English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English Persian
restorative اعاده کننده
restoratives اعاده کننده
Other Matches
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
rebounded اعاده
rebounding اعاده
rebounds اعاده
return اعاده
restitution اعاده
recourse اعاده
repetition اعاده
repetitions اعاده
reestablishment اعاده
redintegration اعاده
rebound اعاده
returns اعاده
restoration اعاده
returning اعاده
returned اعاده
reverted اعاده دادن
restores اعاده کردن
reverting اعاده دادن
restoring اعاده دادن
reverts اعاده دادن
new trial اعاده دادرسی
re hearing اعاده دادرسی
restoring اعاده کردن
revert اعاده دادن
re-entry اعاده تصرف
restores اعاده دادن
re entry اعاده تصرف
restore اعاده دادن
recessions اعاده کسادی
remands اعاده دادن
restore اعاده کردن
restored اعاده دادن
remanding اعاده دادن
remanded اعاده دادن
remand اعاده دادن
restored اعاده کردن
restitution اعاده تصرف
recession اعاده کسادی
reconversion اعاده مالکیت
return اعاده بازگشت
re trial اعاده دادرسی
restoration اعاده ترمیم
restorer اعاده دهنده
restorers اعاده دهنده
returns اعاده بازگشت
returning اعاده بازگشت
restitute اعاده کردن
restorable قابل اعاده
returned اعاده بازگشت
rehabilitation اعاده اعتبار
reconveyance اعاده مجدد
recuperative اعاده دهنده
reverter حکم اعاده وضع
retour sans protet اعاده بدون اعتراض
rehabilitation اعاده اعتبار تاجرورشکسته
rehabilitating اعاده اعتبار کردن
rehabilitates اعاده اعتبار کردن
rectus in curia اعاده حق ترافع در دادگاه
redisseinsin اعاده تصرف عدوانی
rehabilitation اعاده حیثیت مجرم
possessory action دعوی اعاده مالکیت
replevin دعوی اعاده مالکیت
rehabilitate اعاده اعتبار کردن
rehabilitated اعاده اعتبار کردن
disgharge of bankrupt اعاده اعتبار تاجر ورشکسته
suppliant خواهان دعوی اعاده تصرف
republication of will اعاده اعتبار وصیت نامه
bankrupts certificate گواهی نامه اعاده حیثیت
vindication اعاده حیثیت [مثال شهرت یا آبرو ...]
revalorization اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
irredentism سیاست اعاده نقاط ایتالیایی زبان بایتالیا
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
postliminum قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
rehabilitate تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
rehabilitated تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
rehabilitates تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
rehabilitating تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
strike اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
reestablishment of diplomatic relations برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
filler پر کننده
fillers پر کننده
jaberer پچ پچ کننده
fillet پر کننده
filleted پر کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com