English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
chung shin اصول تکواندو
Other Matches
sanitize مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
antinomian مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
taekwondo تکواندو
teas کمربند تکواندو
deung joomeok پس مشت تکواندو
shihapjung تشک تکواندو
saboum مربی تکواندو
geong gegak حمله تکواندو
gasoem گاسوم تکواندو
gei تکنیک تکواندو
kyorougei مبارزه تکواندو
tea کمربند تکواندو
hayei شلوار تکواندو
joomeok مشت تکواندو
kuang jang neim سرمربی تکواندو
kuk kiwo مرکز تکواندو
geong geuk حمله تکواندو
taekwondo nore سرود تکواندو
taekwondo yooksa تاریخچه تکواندو
tou book لباس تکواندو
chi jireugi ضربه بالارونده تکواندو
wining by deukjoom برد تکواندو با امتیاز
moom poolgi تمرین کردن تکواندو
chung seung برنده هوگوابی تکواندو
bangoe gei تکنیک دفاعی تکواندو
moon doung makki نوعی دفاع تکواندو
pakat palmok بیرون ساعد تکواندو
chagi ضربه پای تکواندو
jooshim داور کنار تکواندو
k o ضربه فنی تکواندو
chung shin sooyak فرهنگ اخلاقی تکواندو
dan shimsa pyon دان سیمساپیو تکواندو
ap joomok پیش مشت تکواندو
dojang سالن تمرین تکواندو
diguot jajirogi ضربه مشت تکواندو
deashim داور وسط تکواندو
hoong seung برنده هوگو قرمز تکواندو
chigi ضربه پرتابی دست تکواندو
ap seogi راه رفتن عادی تکواندو
doobal dang sang ضربه پرشی دوگانه تکواندو
withdrawals کناره گیری از مسابقه تکواندو
withdrawal کناره گیری از مسابقه تکواندو
dan gup jeado سیستم درجه بندی تکواندو
heichio makki بازکردن دفاع ضربدری هشیوماگی تکواندو
geong gyuk نقاط حمله و دفاع کننده تکواندو
tae guk در تکواندو همه چیزبا ته گوک اغاز میشود
gup shimsa pyon فرم ازمون درجه تکواندو گاپ سیمساپیو
round روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
roundest روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
ism اصول
ism : اصول
doctrine اصول
tenet اصول
nitty-gritty اصول
technic اصول
teachings اصول
teaching اصول
doctrines اصول
root اصول
roots اصول
principles اصول
accounting principles اصول حسابداری
creationism اصول افرینش
technics اصول فنی
banking principles اصول بانکداری
copernician system اصول کپرنیک
constitutionalism اصول مشروطیت
economic principles اصول اقتصادی
abolitionist اصول بردگی
general principles اصول کلی
denial measures اصول ممانعت
monopolosm اصول انحصار
mormonism اصول mormon ها
mutualism اصول همکاری
naziism اصول نازی
nazism اصول نازی
neodoxy اصول نوین
principles of economics اصول اقتصاد
principles of economy اصول اقتصاد
principles of religion اصول مذهب
prineipal parts اصول فعل
rational principle اصول عقلیه
relativity principles اصول نسبیت
roots and branches اصول وفروع
kinesiology اصول مکانیزم
monopolism اصول انحصار
doctrine اصول حکمت
politics اصول سیاسی
system روش اصول
tenet اصول مرام
theories اصول نظری
grimacing ادا و اصول
doctrines اصول حکمت
modernism اصول امروزی
theory اصول نظری
grimace ادا و اصول
grimaced ادا و اصول
functional اصول مبادی
dogma اصول عقاید
dogmas اصول عقاید
systems روش اصول
communism اصول اشتراکی
systems اصول وجود
technologically اصول فنی
technological اصول فنی
methodologies علم اصول
system اصول وجود
methodology علم اصول
tenets اصول مسلم
grimaces ادا و اصول
planning principles اصول برنامه ریزی
pauli اصول مذهبی پولس
hierarchism اصول سلسله مراتب
