Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
euthenics
اصلاح نژاد محیطی
Other Matches
eugenics
اصلاح نژاد
improvement in stock breading
اصلاح نژاد چارپایان
interbreed
اصلاح نژاد کردن
eugenic
از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
cross fertile
اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
orthogenesis
اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
selected breed
[گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
environmental preservation
نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
epistasis
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
background radiation
تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
revise
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises
اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
environmental
محیطی
self correcting
خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
peripheral speed
سرعت محیطی
ambient conditions
شرایط محیطی
surface speed
سرعت محیطی
environmental design
طراحی محیطی
peripheral resistance
مقاومت محیطی
spandrel beams
تیرهای محیطی
circumscribed circle
دایره محیطی
[ریاضی]
wrap around type
گونه نوشتار محیطی
error due to external influence
خطای محیطی
[ریاضی]
ambient temperature
درجه حرارت محیطی
circumcircle
دایره محیطی
[ریاضی]
environmental costs
مضار زیست محیطی
environmental impact
نشانزد زیست محیطی
environmental benefit
فواید زیست محیطی
environmental sculpture
پیکره سازی محیطی
environmental security
تامین محیطی و فیزیکی منطقه
belt frame
اسکلت محیطی بدنه هواپیما
exodermis
لایهء خارجی سلولهای زنده محیطی
to remain suspended
معلق ماندن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
to stay floating
معلق ماندن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
to suspend
معلق نگه داشتن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
common flow afterburner
توربوفن تقویت شده
[که در آن جریانهای مرکزی و محیطی بعد از پس سوز با یکدیگرترکیب می شوند.]
Lurs
نژاد لر
origin
نژاد
blood
نژاد
descents
نژاد
descent
نژاد
issues
نژاد
issued
نژاد
origins
نژاد
issue
نژاد
phylum
نژاد
sibling
هم نژاد
races
نژاد
stirps
نژاد
siblings
هم نژاد
phylon
نژاد
raced
نژاد
strain
نژاد
race
نژاد
congenerous
هم نژاد
strains
نژاد
inflow ratio
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
mutt
سگ پست نژاد
ethnocentric
نژاد پرست
ethnocentrism
نژاد پرستی
Slav
از نژاد اسلاو
underbred
از نژاد غیراصیل
the black race
نژاد سیاه
ethnology
نژاد شناسی
outcrossing
پیوند دو نژاد
ethnography
نژاد پرستی
pedigree
ریشه نژاد
pedigrees
ریشه نژاد
full blooded
از نژاد اصیل
master race
نژاد برتر
purebred
پاک نژاد
racism
نژاد پرستی
full blood
نژاد خالص
half breed
از نژاد مختلف
mutts
سگ پست نژاد
Norman
از نژاد نرمان
biotype
جانداران هم نژاد
Slavs
از نژاد اسلاو
racist
نژاد پرست
highborn
نیک نژاد
genocide
نژاد ستیزی
genocide
نژاد زدایی
mongrels
پست نژاد
Celts
نژاد سلت
Celt
نژاد سلت
Adegenerate ( decadent ) race .
نژاد فاسد
anglian
مربوط به نژاد
full-blooded
پاک نژاد
Normans
از نژاد نرمان
racists
نژاد پرست
mongrel
پست نژاد
heaven born
خدایی اسمانی نژاد
bon ton
خوش نژاد اشرافی
skinhead
رذل نژاد پرست
paleface
نژاد سفید پوست
hamito semitic
از نژاد حامی وسامی
anglo saxon
نژاد انگلیسی وساکنسونی
africander
افریقایی فرنگی نژاد
of alow parentage
فرومایه پست نژاد
negrophobe
بیمناک از نژاد سیاه
anti-Semitic
مخالف نژاد سامی
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
game fowl
نژاد خروس جنگی
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
hamitic
مربوط به نژاد حام
akkadian
نژاد اکد یا اکاد
creoles
دارای نژاد مخلوط
semitics
نژاد شناسی سامی
top dog
نژاد یا شخص غالب
schnauzer
سگ " تری یر "المانی نژاد
humankind
بشریت نژاد انسان
white civilization
تمدن نژاد سفید
Celtic
وابسته به نژاد سلت
skinheads
رذل نژاد پرست
creole
دارای نژاد مخلوط
quadroon
از نژاد سفید وسیاه
African American
نژاد آفریقایی آمریکایی
Eurasian
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
hamp shire
نژاد خوک سیاه امریکایی
broodmare
مادیان برای تولید نژاد
jersey giant
نژاد ماکیان خانگی بزرگ
non human
غیر متعلق به نژاد انسان
turanian
مردمی از نژاد التایی اورال
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
non-human
غیر متعلق به نژاد انسان
Eurasians
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
wiltshire
نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
a racist attack
حمله ای با غرض نژاد پرستی
controlled environment
محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
hotbed
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
segregationist
طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
Semitic
از نژاد سام بن نوح زبان سامی
anti-Semitic
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
amphimictic
مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
amerind
نژاد مختلط امریکایی و سرخ پوست یا اسکیمو
cacogenics
رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
slovak
نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
mixed marriage
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
gamodeme
نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
studhorse
اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد
linebreeding
پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
kaffir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
melanochroi
سیه مویان نژاد سیاه موی سبزه روی
kafir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
on an even keel
<idiom>
به ترتیب عالی یا محیطی عالی
pan germanism
نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
arrangement
اصلاح
regeneration
اصلاح
correction
اصلاح
alternation
اصلاح
amendment
اصلاح
amendments
اصلاح
betterment
اصلاح
improvements
اصلاح
reforming
اصلاح
emendation
اصلاح
arrangements
اصلاح
revision
اصلاح
revisions
اصلاح
repair
اصلاح
repaired
اصلاح
adjustment
اصلاح
adjustments
اصلاح
reconciliation
اصلاح
improvement
اصلاح
reform
اصلاح
rehabilitation
اصلاح
reforms
اصلاح
reconcilement
اصلاح اصلاح
melioration
اصلاح
reclamation
اصلاح
rectification
اصلاح
reformation
اصلاح
modifiation
اصلاح
reparation
اصلاح
shading
اصلاح
atonement
اصلاح
modification
اصلاح
shavind
اصلاح
corrigibility
اصلاح پذیری
corrector
اصلاح کننده
improvability
اصلاح شدنی
irreconcilableness
اصلاح ناپذیری
right itself
اصلاح شدن
irreconcilability
اصلاح ناپذیری
incorrigibility
اصلاح ناپذیری
improvably
اصلاح پذیر
corrigible
اصلاح پذیر
mendable
اصلاح پذیر
rectifier
وسیله اصلاح
reformism
اصلاح طلبی
regenarate
اصلاح شده
self correcting code
کد خود اصلاح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com