Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
high energy electron
الکترون پر انرژی
Search result with all words
electron energy
انرژی الکترون
phosphor
اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
Other Matches
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
traces
رد الکترون
traced
رد الکترون
trace
رد الکترون
negatron
الکترون
electron donor
الکترون ده
coelectron
هم الکترون
electrons
الکترون
electron
الکترون
isoelectronic
هم الکترون
electrophile
الکترون دوست
electroneutrality
الکترون خنثایی
odd electron
الکترون منفرد
electron volt
الکترون ولت
electron tube
لوله الکترون
electron transition
عبور الکترون
concentration of electron
چگالی الکترون
density of electron
چگالی الکترون
electron transition
انتقال الکترون
electron trajectory
مسیر الکترون
electron spin
اسپین الکترون
conduction electron
الکترون رسانایی
conduction electron
الکترون رسانش
nuclear electron
الکترون هسته
nonbonding electron
الکترون ناپیوندی
isoelectronic ions
یونهای هم الکترون
free electron
الکترون ازاد
secondary electron
الکترون ثانوی
electron beam
اشعه الکترون
primary electron
الکترون اولیه
antibonding electron
الکترون ضد پیوندی
photo electron
فوتو الکترون
photo electron
الکترون نوری
free electron
الکترون غیرپیوندی
bound electron
الکترون بسته
outer shell electron
الکترون رسانایی
outer shell electron
الکترون بیرونی
charge of the electron
بار الکترون
electron conduction
هدایت الکترون
initiating electron
الکترون اغازگر
inner shell electron
الکترون درونی
electron spin
تنیدگی الکترون
mass of the electron
جرم الکترون
electron pair
زوج الکترون
electron distribution
پخش الکترون
electron donor
دهنده الکترون
electron orbit
مسیرگردش الکترون
electron drift
رانش الکترون
electron emission
صدور الکترون
electron multiplier
افزاینده الکترون
electron emitter
منبع الکترون
electron emmission
انتشار الکترون
electron energy
کارمایه ی الکترون
electron mass
جرم الکترون
electron exchange
تبادل الکترون
electron flow
فلوی الکترون
electron flow
سیلان الکترون ها
electron focusing
تمرکز الکترون
electron injector
الکترون افکن
electron diffraction
خمیدگی الکترون
electron deceleration
دیرکرد الکترون
electron decay
اضمحلال الکترون
electron shell
پوسته الکترون
lone electron
الکترون تنها
electron acceleration
شتاب الکترون
electron acceptor
پذیرنده الکترون
electron acceptor
الکترون پذیر
electron affinity
الکترون خواهی
electron avalanche
بهمن الکترون
electron beam
شعاع الکترون
electron beam
پرتو الکترون
electron beam
باریکه الکترون
electron capture
الکترون گیراندازی
electron charge
بار الکترون
electron concentration
غلظت الکترون
electronic concentration
غلظت الکترون
electron recoil
بازگشت الکترون
electron decay
تجزیه الکترون
electron jump
پرش الکترون
valence electron
الکترون فرفیت
valence electron
الکترون رسانایی
valence electron
الکترون والانس
emissions
صدور الکترون
emission
صدور الکترون
lone pair electron
زوج الکترون تنها
electron pair bond
پیوند زوج الکترون
linear accelerator
شتابده خطی الکترون
electron accelerator
شتاب دهنده الکترون
lone pair electron
زوج الکترون ناپیوندی
delocalized electron
الکترون غیر مستقر
electron transit time
زمان عبور الکترون
unpaired electron
الکترون جفت نشده
free electron gas
گاز الکترون ازاد
elementary charge
بار الکترون
[فیزیک]
bonding electron pair
زوج الکترون پیوندی
transmission electron micrograph
ریزنگار انتقال الکترون
outer shell electron
الکترون لایه بیرونی
electron attachment
پیوستگی یا وابستگی الکترون
electron capture detector
اشکارساز الکترون گیراندازی
electron transfer mechanism
مکانیسم انتقال الکترون
electron spin resonance
رزونانس اسپین الکترون
electron paramagnetic resonance
رزونانس پارامغناطیسی الکترون
electron pairing
زوج شدن الکترون
electroosmotic effect
اثر الکترون اسمزی
electron pair
زوج الکترون حفره
electron orbit
مدار گردش الکترون
electrophilic addition
افزایش الکترون دوستی
electron gun
لوله پرتاب الکترون
electrophilic attack
حمله الکترون دوستی
electrophilic reagent
واکنشگر الکترون دوست
free electron model
الگوی الکترون ازاد
electron deficient molecules
مولکولهای با کمبود الکترون
electron deceleration
کندی حرکت الکترون
electron charge mass ratio
چگالی بار الکترون
supressor grid
شبکه الکترون بند
secondary electron emission
پیل ثانویه الکترون
rest mass of the electron
جرم ساکن الکترون
electron multiplier
فزون ساز الکترون
electron withdrawing substituent
گروه استخلافی الکترون کشنده
pictures
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictured
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picture
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electrophilic aromatic substitution
استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
Electron paramagnetic resonance
[EPR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
electron spin resonance
[ESR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
quasi free electron theory
نظریه الکترون شبه ازاد
electron releasing substituent
گروه استخلافی الکترون دهنده
electrosensitive
چاپ با کاغذ حساس به الکترون
picturing
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
photon
تنها یک الکترون تابش شود
beams
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beam
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow
قاعده چپگرد برای جریان الکترون
statcoulomb
[statC]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electron beam
رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
franklin
[Fr]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
right hand rule for electron flow
قاعده راست گرد برای جریان الکترون
electrostatic unit of charge
[esu]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
hall effect
شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
line flyback
اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
klystron
لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
charges
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
beam
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beams
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
photoemission
خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
inelastic
spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
flyback
اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
photoemissive
مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
i.e.t.s
tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
EBR
ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
phototude
لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
antimatter
جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
energy barrier
سد انرژی
zip
انرژی
zips
انرژی
zipping
انرژی
powers
انرژی
vigour
انرژی
powered
انرژی
energies
انرژی
endrgized
با انرژی
zipped
انرژی
energy
انرژی
powering
انرژی
power
انرژی
energy line
خط انرژی
deenergized
بی انرژی
vigor
انرژی
low energy
انرژی کم
high energy
پر انرژی
isenergic
هم انرژی
exergonic
انرژی ده
energy quantum
کوانتوم انرژی
energy transfer
انتقال انرژی
energy theorem
تئوری انرژی
energy supply
منبع انرژی
radiation energy
انرژی تابشی
energy storage
انباره ی انرژی
exchange energy
انرژی تبادل
energy regeneration
بازیابی انرژی
energy transmission
انتقال انرژی
excitation energy
انرژی تحریک
field energy
انرژی میدان
fermi energy
انرژی فرمی
power transfer
انتقال انرژی
energy radiation
تابش انرژی
free energy
انرژی ازاد
energy stage
لایه انرژی
energy shell
پوسته انرژی
hydration energy
انرژی ابپوشی
ionization energy
انرژی یونیزاسیون
ionization energy
انرژی یونش
inductance
گیرنده انرژی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com