English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (8 milliseconds)
English Persian
gastritis التهاب معده
Search result with all words
gastroenteritis التهاب معده و رودهی باریک
Other Matches
gastroscope اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
erythematic وابسته به التهاب پوست التهاب اور
phlogosis التهاب
phlegmasia التهاب
fervor التهاب
incandescence التهاب
inflammation التهاب
ophthalmia التهاب
fervour التهاب
maw معده
stomach معده
stomached معده
stomachs معده
tummies معده
tummy معده
orifice of the stomack معده
foul stomach معده پر
stomaching معده
the inner man معده
kyte معده
intermediate anneal التهاب میانی
ovaritis التهاب تخمدان
erythema التهاب پوست
encephalitis التهاب مغز
annealing التهاب گداختگی
pulmonitis التهاب ریه
parotitis التهاب غددبناگوشی
metritis التهاب رحم
pharyngitis التهاب حلق
pharyngitis التهاب گلو
pack annealing التهاب لفافی
phlebitis التهاب وریدها
leucophlegmasia التهاب سفید
podarthritis التهاب مفاصل پا
keratitis التهاب قرنیه
neuritis التهاب عصبی
carditis التهاب قلب
pneumonia التهاب ریه
ophthalmitis التهاب چشم
boiled التهاب هیجان
adenitis التهاب غده
Tendinitis التهاب تاندون
tumult اشوب التهاب
peritonitis التهاب صفاق
inflammable التهاب پذیر
arthritis التهاب مفصل
boil التهاب هیجان
boils التهاب هیجان
box anneal التهاب جعبهای
brainfever التهاب دماغ
collywobbles درد معده
gastroscopy معاینه معده
stomachache درد معده
pneumogastric nerve پی با عصب شش و معده
maw حفره معده
heartburn سوزش معده
gastroptosis سقوط معده
epigastrium روی معده
stomach pump تنقیهی معده
stomach pumps تنقیهی معده
f.of the stomach ته یاقعر معده
craw معده جانور
gastric juice شیره معده
gastric ulcer زخم معده
antacid ضداسید معده
gastritis اماس معده
cramp of stomach درد معده
gastritis ورم معده
saburra اخلاط معده
rot gut معده خراب کن
pyrosis سوزش معده
gastrolith سنگ معده
cardialgia دردفم معده
pack annealing furnace کوره التهاب لفافی
white heat نور سفید التهاب
otitis التهاب گوش [پزشکی]
pot annealing furnace کوره التهاب کفچهای
bright drawn کشیدن در حالت التهاب
glows التهاب تابش گداختگی
glow التهاب تابش گداختگی
glowed التهاب تابش گداختگی
coil annealing furnace کوره التهاب القایی
tummy upset [coll.] ناراحتی معده [پزشکی]
breadbasket معده ناحیه حاصلخیز
gastroenteritis ورم معده و رودهها
ascarid کرم معده اسکاریس
antacid دوای ضد ترشی معده
gastrointestinal مربوط به معده و روده
psalterium معده سوم نشخوارکنندگان
gastro enteritis اماس معده وروده
polygastric دارای چندین معده
gastroptosis پایین افتادن معده
stomach upset ناراحتی معده [پزشکی]
upset stomach ناراحتی معده [پزشکی]
abdominal pain معده درد [پزشکی]
indigestion ناراحتی معده [پزشکی]
stomach pain معده درد [پزشکی]
dyspepsy ناراحتی معده [پزشکی]
uteritis اماس زهدان التهاب رحم
gingivitis اماس و التهاب لثه دندان
osteomyelitis التهاب موضعی و مخرب استخوان
gastric fever تب معدهای یارودهای حمای معده
gastroenterologist متخصص بیماریهای معده وروده
gastroenterology مطالعه معده و روزده وبیماریهای ان
mesogaster معده بند ناحیه ناف
laryngitis اماس خشک نای التهاب حنجره
allergic rhinitis [med.] التهاب مخاط بینی آلرژیک [پزشکی]
pollenosis [med.] التهاب مخاط بینی آلرژیک [پزشکی]
hay fever [med.] التهاب مخاط بینی آلرژیک [پزشکی]
hayfever [med.] التهاب مخاط بینی آلرژیک [پزشکی]
pollinosis [med.] التهاب مخاط بینی آلرژیک [پزشکی]
solar plexus شبکه عصبی ناحیه زیر معده
peptic gland دژ پبهی که شیره معده از ان تراوش میکند
gastro enteric وابسته به معده وروده معدی امعائی
ingestion قورت دادن داخل معده کردن
mesogaster پردهای که معده رابدیوارعقبی شکم می پیوند د
gastrectomy عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
achlorhydria فقدان اسید کلریدریک درشیرهء معده
mastoiditis ماستوئیدیت [التهاب استخوان پشت گوش] [پزشکی]
pleurohepatitis اماس شامه شش وجگر التهاب غشاریه وکبد
gastrin هورمونی که موجب ترشح شیره معده میگردد
pepsine پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
pepsin پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
lavage انجدان رومی شستشوی معده یازخم شستشو دادن
phlegm [secretion in the airway during inflammation] بلغم [مخاط] [ترشح در دستگاه تنفسی در زمان التهاب] [پزشکی]
ulcer زخم معده قرحه دار کردن یا شدن ریش کردن
ulcers زخم معده قرحه دار کردن یا شدن ریش کردن
neuritis التهاب یا اماس وزخم عصبی که دردناک است وسبب ناراحتی عصبی وگاهی فلج میگردد
anti blush tinner ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com