household art اصول خانه داری
mutualist طرفدار اصول همدستی
manichaeanism اصول فلسفه مانی
monarchism اصول سلطنت مستقل
liberalism اصول ازادی خواهی
probity پیروی دقیق از اصول
principled دارای اصول وعقاید
hedonics اصول خوشی ولذت
image shearing principle اصول برش تصویر
principle of criminal procedure اصول محاکمات جزائی
Euclid's Elements اصول اقلیدس [ریاضی]
unnaturally بر خلاف اصول طبیعت
unnatural بر خلاف اصول طبیعت
ethics اصول اخلاقی اخلاقیات
Euclid's Elements اصول اقلیدس [ریاضی]
Protestantism اصول ایین پروتستانت
principles of economics اصول علم اقتصاد
principles of islamic economics اصول اقتصاد اسلامی
psychologism پیروی از اصول روانی
modernism اصول تجدد نوگرایی
sail close to the wind اندکی از اصول تجاوزکردن
fascism اصول عقاید فاشیست
telephone switching technique اصول اتصالات تلفنی
to do v to one's principles برخلاف اصول خودرفتارکردن
principle of civil litigation اصول محاکمات مدنی
to pull a wry face اداو اصول دراوردن
individualism اصول استقلال فردی
mouthed ادا و اصول در اوردن
technically مطابق اصول فنی
fourteen points اصول چهارده گانه
mouths ادا و اصول در اوردن
scientifically موافق اصول علمی
naturalistic موافق با اصول طبیعی
anomie بی توجهی به اصول دین
code of procedure قانون اصول محاکمات
Catholicism اصول مذهب کاتولیکی
civil procedure اصول محاکمات حقوقی
mouthing ادا و اصول در اوردن
anomy بی توجهی به اصول دین
economization رعایت اصول اقتصادی
anticonstitutional مخالف اصول مشروطیت
unparliamentary برخلاف اصول پارلمانی
democratism اصول حکومت ملی
ex post facto شامل اصول گذشته
counter current principle اصول جریان متقابل
musically مطابق اصول موسیقی
moralist معتقد به اصول اخلاق
moralists معتقد به اصول اخلاق
rationale توضیح اصول عقاید
mouth ادا و اصول در اوردن
revivalism اصول بیداری مذهبی
asceticism اصول ریاضت و مرتاضی
gradualism رعایت اصول تدریج
vigilantism پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
moral philosophy اصول اخلاق ایین رفتار
encyclopaedism اصول نویسندگان دایره المعارف
revivalist movement جنبش اصول بیداری مذهبی
principled اصولی پای بند اصول
collectivism اجرای اصول اشتراکی درزندگی
unmorality عدم مراعات اصول اخلاقی
collectivist هواخواه اصول اجتماعی درزندگی
rascalism اصول بی شرفی وحقه بازی
evolutionism اصول ترقی و تکامل تدریجی
literacy فهمیدن اصول مقدماتی کامپیوتر
modernists هوا خواه اصول امروزی
spiritualist طرفدار اصول روحانیت ومعنویت
feudalist طرفدار اصول ملوک الطوایف
accidence حادثه اصول صرف و نحو
technique اصول مهارت روش فنی
independency اصول استقلال کلیساهای محلی
inartistic فاقد اصول هنری بی هنر
democratically بر طبق اصول حکومت ملی
they are t of their doctrines موافب اصول خودمی باشند
they are t of their doctrines اصول خودرامحکم نگاه می دارند
modernist هوا خواه اصول امروزی
illiberal متعصب مخالف اصول ازادی
kinesiological principle اصول حرکت شناختی بدن
sansculottism پیروی از اصول انقلاب افراطی
moralism رعایت اصول اخلاق بطورطبیعی
spiritualists طرفدار اصول روحانیت ومعنویت
hockey چوگان بازی با اصول فوتبال
sanitation مراعات اصول بهداشت بهسازی
syndicalism پیروی از اصول اتحادیه صنفی
anglicanism اصول و انتقادات کلیسای انگلیس
techniques اصول مهارت روش فنی
the low of criminal procedure قانون اصول محاکمات جزایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com