English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
new departure اغاز رویه تازه
Other Matches
inchoative تازه اغاز شده اغازی
enactory دربردارنده مقر رات) تازه برقرارکننده حقوق تازه
new blood <idiom> جان تازه به چیزی دادن ،نیروی تازه یافتن
face off رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
new coined تازه بنیاد تازه سکه زده
dawn اغاز اغاز شدن
dawning اغاز اغاز شدن
dawns اغاز اغاز شدن
dawned اغاز اغاز شدن
newlywed تازه داماد تازه عروس
hobbledehoy کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
encrustations رویه
metier رویه
mTtiers رویه
outside رویه
upper crust رویه
immethodical بی رویه
surface رویه
metiers رویه
encrustation رویه
irregular بی رویه
outsides رویه
praxis رویه
policy رویه
policies رویه
water surface رویه اب
comportment رویه
vamp رویه
tenor رویه
instep رویه
tenors رویه
insteps رویه
surfaces رویه
tactics رویه
facet رویه
facing رویه
facings رویه
facets رویه
these t. were not رویه
ism رویه
surfaced رویه
upper رویه
uppers رویه
procedure رویه
practice رویه
control procedure رویه کنترل
procedure oriented رویه گرا
surface رویه دادن
cross section رویه برش
procedure declaration اعلان رویه
dummy module رویه ساختگی
triacontahedral سی رویه سی طرفی
smooth surface رویه صاف
scheme of life رویه زندگی
exfoliation رویه سابی
single sided disk دیسک یک رویه
code page رویه رمز
recursive procedure رویه بازگشتی
surface-to-air رویه به هوا
scheme ترتیب رویه
road surface رویه راه
schemed ترتیب رویه
systems قاعده رویه
rough surface رویه زبر
system قاعده رویه
recovery procedure رویه ترمیمی
encrustations رویه بندی
plane رویه هموار
planed رویه هموار
planes رویه هموار
rubbed surface رویه صاف
encrustation رویه بندی
pure procedure رویه جامع
card face رویه کارت
cant رویه اریب
planing رویه هموار
schemes ترتیب رویه
sandals کفش بی رویه
in stream procedure رویه با مسیل
impolicy رویه غلط
line حدود رویه
lines حدود رویه
hard soil رویه محکم
ostrich policy رویه کبک
precedent رویه قضایی
precedents رویه قضایی
surface رویه فاهر
surfaced رویه دادن
sandal کفش بی رویه
the policy of the government رویه دولت
surfaces رویه فاهر
judicial precedent رویه قضایی
ism اعتقاد رویه
surfaces رویه دادن
surfaced رویه فاهر
practice رویه پیشه
pentahedral پنج رویه
tack پونز رویه
top milk رویه شیر
cover رویه لفاف
tacks پونز رویه
finishing coat اندود رویه
coverings رویه لفاف
covers رویه لفاف
flippy فلاپی دو رویه
top رویه عالی
facet theory نظریه رویه ها
planimeter رویه پیما
tacking پونز رویه
pillow case رویه بالش
tacked پونز رویه
to change the tack تغییر رویه دادن
slope weir بندسرریز با رویه شیبدار
impolitic مخالف رویه صحیح
input output procedure رویه ورودی- خروجی
international practice رویه بین المللی
irregular act عمل خلاف رویه
procedure oriented language زبان رویه گرا
bristled رویه تجاوزکارانه داشتن
procedure رویه طریقه فرایند
revamping دوباره رویه انداختن
surface treatment عملیات سطح رویه
low key posture رویه محافظه کارانه
revamps دوباره رویه انداختن
slope weir شادروان با رویه شیبدار
binder course قشر زیرین رویه
bristle رویه تجاوزکارانه داشتن
to explain oneself رویه یاقصدخودراشرح دادن
overgrown دارای رشد بی رویه
revamp دوباره رویه انداختن
revamped دوباره رویه انداختن
honesty is the best policy راستی ودرستی بهترین رویه
frosting رویه خامهای کیک یا شیرینی
deck board کف یا رویه پالت حمل مهمات
to change one's course خط مشی یا رویه خودرا تغییردادن
tambour رویه یادیواره متحرک چوبی
the old p should be continued رویه پیش بایدادامه یابد
flippy diskette دیسکت با دو رویه قابل ضبط
one time tape نوار یک رویه کلید رمز
one time pad صفحات کلید رمز یک رویه
cataloged procedure رویه فهرست بندی شده
altar-stone [سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-slad [سنگ رویه فوقانی محراب]
to pull in دست از کار یا رویه خودکشیدن
to take a course رویه ایی را اتخاذ کردن
terminus a que اغاز
outset اغاز
origin اغاز
origins اغاز
inception اغاز
scratch line خط اغاز
kick-off اغاز
onset اغاز
abinitio از اغاز
inchoation اغاز
get away اغاز
jump off اغاز
initio در اغاز
authorship اغاز
initation اغاز
instep اغاز
getaways اغاز
incipience or ency اغاز
getaway اغاز
kick-offs اغاز
insteps اغاز
originationu اغاز
kick off اغاز
beginnings اغاز
venues اغاز
venue اغاز
commencement اغاز
initiation اغاز
exordium اغاز
entranced اغاز
entrancing اغاز
entrances اغاز
primordium اغاز
beginning اغاز
entrance اغاز
to mark out one's course طرحی برای رویه خود ریختن
sops رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
rolltop desk میز تحریر دارای رویه کشودار
resurfacing شن بخورد راه دادن بازسازی رویه
sop رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
inaugurator اغاز کننده
to take to اغاز نهادن
start of taxt اغاز متن
birth اغاز زاد
to push off اغاز کردن
birth اغاز کردن
births اغاز کردن
commenced اغاز کردن
launch اغاز کردن
from a to izzard از اغاز تا انجام
primes درجه یک اغاز
primed درجه یک اغاز
prime درجه یک اغاز
begins اغاز کردن
begins اغاز شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com