Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
positive economics
اقتصاد مثبت
Other Matches
positive
قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
normative economics
اقتصاد اخلاقی اقتصاد رفاه که در ان قضاوت ارزشی صورت میگیرد
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
reaganomics
اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
planned economies
اقتصاد برنامه ریزی شده اقتصاد با برنامه
expanding economy
اقتصاد در حال توسعه اقتصاد در حال گسترش
planned economy
اقتصاد برنامه ریزی شده اقتصاد با برنامه
market economy
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
free enterprise
اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
justificatory
مثبت
poss
مثبت
assertive
مثبت
affirmative
مثبت
declaratory
مثبت
positive
مثبت
affirmatory
مثبت
pro-
جنبه مثبت
pro
جنبه مثبت
positivity
مثبت بودن
false positive
مثبت کاذب
positive skewness
چولگی مثبت
positive electrode
الکترد مثبت
affirmatively
بطور مثبت
positive slope
شیب مثبت
positive transfer
انتقال مثبت
positive transference
انتقال مثبت
positive transmission
پخش مثبت
positively skewed
چوله مثبت
anode
قطب مثبت
anode
الکترود مثبت
active balance
مانده مثبت
positivism
مثبت گرایی
yea
رای مثبت
hot-wiring
سیم مثبت
hot-wires
سیم مثبت
hot-wired
سیم مثبت
hot-wire
سیم مثبت
hot wire
سیم مثبت
an a answer
پاسخ مثبت
zincoid
قطب مثبت
cation
یون مثبت
anodes
الکترود مثبت
anodes
قطب مثبت
posivite ray
پرتو مثبت
active balance
موازنه مثبت
positive correlation
همبستگی مثبت
if so
در صورت مثبت
positive film
فیلم مثبت
affirmative
عبارت مثبت
positive feedback
واخوراند مثبت
positive feedback
بازخورد مثبت
positive element
سازه مثبت
positive electricity
برق مثبت
aye
رای مثبت
positive electricity
الکتریسیته مثبت
affirmative
اظهار مثبت
positive wire
سیم مثبت
positive conductor
سیم مثبت
plus
افزودن به مثبت
positive lead
سیم مثبت
positive glow
شعله مثبت
positive charge
بار مثبت
positive brush
زغال مثبت
positive pole
قطب مثبت
positive acceleration
شتاب مثبت
positive modulation
پخش مثبت
nonposetive
غیر مثبت
positive potential
پتانسیل مثبت
positive reinforcement
تقویت مثبت
positive relation
رابطه مثبت
positive side
بخش مثبت
positive sign
علامت مثبت
positive plate
صفحه مثبت
positive column
ستون مثبت
assertion
افهار مثبت
positive logic
منطق مثبت
positive modulation
تحمیل مثبت
positive balance
مانده مثبت
averment
افهار قطعی یا مثبت
take down
<idiom>
مثبت وضبط صحبتها
cardinal
عدد صحیح مثبت
yea
بلکه رای مثبت
cardinals
عدد صحیح مثبت
positively
محققا" بطور مثبت
positive skewness
عدم تقارن مثبت
positive post
قطب مدار مثبت
positron
ذره کوچک مثبت
positive terminal
قطب مدار مثبت
positive integer
عدد صحیح مثبت
anode
قطب مثبت باطری
anodes
قطب مثبت باطری
positive feeder
سیم تغذیه مثبت
crater in positive carbon
گودی کربن مثبت
factorial
حاصلضرب اعدادصحیح مثبت
positive cotton effect
پدیده مثبت کاتن
look at the world through rose-colored glasses
<idiom>
خیلی مثبت بودن
yea-sayer
گوینده
[رای]
مثبت
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
to answer in the a
پاسخ مثبت دادن
to yet had it
طرف مثبت اکثریت را دارند
amphoteric
دارای برق مثبت و منفی
hydrogen ion
یون +H با بار الکتریکی مثبت
anodize
بصورت قطب مثبت در اوردن
anodes
ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
anode
ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
polar
دارای الکتریسیته مثبت و منفی
positive integer
عدد صحیح مثبت
[ریاضی]
anode glow
شعله مثبت فضای روشن اند
The pros and cons ( of something ) .
