Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (5 milliseconds)
English
Persian
themis
الهه دادگستری
Other Matches
courthouse
کاخ دادگستری
attorneys
وکیل دادگستری
judicial court
دادگاههای دادگستری
ministry of justice
وزارت دادگستری
judge advocate
ضابط دادگستری
attorney
وکیل دادگستری
Attorneys General
وزیر دادگستری
barrister
وکیل دادگستری
barristers
وکیل دادگستری
justice
درستی دادگستری
lawyer
وکیل دادگستری
lawyers
وکیل دادگستری
Attorney General
وزیر دادگستری
courthouses
کاخ دادگستری
bar association
کانون وکلا دادگستری
Federal Attorney General
وزیر دادگستری فدرال
pot hat
کلاه وکلای دادگستری
serjeant at law
وکیل درجه یک دادگستری
Federal Prosecutor General
وزیر دادگستری فدرال
minerva
الهه
flora
الهه گل
nox
الهه شب
goddess
الهه
goddesses
الهه
nemesis
الهه انتقام
nike
الهه پیروزی
euterpe
الهه موسیقی
bellona
الهه جنگ
water nymph
الهه دریایی
eris
الهه ناسازگاری
sol
الهه خورشید
neptune
الهه اقیانوس
faunis
الهه جانوران
lucina
الهه زایمان
silenus
الهه جنگل
luna
الهه ماه
trial lawyer
وکیل دادگستری که دردادگاههای جنایی حضورمییابد
artemis
الهه ماه وشکار
demeter
الهه زراعت وحاصلخیزی
ceres
الهه زراعت ورستنی ها
venus
الهه عشق و زیبایی
muse
الهه شعر وموسیقی
mused
الهه شعر وموسیقی
muses
الهه شعر وموسیقی
pallas
الهه پالاس اتنا
pomona
الهه درختان میوه
isis
ایزس الهه حاصلخیزی
merry dances
نام الهه بامداد
f.b.i
یکی از ادارات وزارت دادگستری ایالات متحده
hestia
الهه اجاق خانوادگی وشهرها
melpomene
الهه شعر وتراژدی یونان
hecate
الهه سحروجادو و عالم اسفل
queen of love
زهره نام الهه زیبایی
the nine
نه تن الهه شعر و هنرهای زیبا
queen of night
نام الهه ماه وشکار
vestal
روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
hebe
الهه جونی که ساقی خدایان بود
caissa
الهه شطرنج مخلوق سر ویلیام جونز
vesta
الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
parnassian
نام کوهی در یونان مرکزی که اختصاص داشت به الهه شعر
disbarment
محروم کردن از حق وکالت دادگستری ممنوع الوکاله کردن
international court of justice
دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
privileged communication
مکاتبات یا ارتباطاتی که برمبنای اطمینان صنفی با وکیل دادگستری به وجود می اید ووی مجاز به افشای انهانیست بذور کلی هر نوع نامه و مکاتبهای که به دلائل قانونی نباید گشوده و فاش شود
morpheus
الهه خواب خواب پرور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com