English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English Persian
smutchy الوده وکثیف
Other Matches
blacks چرک وکثیف
blackest چرک وکثیف
blacker چرک وکثیف
blacked چرک وکثیف
black چرک وکثیف
pigs ادم حریص وکثیف
drabble خیس وکثیف شدن
pig ادم حریص وکثیف
slob ادم نامرتب وکثیف ادم کثیف وژولیده
slobs ادم نامرتب وکثیف ادم کثیف وژولیده
contaminate الوده
miry الوده
contaminating الوده
contaminated الوده
contaminates الوده
smeary الوده
in for الوده
unclean الوده
bedraggled الوده
spotty الوده
sullies الوده شدن
contaminants جسم الوده
contaminant جسم الوده
contaminating الوده کردن
imbrue الوده کردن
pollutants الوده کننده
envenom الوده کردن
pollutant الوده کننده
sully الوده شدن
polluters الوده کننده
sullied الوده شدن
contaminative الوده کننده
contamination الوده کردن
bitten with الوده دچار
sullying الوده شدن
contaminates الوده کردن
defile الوده کردن
sludgy لجن الوده
muck الوده کردن
smutch الوده کردن
soilure الوده سازی
septic گندیده الوده
slimy لجن الوده
red-handed بخون الوده
defiled الوده کردن
defiles الوده کردن
polluter الوده کننده
contaminated الوده کردن
defiling الوده کردن
unchaste الوده دامن
contaminate الوده کردن
infects الوده کردن
infect الوده کردن
infecting الوده کردن
contaminants ملوث الوده کننده
to imbrue with blood الوده بخون کردن
red handed دست بخون الوده
to imbrue in blood الوده بخون کردن
bacterize بامیکرب الوده شدن
erythroid الوده یامایل بخونریزی
contaminant ملوث الوده کننده
flyblown الوده بتخم حشرات
contaminate الوده یا کثیف کردن
contaminates الوده یا کثیف کردن
contaminating الوده یا کثیف کردن
contaminated الوده یا کثیف کردن
smuttiest با سیاهک الوده شده
smutty با سیاهک الوده شده
smuttier با سیاهک الوده شده
taint رنگ کردن الوده شدن
taints رنگ کردن الوده شدن
tainting رنگ کردن الوده شدن
fly blow الوده به تخم مگس کردن
smog هوای الوده به دود وبخار
smoggy پوشیده از مه غلیظ الوده با دود
trichinize با کرم گوشت خوک الوده شدن
wallow course خندق مخصوص ضدعفونی خودروهایی که به مواد ش م ر الوده شده اند
hot spot نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spots نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
mess :شلوغ کاری کردن الوده کردن
messes :شلوغ کاری کردن الوده کردن
flybelt منطقه الوده به حشره تسه تسه
befoul کثیف کردن الوده کردن
quarantined در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantine در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantines در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantining در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com