Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (6 milliseconds)
English
Persian
emeritus
افتخارا ازخدمت معاف شده
Other Matches
exempting
معاف ازخدمت شدن یا کردن
exempts
معاف ازخدمت شدن یا کردن
exempt
معاف ازخدمت شدن یا کردن
exempted
معاف ازخدمت شدن یا کردن
slacker
فراری ازخدمت نظام
slackers
فراری ازخدمت نظام
malingering
تعارض به منظور فرار ازخدمت
escape
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escaped
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escapes
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
discharges
اخراج کردن ازخدمت رهایی از خدمت
escaping
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
discharge
اخراج کردن ازخدمت رهایی از خدمت
to invalid a soldier home
سربازیرا بواسطه ناتوانی ازخدمت رها کردن
exemption
از خدمت معاف کردن معاف کردن
exempted
معاف
exempting
معاف
exonerate
معاف
exempt
معاف
exonerated
معاف
exonerating
معاف
exonerates
معاف
exempts
معاف
exonerated from
معاف از
exempts
معاف کردن
excuser
معاف کننده
exempt from duty
معاف از خدمت
exemptible
معاف شدنی
protect a player
معاف از انتقال
exonerating
معاف کردن
warless
معاف از جنگ
tax exempt
معاف از مالیات
tax free
معاف از مالیات
excused list
فهرست معاف ها
duty free
معاف ار مالیات
exempting
معاف کردن
free from taxes
<adj.>
معاف از مالیات
taxless
<adj.>
معاف از مالیات
affranchize
معاف کردن
exempted
معاف کردن
carded for record
از خدمت صف معاف
dispend
معاف کردن
dispense with
معاف شدن از
exempt
معاف کردن
dissolvable
معاف شدنی
excusable
معاف شدنی
remit
معاف کردن
remits
معاف کردن
remitted
معاف کردن
exonerated
معاف کردن
excuse
معاف کردن
excused
معاف کردن
excuses
معاف کردن
excusing
معاف کردن
duty-free
معاف از گمرک
scot free
معاف از مالیات
scot-free
معاف از مالیات
remitting
معاف کردن
tax-free
<adj.>
معاف از مالیات
tax-exempt
<adj.>
معاف از مالیات
non-taxable
<adj.>
معاف از مالیات
non-assessable
<adj.>
معاف از مالیات
dispensable
معاف کردنی
exonerate
معاف کردن
exonerates
معاف کردن
zero-rated
<adj.>
معاف از مالیات
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
free of tax
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
exempt from taxes
[only after nouns]
<adj.>
معاف از مالیات
dispensed
معاف کردن بخشیدن
dispenses
معاف کردن بخشیدن
dispense
معاف کردن بخشیدن
to buy off
با پول معاف کردن
free of general average
معاف از خسارات عمومی
free of duty
معاف از عوارض گمرکی
free of charge
معاف از حقوق گمرکی
free of all average
معاف از هرگونه خسارت
free of particular average
معاف از خسارات جزئی
dispensing
معاف کردن بخشیدن
to let off
معاف کردن ردکردن
to fall out
معاف کردن
[ارتش]
duties free
معاف از حقوق گمرکی
duty free
معاف از عوارض گمرکی
duty free
معاف ازحقوق گمرکی
to dismiss
[American E]
معاف کردن
[ارتش]
to release
[from responsibility, duty]
معاف کردن
[از وظیفه یا خدمت ]
to be excused
[from work or school]
معاف بودن
[از کار یا مدرسه]
fpa
معاف از جبران خسارت خاص
enfranchise
از بندگی رهاندن معاف کردن
enfranchised
از بندگی رهاندن معاف کردن
enfranchises
از بندگی رهاندن معاف کردن
enfranchising
از بندگی رهاندن معاف کردن
franker
معاف کردن مهر زدن
freeway
شاهراهی که از حق راهداری معاف است
freeways
شاهراهی که از حق راهداری معاف است
franks
معاف کردن مهر زدن
franking
معاف کردن مهر زدن
frankest
معاف کردن مهر زدن
franked
معاف کردن مهر زدن
exempted , adressee
گیرنده معاف از اجرای دستور
frank
معاف کردن مهر زدن
absolve
کسی را ازانجام تعهدی معاف ساختن
absolved
کسی را ازانجام تعهدی معاف ساختن
absolves
کسی را ازانجام تعهدی معاف ساختن
absolving
کسی را ازانجام تعهدی معاف ساختن
free zone
منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
Personal effects are duty-free.
لوازم شخصی معاف از حقوق گمرکی است
exempt player
بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
to dismiss
[remove]
the board of managers
مرخص کردن
[معاف کردن]
هیئت مدیره
free ports
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free port
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
dismiss
مرخص کردن معاف کردن
dismisses
مرخص کردن معاف کردن
dismissing
مرخص کردن معاف کردن
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com