Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
nautical terms
اصطلاحات دریایی
Other Matches
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
midshipman
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
terminology
اصطلاحات
terminologies
اصطلاحات
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
running lights
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kite
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kites
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
architectural terms
اصطلاحات معماری
grammatical term
اصطلاحات دستوری
nomanclature
مجموعه اصطلاحات
nomenelature
فهرست اصطلاحات
turkism
اصطلاحات ترکی
nomenclauture
فهرست اصطلاحات
terminology
اصطلاحات علمی یافنی
nomenclature
مجموعه اصطلاحات نامگذاری
briticism
اصطلاحات خاص انگلیس
technic
اصطلاحات وقواعد فنی
botanical terms
اصطلاحات گیاه شناسی
terminologies
اصطلاحات علمی یافنی
inkhorn
دارای اصطلاحات قلنبه
italicism
عبارات و اصطلاحات ایتالیایی
jargon
اصطلاحات مخصوص یک صنف
terminological
وابسته به مجموعه اصطلاحات
medical terminology
اصطلاحات پزشکی یا طبی
technical
اصطلاحات وقواعد فنی
minaei
از اصطلاحات داوری کاراته
sea mark
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
stadimeter
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
terminology
لفظ گذاری مجموعه اصطلاحات
technicalization
استفاده از اصطلاحات یاروشهای فنی
terminological
وابسته به اصطلاحات علمی وفنی
nomenclature
نام گذاری فهرست اصطلاحات
anglicist
متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
cant
اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته
souithernism
لغت و اصطلاحات مخصوص جنوب
gallicism
اصطلاحات و لغات ویژه فرانسوی
nomenclature
فهرست واژه ها و اصطلاحات یک علم یا یک فن
germanism
اصطلاحات ویژه زبان المانی
terminologies
لفظ گذاری مجموعه اصطلاحات
patavinity
لهجه ولایتی اصطلاحات محلی
law french
اصطلاحات امیخته با فرانسه که در زبان حقوقی بکارمیرود
computerese
استفاده کنندگان از کامپیوتر مجموعه اصطلاحات کامپیوتری
lingua
زبان یا عضو زبانی شکل اصطلاحات خاص
ink hard terms
اصطلاحات غلنبه که حاکی ازعلم فروشی باشد
sea power
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marine
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
tern
پرستوک دریایی چلچله دریایی
terns
پرستوک دریایی چلچله دریایی
marines
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
This dictionary has many examples of how idioms are used .
این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
pidgins
انگلیسی دست وپا شکسته ومخلوط با اصطلاحات چینی
pidgin
انگلیسی دست وپا شکسته ومخلوط با اصطلاحات چینی
attack director
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
king's english
اصطلاحات و لغات خاص انگلیسی علمی مصطلح درجنوب انگلیس
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
wimp
آدم دست و پا چلفته
[شمال آلمان]
[خفت آور ]
[اصطلاحات نوجوانان]
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
maritime
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
naval gunfire
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
convoy commodore
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
jargonize
بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
crash locator beacon
برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
special drawing rights
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
light ship
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
technicality
اصطلاحات فنی نکته فنی
technicalities
اصطلاحات فنی نکته فنی
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobsters
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobster
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
spotting board
طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
naval
دریایی
sea pier
سد دریایی
benthic
ته دریایی
shark
سگ دریایی
sharks
سگ دریایی
sea
دریایی
seas
دریایی
pelagian
دریایی
salty
دریایی
sea born
دریایی
saltiest
دریایی
saltier
دریایی
marines
دریایی
marine
دریایی
maritime
دریایی
thalassic
دریایی
dogfish
سگ دریایی
nautical
دریایی
thalaesic
دریایی
seaweed
سبزال دریایی
seaweed
خزه دریایی
seaweeds
جلبک دریایی
pharos
فانوس دریایی
pigboat
زیر دریایی
navy
ناوگان دریایی
ocean manifest
بارنامه دریایی
paravane
اژدرمخرب دریایی
pelagic
دریایی دریانشین
oceanid
حوری دریایی
oceanophyte
گیاه دریایی
on shore winds
باد دریایی
marine
تفنگدار دریایی
ossifrage
عقاب دریایی
seaweed
جلبک دریایی
jellyfish
عروس دریایی
sills
برامدگی دریایی
sill
برامدگی دریایی
osprey
عقاب دریایی
seaweeds
خزه دریایی
seaweeds
علف دریایی
rock sucker
مارماهی دریایی
seaweed
علف دریایی
naval
نیروی دریایی
naval
افسرنیروی دریایی
navy
نیروی دریایی
marines
تفنگدار دریایی
navies
نیروی دریایی
navies
ناوگان دریایی
rover
دزد دریایی
gunnery
توپخانه دریایی
seaweeds
سبزال دریایی
hurricane lamp
چراغ دریایی
marines
تکاور دریایی
hurricane lamps
چراغ دریایی
seaplane
هواپیمای دریایی
seaplanes
هواپیمای دریایی
marine
تکاور دریایی
erne
عقال دریایی
medusa
ستاره دریایی
marooner
دزد دریایی
fish hawk
دال دریایی
flag officer
افسر دریایی
mark sensing
نشان دریایی
maritime trade
تجارت دریایی
floating trade
تجارت دریایی
floatplane
هواپیمای دریایی
maritime lien
امتیاز دریایی
sea pad
ستاره دریایی
finger fish
ستاره دریایی
fanal
فانوس دریایی
evening naval twilight
شفق دریایی
evening naval twilight
غروب دریایی
fairy bird
پرستوک دریایی
salangane
پرستوک دریایی
salangane
چلچله دریایی
scray
پرستوک دریایی
scray
چلچله دریایی
sea swallow
پرستوک دریایی
sea swallow
چلچله دریایی
fucus
کتانجک خس دریایی
maritime lien
برتری دریایی
hydro aeroplane
هواپیمای دریایی
hydrographic chart
نقشه دریایی
marine insurance
بیمه دریایی
marine forces
تفنگداران دریایی
marine climate
اب و هوای دریایی
kelp
اشنه دریایی
light house
چراغ دریایی
marine railway
ریل دریایی
holothurian
حلزون دریایی
holothurian
راب دریایی
geographical mile
میل دریایی
maritime law
قوانین دریایی
gribble
موریانه دریایی
maritime law
حقوق دریایی
maritime commerce
بازرگانی دریایی
marine sand
ماسه دریایی
marine regatta
ریل دریایی
hogfish
گراز دریایی
light house
فار دریایی
erne
دال دریایی
ocean current
جریان دریایی
navy time
ساعت دریایی
asteroidea
ستارههای دریایی
naval war
جنگ دریایی
naval support
پشتیبانی دریایی
naval stores
کالای دریایی
naval port
بندر دریایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com