English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
Other Matches
abhorrer تنفر کننده
declarer افهار کننده
utterer افهار کننده
affirmant افهار کننده
suggester افهار کننده
assertive افهار کننده
asserter افهار کننده
assertor افهار کننده
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
boh صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
boos صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
booing صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
booed صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
boo صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
revolt شورش یا طغیان کردن افهار تنفر کردن
revolts شورش یا طغیان کردن افهار تنفر کردن
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
apophasis افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
remarking افهار داشتن افهار نظریه دادن
remarked افهار داشتن افهار نظریه دادن
remarks افهار داشتن افهار نظریه دادن
statable افهار کردنی قابل افهار یا توضیح
stateable افهار کردنی قابل افهار یا توضیح
remark افهار داشتن افهار نظریه دادن
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
rebutter رد کننده
percutient دق کننده
whisperer پچ پچ کننده
attenuant اب کننده
tracker پی کننده
bandwidth یچ کننده
noncommittal رد کننده
sensor حس کننده
abjurer or abjuror کننده
puffer پف کننده
filler پر کننده
trackers پی کننده
attacking تک کننده
catterer پچ پچ کننده
swooner غش کننده
commulator یک سو کننده
refuser رد کننده
prattfall پچ پچ کننده
prater پچ پچ کننده
fillers پر کننده
syncopator غش کننده
refutative رد کننده
crepitant خش خش کننده
refutatory رد کننده
ear-splitting کر کننده
surfy کف کننده
hoppers لی لی کننده
skittish رم کننده
doers کننده
doer کننده
solver حل کننده
solvent اب کننده
mauler له کننده
fillets پر کننده
filleting پر کننده
squelcher له کننده
filleted پر کننده
thinner کم کننده
squasher له کننده
hopper لی لی کننده
bidder کننده
fizzy کف کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
jaberer پچ پچ کننده
deletive حک کننده
deflective کج کننده
repudiationist رد کننده
spurner رد کننده
renunciant رد کننده
renunciant کننده
solvents اب کننده
fluxing oil اب کننده
crusher له کننده
mumbler من من کننده
mitigatory کم کننده
bidders کننده
bender خم کننده
benders خم کننده
fillet پر کننده
mitigative کم کننده
drippy کسل کننده
crippler فلج کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com