت اشتعال
inflammability قابلیت اشتعال
inflamable اشتعال پذیر
inflamable قابل اشتعال
light firing اشتعال نورانی
ignition point نقطه اشتعال
light firing اشتعال منور
ignition charge خرج اشتعال
igniting point نقطه اشتعال
ignitable قابل اشتعال
limit of inflammability حد قابل اشتعال
firing voltage ولتاژ اشتعال
fire retardant اشتعال کاه
fire proofing compound اشتعال کاه
inflammable اشتعال پذیر
lighting اشتعال نورافکنی
flammable قابل اشتعال
combustible قابل اشتعال
combustion اشتعال احتراق
flamboyancy اشتعال بالرزش
aglow درحال اشتعال
flammable اشتعال پذیر
inflammable قابل اشتعال
burning point نقطه اشتعال
fire point نقطه اشتعال
dead center ignition نقطه اشتعال
dead burned انتهای اشتعال
flamboyance اشتعال بالرزش
combustibility قابلیت اشتعال
piceous قابل اشتعال
coal dust firing اشتعال گردی
burning train مسیر اشتعال
firing point نقطه اشتعال
ignition اشتعال احتراق
ignition اتش گیری اشتعال
lower flammability limit حد پایینی اشتعال پذیری
wildfire ماده قابل اشتعال
pyrogen عنصر قابل اشتعال
upper flammability limit حد بالایی اشتعال پذیری
lead in مدار هادی اشتعال
flammable liquid مایع اشتعال پذیر
inflammables مواد قابل اشتعال
inflammable substances مواد قابل اشتعال
hypergol مایع قابل اشتعال
fuel سوخت ماده قابل اشتعال
fuelling سوخت ماده قابل اشتعال
fuels سوخت ماده قابل اشتعال
fuelled سوخت ماده قابل اشتعال
flash point tester ازمایش کننده نقطه اشتعال
fueled سوخت ماده قابل اشتعال
hypergolic fuel سوخت خیلی حساس به اشتعال
ignitor محفظه حامل باروت اشتعال
flareback اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله
benzine انواع مواد نفتی قابل اشتعال
xylol خا نوادهای ازهیدروکربنهای سمی و قابل اشتعال و معطر
xylene خا نوادهای ازهیدروکربنهای سمی و قابل اشتعال و معطر
nitro مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
interruptor ضامن قطع مدار اشتعال ماسوره ضامن داخلی ماسوره
internal furnace کوره درونی بوته درونی اشتعال درونی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com