جنبه های موافق ومخالف ( مثبت ومنفی )
polarities
وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
favorable balance of trade
موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
polarity
وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
unipolar
سیگنالی که فقط از سط وح ولتاژ مثبت استفاده میکند
plus signs
که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
polarity
تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
plus
که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
plus sign
که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
charge neutrality
تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
polarities
تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
cation
یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
bipolar
استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
anticathode
قطب مثبت برق صفحهء پلاتین یا تنگستن دولولهء اشعهء مجهول
favourble balance of trade
تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
water utilization
اقتصاد اب
economy
اقتصاد
economies
اقتصاد
reversed
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reversing
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverses
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverse
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
positive economics
اقتصاد توصیفی
natural economy
اقتصاد طبیعی
positive economics
اقتصاد اثباتی
welfare economics
اقتصاد رفاه
weak economy
اقتصاد ضعیف
warfare economy
اقتصاد جنگی
two sector economy
اقتصاد دو بخشی
token economy
اقتصاد ژتونی
test economy
اقتصاد ازمون
subsistence economy
اقتصاد معیشتی
natural economy
اقتصاد غیرپولی
neoclassical economics
اقتصاد نئوکلاسیک
normative economics
اقتصاد هنجاری
open economy
اقتصاد باز
planless economy
اقتصاد نسنجیده
planless economy
اقتصاد بی نقشه
plutonomy
اقتصاد سباسی
fuel economy
اقتصاد سوخت
static economy
اقتصاد ایستا
minister of finance
وزیر اقتصاد
sales
فروش
[اقتصاد]
interest
بهره
[اقتصاد]
share of stock
[American English]
سهم
[اقتصاد]
turnover
[British English]
فروش
[اقتصاد]
reaganomics
اقتصاد ریگانی
price theory
اقتصاد خرد
principles of economics
اصول اقتصاد
principles of economy
اصول اقتصاد
quantitative economics
اقتصاد کمی
realisation
[British E]
[of something]
نقدی
[اقتصاد]
realization
[American E]
[of something]
نقدی
[اقتصاد]
liquidation
[of something]
نقدی
[اقتصاد]
realisation
[British E]
[of something]
واریزحساب
[اقتصاد]
realization
[American E]
[of something]
واریزحساب
[اقتصاد]
liquidation
[of something]
واریزحساب
[اقتصاد]
spotaneous economy
اقتصاد خودبخودی
soviet economy
اقتصاد شوروی
sound economy
اقتصاد قوی
regional economy
اقتصاد منطقهای
quantitative economics
اقتصاد ریاضی
engineering economics
اقتصاد مهندسی
applied economics
اقتصاد صنعتی
agricultural economics
اقتصاد کشاورزی
political economy
اقتصاد سیاسی
planned economy
اقتصاد برنامهای
planned economy
اقتصاد بانقشه
planned economy
اقتصاد سنجیده
arithmetic , political
اقتصاد سیاسی
balance economy
اقتصاد متوازن
econometrics
اقتصاد سنجی
dynamic economy
اقتصاد متحرک
dynamic economy
اقتصاد پویا
dualistic economy
اقتصاد دوگانه
domestic economy
اقتصاد محلی
domestic economy
اقتصاد داخلی
descriptive economics
اقتصاد توصیفی
closed economy
اقتصاد بسته
centrally planned economy
اقتصاد متمرکز
barter economy
اقتصاد پایاپای
planned economies
اقتصاد برنامهای
market economy
اقتصاد بازار
market economies
اقتصاد بازار
mixed economy
اقتصاد مختلط
mixed economies
اقتصاد مختلط
economy
علم اقتصاد
economies
علم اقتصاد
home economics
اقتصاد منزل
planned economies
اقتصاد بانقشه
planned economies
اقتصاد سنجیده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com